تابستان و مشکلات شهری !

مدتی است که تابستان و گرما شروع شده و هر روز در خیابان در هر جای شهر مشکلات شهری به نظرم میرسد که شاید با یک مدیریت صحیح و کار آمد شاید از همان ابتدا حل می شد ولی نه تنها فکری برای آن نشده بلکه هم اکنون نیز جز آلودگی چیزی را به همراه ندارد!
جوب هایی که از آب های متعفن و بد بو و بد رنگ پر شده و فکری هم ظاهرا برای کسی ایجاد نمیشود ! آب هایی که با یک شیب مناسب به چاه های تخلیه باید سر ریز شود ولی هم اکنون تنها به آلودگی شهری دامن زده و با گرمای هوا هم بر غلظت آن افزوده می شود!
کاری که می شد از همان ابتدا حل شود هم اکنون نیز برای رفع این مشکل و تمیزی جوب ها خبری از ماموران زحمت کش شهرداری نیست و با پیگیری از طریق شهرداری ها هم اکثرا کسی به نتیجه ای نمیرسد ! مشکلی که به بیماری های پوستی و انگلی می انجامد !

ارسال شده در جامعه, دل نوشته | پاسخ دهید:

کوچه بی نام

اول از هر چیز من نه منتقد سینما و فیلم هستم و نه تحلیل گر سینمایی ! من فقط یک بیننده فیلم هستم تا بتوانم با درستی و شیوه صحیح با یک فیلم ه خوب و در زمان های آزاد وقتم را پر کنم !
مدتی بود که تبلیغ و تیزر های فیلم کوچه بی نام را میدیدم و همیشه تا چند روز پیش در حسرت نداشتن وقتی برای دیدن این فیلم در سینما بودم و چند روز پیش متوجه شدم این فیلم پس از اکران در سینما به روی سینماهای خانگی هم آمده و توانستم فیلم را بر روی سی دی خریداری کنم. تا دیشب که با شوق ه فراوان برای دیدن فیلم دست بکار شدم و یک ساعت و نیم وقت خودم را در اختیار کارگردان و عوامل فیلم دادم و در آخر نیز به این پرسش رسیدم ! خوب که چی؟فیلمی با ضرب آهنگی تند ولی بی محتوا ! نشان گر جامعه و قشری از جامعه کشور ایران و کاملا بی هدف ! شاید اگر بازی خوب باران کوثری نبود فیلم از همین فراز و نشیب های بی سر و ته خود نیز می افتاد ! فیلمی که در تمامی صحنه ها و سکانس های آن از بازی خوب باران کوثری بهره میبرد و دیگر هیچ چیز را نداشت ! دختری از قشر پایین و پر جمعیت و همین طور مذهبی ایران که بر خلاف مسیر رودخانه شنا میکرد و بدون ترس جلوی پدر و مادر خود ایستاد و به راحتی میگفت خوب من هم این جور زاده شده ام ! پسری که مشخص شد به صورتی بسیار مبتذل تر از فیلم های کشور همسایه به مانند فیلم های ترکی شبکه های ماهواره ای از ارتباطی صیغه ای بوجود آمده و باز هم با عشق و عاشقی خواهر و برادری به نافرجام و بعد هم به سقوطی بی حاصل از سانحه هواپیما تن در داده و به نوعی از سناریو فیلم کنار گذاشته می شود و پدری که تا آن روز با سرپوشی داشتن همسری صیغه ای پسر خود را نیز منکر بوده است !
همه و همه داستان ه بی سر و ته فیلم را تشکیل داده و نه تنها آموزه ای در داستان مشخص نبوده بلکه پس از پایان این ساعت به هیچ جوابی هم نرسیدم ! فیلم را به هیچ عنوان برای هیچ قشری حتی قشر بیکاران جامعه توصیه نمیکنم !

ارسال شده در دسته‌بندی نشده, دل نوشته, فیلم و سریال | برچسب‌شده , , , , | ۲ پاسخ

تاکسی های شهر

این روزها دیگر همه چیز تغییر کرده و از گذشته به جز در عکس های نه چندان قدیمی چیزی نمی بینیم ! دیگر آن حال و هوای قدیم آن صفایی که در بین مردم وجود داشت نیز جای خود را به لایک پرانی ها و عضویت در جامعه مجازی به در آمده و این خود یک آفت مهم در بین ما ایرانی ها است ! چرا که با وجود رشد فزاینده تکنولوژی در جوامع دیگر به خصوص جوامع غربی هنوز هم آنها پابند به یک سری عادات و رفتار های قدیمی هستند و هنوز هم برای پاسداشت رسم و آیین ها پافشاری می کنند.
تاکسی ! این ماشین هایی که از قدیم در شهر ها مشغول هستند و به جابجایی مسافران می پردازند! به یاد دارید تاکسی های هر شهر در ایران به یک رنگ بودند؟ تاکسی های تهران نارنجی رنگ و تاکسی های مشهد و قم مشکی و تاکسی های شیراز هم ماست خیاری !! آن موقع ها به تاکسی های دورنگ شیراز که سفید و سبز بودند ماست خیاری میگفتند ! کجا هستند آن رنگ ها آن تاکسی های بنز قدیمی آن پیکان های مدل ۱۳۴۶ و آن فورد های قدیمی ؟ دیگر حتی لاشه های آن ها را نیز در پارکینگ های شهرداری ها و راهنمایی رانندگی نمی بینیم !
کاش باز هم به جای این تک رنگی ها به آن همه رنگ می رسیدیم و دلمان شاید باز می شد! تاکسی های شهر شما چه رنگی بودند؟

ارسال شده در جامعه, خاطرات | برچسب‌شده , , , , | پاسخ دهید:

جنگ ستارگان

تا به حال از سری مجموعه جنگ ستارگان هیچ کدومش رو دیدید؟ به نظرتون چطور بودن ؟ آیا این سری جدید رو هم دیدید؟ قسمت هفتم از جنگ ستارگان؟
قبل از هر چیز باید این رو بگم که خیلی از دوستان که سررشته در امور فیلم و سناریو و سینما دارن خیلی با اینجور فیلم ها ارتباطی رو برقرار نکرده اند و شاید به نظرشون دیدن اینگونه فیلم های تخیلی اون هم با این سبک خیلی بچه گانه و بی معنی باشه اما به نظر من قرار نیست که این فیلم و این گونه از فیلم ها رو با شاهکار های سینمایی مقایسه کنیم ! ما میتونیم اون شاهکار ها رو ببینیم اون هم در هر ژانر که دوست داریم و این هم در کنار اون ها ! در ضمن دیدن این گونه فیلم ها راحت هست و کلا نباید هر فیلمی که به سختی مخاطب رو به خودش جذب میکنه و برای فهمیدنش نیاز هست تا فیلم رو دوباره دید از این فیلم بهتر باشه ! نه این که این فیلم ه جنگ ستارگان بچه بازی باشه و نبینیمش و نه اینکه اون فیلم های جنجالی و فیلسوفانه رو فقط ببینیم ! نه این و نه اون …. باید ذایقه فکری خودمون رو جوری تربیت کنیم که بتونیم در هر موقع بسته به روحیات خودمون هر فیلمی رو ببینیم !
جنگ ستارگان رو تا حالا از نسل پیشین من دیده اند و الان هم میتونن نسل بعد من ببیند … این سری های جنگ ستارگان از همون سه گانه اول با روح آدمی بازی کرده و میکنه …. اطمینان داشته باشید که این همه هیاهو و تبلیغ برای هیچ نیست … این روزها همه جا تبلیغ اون رو میبینید و ساخته هایی از اون جنس رو در هر جا میتونید پیدا کنید . یقین داشته باشید که اگر هیچ قسمت از قبل رو هم ندیدید چیزی رو از دست نمیدید و همین الان تصمیم بگیرید برای دیدن این قسمت هفتم !
بهتون اطمینان میدم که نه تنها چیزی رو از دست نمیدید بلکه بهش علاقمند میشید …. و از این به بعد نگاهتون به آسمون و آینده جور دیگه ای هست.
جنگ ستارگان رو بدون پیش داوری ببین از همین سری شروع کن و من بهتون اطمینان میدم که اونجور که فکر میکنی به نتیجه نخواهی رسید و احتمالا گوشه هایی از ذهنت رو روشن میکند.

starwars

ارسال شده در اطلاعات عمومی, تکنولوژی, فیلم و سریال | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

سال نو مبارک

e1 (1)e2 (1)e3 (1)

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | پاسخ دهید:

عمو نوروز

به بهانه فرا رسیدن سال جدید ! در نوروز و آداب آن از گذشته تا به الان فراز و نشیب های زیادی داشته ایم و شاید تحریف ! همیشه در این فکر بودم که چرا حاجی فیروز را در جشن های نوروزی و خیابان ها در این ایام شاد می بینیم ! حاجی فیروز که با سیاهی خود و لباس قرمزش ترس مبهمی را در چهره بچه ها رقم میزند! تا به حال در خیابان ها و جاهایی که حاجی فیروز با رقص و پایکوبی خود شادی را برای ما بزرگ ها می آورد به چهره بچه های زیر ۵ سال دقت کرده اید؟ به این فکر کرده اید که ما در این ایام شخصیت مهربان و پیرمرد خوش مزه عمو نوروز را هم داریم؟ چرا عمو نوروز از فهرست شادی های نوروزی ما بیرون رفته است؟ پیرمرد مهربان ی که با کوله ای پر از هدیه میتواند با آن لباس سبز و ریش سفیدش خاطره خوبی را برای عید و نوروز به همراه داشته باشد.
ایام کریسمس بچه های فرنگ از سر و کول هم بالا میروند تا بتوانند سانتا را ببینند و هدیه ای از دست او به ارمغان داشته باشند … همان پیرمرد با شکم فربه خود و زنگوله و احیانا سوار بر سورتمه برای رساندن هدیه ها ! ما نیز بیاییم و برای کودکان ایرانی این هدیه را از دستان عمو نوروز برایشان به ارمغان بگذاریم . بیاییم شادی را در چهره کودکان با دادن هدیه های کوچک اما پر بها از عمو نوروز داشته باشیم . ما خود دارای فرهنگی غنی هستیم اگر بخواهیم و اگر به خوبی فکر کنیم !

photo_2016-03-17_23-31-17

ارسال شده در جامعه, خاطرات, دل نوشته | برچسب‌شده , , , , , , | پاسخ دهید:

Only a Trash

هیچ وقت به یک تکه آشغال فکر کردید؟ یک تکه از آشغال اونم از هر جنسی ! مگر آشغال هم فرقی دارد که از چه جنس باشد؟ یک آشغال فقط آشغال هست و دور ریختنی ! برای یک آشغال نیاز به فکر کردن نداری چون ارزشی هم نداره ! همان ساعتی که باید از کنارمان بیرون انداخته شود همان وقتی هم که شاید به نظرمان میرسد که وقتی برایش گذاشته ایم در حقیقت برای آشغال این وقت گذاشته نشده بلکه فقط برای دور کردن آن اشغال از کنار خود وقت گذاشته ایم که یعنی برای خودمان این کار را کرده ایم ! بعد از بیرون کردن آن آشغال هم دیگر نیازی نیست تا فکری برایش داشته باشیم که به کجا انداخته شده و به کجا خواهد رفت ! چرا که فقط یک آشغال بوده نه کمتر نه بیشتر ! ارزش یک آشغال ! آشغال که ارزش ندارد ! و وقتی نباید برایش گذاشت ! اما از آن سو یک آشغال وقت زیاد دارد … میتواند ساعت ها منتظر بماند ! میتواند روزها را نگاه کند تا به شب برسد و شب ها را به صبح برساند ! چون یک آشغال است

ارسال شده در جامعه | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

شمعدانی بهاری

این روزها در شهر تو شمعدانی ها منتظر بهارند ! هیچ بیادت هست بوی ساقه شمعدانی را ؟ بوی طراوت ! بوی سبزی ! خاص بوی آب ! این بوهای یک شمعدانی است با گل های قرمز رنگ کم پر ! بو و یادی که شاید کسی نه ببیند و نه ببوید ! برای خیلی از آدم ها این ها معنی ندارند اما من ! برای من بوی این تازگی و این شمعدانی مستقبم به ایوان خانگی تو راه پیدا میکند ! درست انگار تونلی زده شده از همین خیلی دور ه من به آن تراس تو با آن  توری جدیدش ! توری که شد مرز بین من و تو ! سد راه رسیدن تو به  آن شمعدانی

so23.jpg

ارسال شده در خاطرات, دل نوشته, من | ۲ پاسخ

فریاد ه سکوت

همیشه برایم سکوت فریاد داشته ! و همیشه برای نزدیکان و دوست و آشنا در مورد سکوت کویر و فریادش گفته ام و همیشه هم با نگاه های متعجب آنها روبرو شده ام ! اما همیشه بر این باور بوده ام و هستم ! باوری در سکوت ! اولین بار فریاد سکوت را در کویر شهداد کرمان شنیدم جایی که در نیمه شب من بودم و کویر و آسمان ه پر ستاره جایی که بر پهنه کویر دراز کشیدم و به آسمان نگاه کردم آسمانی درخشان از ستاره ها و همهمه ای از صداهای ناشنیده ! فریادی از کویر و سکوتش که مرا در آن تنهایی به میان خود کشید و آن لحظه دیگر تنها نبودم !
این روزها است که از طرف ناسا فایل های صوتی کهکشان ارایه شده و من باز غرق آنها شده ام فریادهایی از جنس کهکشان ! مجموعه صدا هایی را که ناسا “خارج از جو زمین” رکورد کرده و تحت عنوان
Symphonies of the Planets
روانه بازار کرده و تا کنون پنج ولوم آن پخش شده و در سایت های معتبر بفروش میرسد .گفته میشود در ضبط و تنظیم این آهنگ ها از هیچ ساز یا افکت خاصی بهره گرفته نشده و تمام این صداها زمزمه سیارات کهکشان راه شیری میباشد که برایم من این زمزمه ها همان تداعی کننده فریاد است فریاد کهکشان ! خوب است شما هم در این فریاد با من شریک باشید

ارسال شده در تکنولوژی, دل نوشته, من | برچسب‌شده , , , , , , , , , | پاسخ دهید:

زاینده رود

این روزها خبر های خوبی از دریاچه ارومیه به گوش میرسد ! خبر میرسد که حدود ۵۱ سانتی متر بر آب دریاچه افزوده شده که چنان چه این آب گیری با سرعت بیشتر و تداوم همراه شود امید را دوباره دریاچه بدست خواهد آورد و از یک فاجعه زیست محیطی جلوگیری خواهد شد ! فاجعه ای که جز ابلهان بر آن رقم نزده بودند !
در فکر بودم مثل همیشه از این ور و آن ور ! این سو و آن سو و به ذهنم رسید چرا هنوز مشکل برای رودخانه زاینده رود ادامه دارد؟ چرا باید رودی چنین زاینده به این سرنوشت برسد ؟ شاید بتوان هنوز هم کارهایی را برای آن در سرمنشا انجام داد اما تا آن هنگام آیا باید تنها در بعضی از روزهای سال این آب جاری شود و ماه ها خشکی را در اصفهان زیبا ببینیم ؟ رودی که نه تنها منشا زایش بلکه زیبایی اصفهان است !
شاید به عنوان یک درمان گر درد تنها بتوانیم کارهایی را صورت دهیم و این زیبایی را تنها حفظ کنیم ! اگر در پایین دست رودخانه بتوانیم آب بند هایی را درست کنیم که دبی مشخصی از آب را سر ریز کنند نه تمامی آب را و آب نیز در بالادست با دبی پایین بعد از پر شدن رود در شهر جریان داشته باشد و تمامی خروجی ها را نیز در شهر و در مسیر آن ببندیم میتوانیم برای مدت ها نه تنها چند روز این آب و این زایندگی را حفظ کنیم آبی که شاید به ظاهر کمی راکد شود اما با دبی کم گذرای خود در حال جریان است و هدر نمیرود ! به این صورت علاوه بر بودن این آب این رود به عنوان مظهر زندگی میتوان به راه کارهایی نیز برای بالادست رود و دیگر استفاده کنندگانش پیدا کرد! راهی است که بسیار ساده به نظر میرسد و میتوان حتی در زمستان نیز با بودن آبی با روانی مختصر و پایین رفتن درجه حرارت هوا یخ زدگی را نیز بر روی سطح رود داشته باشیم و با عایق کاری مناسب درست به مانند آنچه قدیم در پای هر پل انجام میشده از تخریب پایه های پل ها نیز اجتناب کنیم . شاید با همین راه ساده بتوانیم به سادگی به مراد خود برسیم ! کاش میشد

ارسال شده در جامعه | برچسب‌شده , , , , | پاسخ دهید: