این بار لرزش در شهر مقدس ! مشهد

بلایای طبیعی دست از سر کشور ما بر نمیدارد ! بلایایی که به همراه حوادث بی شماری که سببش خود ما در این کشور هستیم دست به دست هم داده و آرامش را از گوشه کنار ایران به دور ساخته ! هنوز از حادثه پلاسکو دور نشده بودیم که تصادفات جاده ای با آمار زیاد ضربه ای به جامعه ایران وارد کرد ضربه ای که خود ساخته خودمان با فرهنگ رانندگی و ماشین های غیر استاندارد و فرهنگ گردش در نوروز به هر بهایی بود! این بار از نوروز و حوادث اش زیاد دور نشدیم که باز دو گسل در سنگ سفید فریمان آزاد شد و زمین لرزه ای به شدت ۶ ریشتر را به همراه داشت ! درست است که شاید خسارت مالی این زمین لرزه بیش زا خسارت جانی آن بود اما با آزاد سازی انرژی بزرگی از زمین در این منطقه و نزدیکی محل آزاد سازی آن به سطح زمین شدت و احساس آن بیش از آن بود که بتواند در آستانه تحمل و ترس مردم قرار گیرد و باز حس ترس و وحشت همه را در اطراف مرکز زلزله لرزاند. چیزی که باید میشد و حس ترس هم به مانند دیگر احساسات بشری از روی آگاهی و هشدار به درجه بالا رسیده و مردم پریشان و نگران !
سوال های زیادی پیش می آید هم به صورت تخصصی و هم عامیانه از هر جهت ! به قولی دیگر خوب بود که از برگزاری کنسرت ها در مشهد جلوگیری به عمل آمد که شاید اگر این اتفاق افتاده بود الان تمامی بلایا بر سر برگزار کننده و مردم شرکت کننده میرفت و می شد از فکر انرژی و تخلیه آن بیرون شد ! آن موقع بود که علم زمین شناسی هم جای خود را با افکار و شایعه ها عوض میکرد و دیگر کسی به فکر گسل های منظقه سنگ سفید هم نبود ! بگذریم از آن و این و فقط بدانیم که لرزش زمین به این شدت و از طریق این گسل ها نشان از جمع شدن تدریجی سالیان سال انرژی زمین بوده و بی گمان با سستی پیش آمده در اثر بارندگی های اخیر در سازه های زمین شناسی منظقه سنگ سفید فریمان و گسل های آن منطقه به ناگاه انرژی زمین از این طریق راه به پوسته بیرونی یافته و خود را نشان داده است . چیزی که مهم است علاوه بر شدت و پس لرزه ها که از نظر علم زمین شناسی پدیده ای عادی به شمار میرود و باید تا هفته های اخیر هم شاهد این گونه پس لرزه ها باشیم این است که این آزاد سازی در نزدیکی پوسته بیرونی زمین بوده و به همین علت هم شدت زیادی را همراه داشته و هم زمین لرزه با صدای فراوان رخ داده که بر ترس و وحشت مردم افزوده است.
علاوه بر نکات ذکر شده لازم به ذکر است که در این گونه موارد هرچه در ارتفاع بالاتری از سطح زمین و ساختمان ها باشیم شدت بیشتری از لرزش ساختمان را میتوانیم حس کنیم و همین باعث وحشت بیشتر ما خواهد شد و کار پسندیده میتواند ترک نقاط بلند و به سطح آمدن باشد البته در زمانی که پس لرزه ها حس نمیشود!
حالا چرا پس لرزه و نه دوباره زلزله؟ در اینگونه فرایند زمین شناختی وقتی پس از زلزله اصلی لرزش های زمین رخ میدهد که شدت آن در مقیاس ریشتر از زمین لرزه اول کمتر است به آن دیگر زلزله نمی گویند و آن را پس لرزه های لرزش اصلی قلمداد میکنند.
همین طور با توجه به شایعاتی در خصوص مقایسه این زمین لرزه با زمین لرزه بم باید دانست که در بم نیز همانند این زمین لرزه شهر جدید آسیب بسیار کمی دید و بیشتر تخریب ها در شهر قدیم بم که فاقد ساختمان های جدید و مهندسی ساز بود و همین ارگ که از جنس خشت بود و قدمت فراوان داشت تخریب صورت گرفت … همان طور که در این زمین لرزه اخیر ۴ روستای قدیمی به همراه حمام بسیار قدیمی نیشابور تخریب شده و ساختمان های شهری مشهد دچار آوار و خرابی عمده ای نخواهد شد و نباید جای نگرانی از این دست و این گونه قیاس ها باشد.
به هر حال انسان دارای احساس گونانگون بوده که یکی از آن ها برای حفظ بشر بکار میرود و آن هم حس ترس می باشد و نباید از این حس مثل دیگر حس های بشری نگرانی یا پنهان کاری وجود داشته باشد. امید که هم وطنانم در آن خطه از میهن ام بتوانند به مرور به زندگی عادی خود بازگشته و این پدیده زمین شناسی نیز به زودی با آزاد شدن انرژی کامل خود از لرزش زمین رهایی یابد.

هرمز جزیره ای نزدیک و دور

حال زمین خیلی وقت است که خوب نیست و این خوب نبودن بیش از آنچه فکرش را میکنیم بر روی زندگی همه ما تاثیر گذار شده و ما را هم سو با این بدی با خود میبرد و ما هم روز به روز به جای فکری برای بهینه کردن اوضاع به سمت بد بودن میرویم و با دست بر روی دست گذاشتن نشسته ایم تا شاید کسی دیگر فکری برای ما بکند! کاری که از دست ما بر می آید از تک نک ما به عنوان کسانی که بر روی این زمین در حال زندگی هستیم را برای دیگران وانهاده ایم !

جزیزه هرمز که علاوه بر کوچکی دارای اهمیت فوق العاده ای در سیانت و حفاظت از ایران را دارد دچار این بحران بد بودن همانند دیگر مکان های ایران شده است ! دیگر هر کس را که میبینی با یک کوله کوچک و یا بززگ و با فکرهایی در جهت تخریب یا حفظ آن به این جزیزه کوچک سفر میکند و متاسفانه انباشت زباله خیلی زود اثر خود را در سواحل آن و خاک های رنگین تپه ها و کوه های آن گذاشته است و مردمان بی نهایت مهربان این جزیره را نیز توریست زده کرده و دیگر از آن هرمزی که شاید سالیانی نه چندان دور از آن در یادم است خبری نیست! دیگر هر زمان که پا به جزیره میگذارید افراد مختلفی را میبینید که با خود توشه بسیار برای اقامت ی یک تا چند روزه به همراه دارند و متاسفانه انباشت زباله های باز مانده را در حزیره رها می سازند و روز به روز این جزیره رو به فاجعه زیست محیطی میرود!

شاید ۱۰ سال پیش بود که به جزیره رفتم و معنی هرمز را یافتم ! آن زمان حتی اسکله ای هم برای کناره گرفتن قایق های کوچک به این شکل امروزی نبود و مردمان ه بس مهربان آن جا نیز با دیدنت بسیار شگفت زده می شدند و مهربانی آنها تا روزها انرژی خوبی را به همراهت راهی میکرد. آن روزها از برپایی تور های مختلف برای این جزیره بکر و زیبا خبری نبود و از هر کس ی اسم هرمز را نمی شنیدی ! درست برعکس حال حاضر که اسمش هم به کلاس گردش گری تبدیل شده و شاید این روزها همه در حال سفر به این جزیره کوچک هستند. همه بدون داشتن اطلاعات لازم و کافی خود را از طریق قشم یا بندرعباس به جزیره میرسانند تا دور از چشم دیگران ! چادری برپا کرده و بساط عیشی و … منظور از همه همان توریست نما ها و گردش گر نماهایی هستند که گردش گری و توریست بودن خود را به معنی تخریب محیط زیست و از بین بردن فرهنگ بومی منظقه و یا خیلی نکات دیگر می پندارند و باید در سفری چند روزه به قول خود تفریح داشته و به خوبی از تمامی امکانات استفاده کرده و از خود همه چیز برجا گذارند!

کاش حداقل در راستای همین گردش های نادرست از خود در این طبیعت بکر و زیبا چیزی برجا نگذاریم ! در این راستا کمپین خوبی برپا شده و همین جمعه یعنی ۱۸ فروردین ماه ۱۳۹۶ علاقمندان به هرمز و محیط زیست بر آن شده اند تا دست به دست هم داده و جزیره را از شر زباله های بشری خلاص کنند … اگر ما را همراه هستید به ما در همین جمعه بپیوندید … وعده ما جزیره هرمز برای اهمیت به خود و محیط زندگی خود.

ماهی قرمز برای شب عید نمیخرم !

آقا … خانم … پسرم … دخترم …. بزرگوار … مادرم … پدرم …. دوست ه من ! خواهش می کنم کمی فکر کنید ! به جای سر تو گوشی کردن و وقت را به بیکاری گذراندن کمی جستجو کنید ! به هر چی که میپرستید ماهی قرمز از آداب و رسوم شب عید و سفره هفت سین ایرانیان نبوده و نیست ! ماهی قرمز مربوط به رسم های چینی ها است و متاسفانه از مدت ها پیش بوسیله سود جویان و دلالان وارد رسم های ایرانی ها شده ! چیزی که بزرگ تر های ما می دانند و باید به همگان یاد آور شویم !
بیایید خود را به این کمپین اضافه کنیم و به خرید ماهی قرمز نه بگوییم ! برای شادی ما این ماهی های کوچولو را به بازی نگیریم و در محیطی بسیار ناسالم و آلوده آن ها را نگهداری نکنیم ! این تجارت ناسالم جز درآمد فراوان برای عده ای سود جو چیز دیگری ندارد ! ماهی های قرمزی که این روزها تا شب عید نوروز در همه خیابان ها و کوچه های شهر هایمان دیده میشود در محیطی آلوده با سرمای زیاد و غیر استاندارد نگهداری می شود و دارای انواع بیماری های پوستی و انگلی هستند. این ماهی ها اکثرا علاوه بر این بیماری ها دچار ضربه و خراش بر روی بدن های خود بوده و به هیچ عنوان به صورت صحیح نگهداری نمی شوند!
علاوه بر این ها هنوز هم طمع کاران دست از سر بازار شب عید برنداشته و علاوه بر ماهی های قرمز به تجارت پر سود خرید و فروش مارهای آبی و لاک پشت و همین طور به تازگی سمندر لرستانی رو آورده اند! باید بدانیم که حیات وحش غیر قابل خرید و فروش است و نباید برای لحظاتی شادی ما این موجودات از بین بروند! سمندر های لرستانی جزو گونه های بسیار کمیاب بوده و شاید در ایران و لرستان کمتر از ۱۰۰۰ عدد از آنها یافت شود ! به علت تغییر اقلیم و خشکسالی های این سال ها محیط زندگی این گونه سمندر در حال نابودی است و در حال حاضر هم به دست انسان این روند بحران و از بین رفتن تدریجی به شدت افزایش یافته و شاید در سالیان پیش رو این گونه زیبا و رنگی از بین برود! بیایید برای حفط این گونه و همین طور پابندی به رسم های ایرانیان از خرید ماهی قرمز و مار آبی و لاک پشت و به خصوص سمندر لرستانی جلوگیری کنیم و برای این کار در صورت دیدن فروش این گونه های حیات وحش به موسسه مطالعات خزندگان و دوزیستان ایرانیان خبر دهیم تا ماموران این موسسه پیگیر شده و نسبت به رها سازی این گونه ها در محیط زیست اصلی خود اقدام نمایند. برای این ارتباط می توانید به ایمیل rescue@arw.ir در ارتباط باشید.

تخت جمشید در آب شناور شد !

در پی بارندگی های اخیر و روز آخر این بارندگی ها به حدی شدت بارش زیاد بود که تخت جمشید و ستون هایش در آب فرو رفت و منظره ای زیبا و بی بدیل را ساخت . منظره ای که اگر چه خیلی زیبا بود اما اطمینان داریم که به پایه این ستون ها و تخته سنگ های چندین و چند ساله آسیب زده و همین موجب از بین رفتن تخت جمشید خواهد شد

تصویر خود گویای همه چیز است . منظره ای زیبا اما خرابکار !

و اما …. !
همه شاید با خواندن و دیدن تصویر بالا به این باور رسیدید که دقیقا این اتفاق روی داده ! اما این درست نیست و خواستم تا مثالی عینی را از باور های غلط ما مردم داشته باشم . مردمی که ساده نگر هستیم و با قصه های گفته شده در جامعه سعی در یک کلاغ و چهل کلاغ کردن آن ها هستیم بدون آن که بدانیم منبع خبر از کجا است و صحتی بر آن میتوانیم داشته باشیم؟
درست است که در بارش های اخیر حجم زیادی آب در بستر بناهای تخت جمشید روان شده بود اما واقعیت این است که تمامی این آب ها از طریق زه کش هایی که در زمان ساخت این بناهای باستانی ساخته شده بود و کانال های زیر زمینی آن به پایین محوطه باستانی منتقل شد و آسیبی در حال حاضر به این بناها نرسیده است.
بیایید همه با هم از این به بعد به شنیده های روزمره شک کنیم و به دقت در حواشی آنچه در اطراف ما رخ میدهد دقت داشته باشیم تا هر خبری را درست و نادرست به خورد ذهن ما ندهند و ما نیز در اشاعه اخبار اشتباه و غلط پرهیز کنیم. این گونه است که میتوانیم اعتماد از دست رفته را به جامعه بازگردانیم .

تخت جمشید رو به نابودی است

باید از بین برود تا باور کنیم؟ در ایران باید هر آن چه که پیش بینی میکنیم و میبینیم به انجام برسد تا ما باور کنیم؟ چند سال است که از وضعیت خراب تخت جمشید و محوطه های باستانی آن همه خبر دارند و هنوز همه منتظر هستیم تا همین چند ستون باقی مانده یا بریزد یا تخریب شود! دیگر چیزی برای دزدیده شدن مگر با جرثقیل نیست ! پس فعلا فقط باید نگران از بین رفتن آن باشیم ! سیل یا زلزله یا کلنگ یک فرد ناآگاه شاید هم آگاه برای تخریب این مجموعه منحصر به فرد که تمامی دنیا در پی خواستن این چنین آثاری است و ما منتظر تخریب آن !
بودجه ها را به خوبی میگیریم آن هم از سازمان های بین المللی و به دلار و خرج هم میکنیم آن هم به ریال و تنها ساخت چند جوب آب در پایین تخته سنگ هایی که نیازی به آن ها نیست ! خرج میکنیم آن هم برای گرفتن چند کارگر برای باغبانی یا شاید چند نگهبان برای نگهبانی و یا … اما آیا این ها کافی است؟ محوطه سازی ها انجام شده … آثار به جا مانده هم نه تکان خورده و نه به آن ها اضافه شده که کم هم شده است! سالیان قبل با بودجه ای هنگفت راه هایی چوبی را با تخته الوار های تراورس و ضد باران تهیه کرده ایم ! راه پله ها را برای عدم فرسایش عبور بازدید کنندگان به این تراورس ها مجهز کرده ایم!
این ها کافی است ؟ بودجه ها به کجا رفته؟ به کجا میرود؟ آیا متخصصان و دست اندرکاران نمیدانند که این تخته ها را باید با روغن کوسه هر ساله آغشته کرد تا خاصیت خود را از دست نداده و در محیط باز و زیر بارش باران و برف و نور خورشید دوام بیاورد؟ اگر میدانستند که اکنون بعد از این همه سال این تخته ها متورم نشده بود و از جای خود بیرون نزده بود! چه هزینه ها که برای انجام این طرح صورت گرفت ! اما دیگر هیچ ! حتما ما هم فکر میکنیم که این تخته سنگ ها و ستون های برجا مانده برای از بین رفتن چیزی را ندارند و پا برجا خواهند ماند؟ یا شاید هم به این فکر هستیم تا بودجه ها را در جاهای دیگر خرج کنیم تا به خودی خود و به زودی این چهارتا ستون و تخته سنگ هم از هم پاشیده شود و چیزی به اسم تخت جمشید نماند!
وضعیت از آن چه میبینیم خراب تر است ! نور خورشید در طی روزها و انقباض و انبساط بسیار زیاد سنگ ها در طول شب و روز و همین طور بارش باران های سیل آسا و رشد گل سنگ ها به طور فزاینده همه و همه تخت جمشید را به ویرانه تبدیل خواهد کرد! به همه این ها محبت های بازدید کنندگان و یادگاری های کنده شده روی این سنگ ها تا آن جا که از دستشان بیاید و همین طور عکس های سلفی که برای گرفتنشان باید بر روی این مجموعه تاریخی پا گذاشته شود و از حریم مشخص شده نیز آن طرف تر رفته و عکس ها گرفته شود! شاید فردا این محموعه تاریخی باستانی نباشد و عکس های سلفی ما باقی بماند ! همان طور که عکس های سلفی ما با ارگ بم هم باقی است و خود ارگ از بین رفته !
پس بشتابید! ببینیم در این مسابقه چه کسی برنده است؟ دوست داران میراث فرهنگی یا بازدید کنندگان ه تخریب کننده یا طبیعت و قدمت این آثار و شاید هم دست اندرکارانی که منتظر هستند این ستون ها ریخته شود و زمین ها فروش برود ! آن وقت دیگر تختی نیست تا جمشیدی بر روی آن فخر بفروشد!

بازهم اسفند

بازهم اسفندی دیگر سر رسید و باز هم مزه خاص این ماه را نچشیده به ماه دیگر و فصلی دیگر وارد میشویم . اسفند ماه دوست داشتنی سال است که تکلیف را برایت روشن نمیکند! هم در رنگ و بوی اسفند و زمستان هستی و هم به پیشواز بهار و فروردین! اسفند تو را دچار سردرگمی میکند … یک توهم یک بازی یک شروع و نه پایانی برای فصول در یک سال!
در این ماه میتوانی با شوق و امید از روی سرما و بوران به آینده ای نزدیک چشم بدوزی و به خود نوید بودن را دهی ! میتوانی زمستان را اگر بخواهد لمس کنی و طروات را منتظر باشی … اسفند را باید دوست داشت باید در اسفند زاده شد باید به جوانه های سر در آورده از خاک به سبزی ملایم درختان که میبینی باید به سرما در گرما عادت کرد و بهار را بویید باید زنده باشی از برای اسفند

حال ما خوب است ! اما تو باور نکن !

این روزها مشکل آب و نبود آن بیش از همیشه موجب نگرانی شده ! نگرانی که به بحران به در خواهد آمد و گریبان گیر همگان خواهد شد !  بی آبی و بحران آن در تمامی عرصه ها نه تنها فقط در کشاورزی یک مشکل خواهد بود و باید آگاه بود که این دشواری که اکنون به دلیل تغییرات اقلیمی همراه با عدم مدیریت صحیح آب است به زودی عوارض خود را در همه جا نمایان خواهد کرد و به طور مستقیم بر روی همه چیز اثر بخشی خواهد داشت !
درست است که تغییرات اقلیم در کره خاکی ما زمین به مرور در حال انجام است اما میتوان به جرات این را گفت که این تغییرات به دلایل بسیاری در کشور ما رشدی صد چندان پیدا کرده و تغییرات ی که در دنیا به مرور در حال انجام است در ایران به سرعت و آنی شده و مشکلات آن از قبیل کمبود آب – حشکسالی – بی آبی – رانش زمین – خشکی تالاب ها و مرداب ها – خشکی رودخانه ها و دریاچه ها – فرونشست زمین – آلایندگی زیستی و مجیطی – انتشار گرد و خاک به وسعت زیاد و خیلی مشکلات دیگر را میبینیم !
نیازی نیست تا برای درک بهتر موضوع به خوزستان یا آذرباییجان سفر کنیم ! کافی است تا در اطراف محل زندگی خود کمی دقیق تر شویم و دید خود را بازتر کنیم تا به راحتی تمام این موارد ناشی از بحران بوجود آمده را درک کنیم ! درست است که از چند سال پیش شعاری نمادین به عنوان جنگ بعدی بر سر آب است را شنیده بودیم اما هم اکنون مدت ها است که این جنگ در شهر ها و روستاهای ما بوقوع پیوسته و هر از گاهی این نزاع های قومی و جمعیتی را از جای جای میهن می شنویم و می بینیم. جنگی که در ایران بین مردم در حال عمل است یعنی بحران بی آبی و مشکلات آن !
چرا باید تالاب های پریشان و بختگان خشک شود ؟
چرا زاینده رود را اینچنین بی رحمانه رها کرده ایم ؟
چرا دریاچه ارومیه باید اینچنین حالی را داشته باشد ؟
چرا باید دریاچه مهارلو به نمک زاری بزرگ تبدیل شده باشد ؟
چرا هوای خوزستان قابل تنفس نیست ؟
چرا …. چرا … و چرا؟

درب بطری و ظرف های پلاستیکی

#طبیعت #محیط زیست

با تفکیک #زباله میانه ای دارید؟ یا شما هم از آن دسته آدم هایی هستید که فکری به حال محیط زیست خود و کودکانتان نیستید؟ شاید شما هم از آن دسته آدم هایی باشید که شانه ای تکان داده و از زیر هر بار مسیولیتی شانه خالی میکنید که به من چه !؟ امید دارم از دوستان و دنبال کنندگان این کانال این چنین افرادی را نداشته باشم .
به هر حال اگر تاکنون به دنبال این کار نیکو بوده اید و زباله ها را #تفکیک و به مامور های #شهرداری تحویل میداده اید لطفا این یکی را هم جدی بگیرید و #سر_بطری ها و شیشه های پلاستیکی را جدا کنید! حتما پیش خود میگویید چرا ؟ خوب است بدانید که محل هایی که به تفکیک زباله و احیا مواد پلاستیکی از قبیل بطری های پلاستیکی مشغول هستند به دلیل ناهمخوانی در های پلاستیکی و سفت این بطری ها آن ها را جدا کرده و به دور میریزند در صورتی که ما میتوانیم خودمان آن ها را نیز همچون دیگر مواد بازیافتی جدا کنیم و به دست جایی برسانیم که بیشتر از آن مکان های بازیافت برای ما ارزش داشته باشد. میگویید کجا؟
مدتی است در ایران کمپینی برای جمع آوری سر بطری ها و تحویل آن به مکان های خاص ایجاد شده که شما با جمع آوری و دادن آن ها به این محل ها آن ها را برای فروش این سر بطری ها به کارخانه های بازیافت کمک کرده اید و از محل در آمد این فروش این کمپین برای افراد معلول ویلچر خریداری میکند و بدست آن ها میرساند . پس چه چیز بهتر از این و اگر تا کنون این کار را نکرده اید از امروز سر بطری ها را ترجیحا به تفکیک رنگ جدا کرده و وقتی به مقدار زیاد رسید به محل هایی که به راحتی میتوانید آدرس آنها را از روی اینترنت پیدا کنید تحویل دهید.
برای کسب اطلاعات بیشتر از نحوه کار و شروع این کمپین به این لینک http://jamejamonline.ir/sara/1923684324051681328 مراجعه کنید
و همین طور به سایت http://hastamet.com برای اطلاعات مفید تر
و برای دانستن آدرس تحویل این سر بطری ها در هر شهر به این لینک http://hastamet.com/places مراجعه کنید
و دست به دست هم دهیم
ما انسان ها هیچ کدام تنها نیستیم و زندگی هر کداممان به دیگری گره خورده و زندگی ما نیز به طبیعت پس همراه هم شویم .

https://telegram.me/nafissi

این بار مالزی و دماوند

دماوند را سه سال پیش بود که در مرداد ماه صعود کردم . آن هم از جبهه جنوبی و ساده ترین مسیر و در همان زمان از ارتفاع ۴۰۰۰ متری به بالا برف و بوران را شاهد بودم و سرما ! صعود در این فصل با این سرمایی که در مازندران و تهران روی داده این روزها به سختی آن می افزاید و دوروز پیش کوه نوردان مالزی در تیمی ۱۲ نفره صعودی را داشته اند و متاسفانه دونفر از آن ها در مسیر بازگشت از قله مفقود شده اند و تا کنون گروه های امداد و نجات به دلیل سرمای منظقه موفق به جستجوی کامل نشده و سرنوشت این دو کوه نورد مالزی در ابهام است .
نکته جالب آن که سفیر مالزی در ایران از دیروز به روستای رینه رفته و پیگیر اوضاع و سرنوشت دو هم وطن خود است چیزی که ما به راحتی از آن میگذریم و ساده میبینیم ! کاش کمی از این ور آب ی ها یاد میگرفتیم نه اروپایی ها یا آمریکایی ها از همین مردمی که در نزدیکی ما هستند و بهتر از ما خیلی چیزها را آموخته و یاد دارند

دل نوشت

در جایی که من زندگی میکنم مردن به هیچ بهانه ای نیاز ندارد و در کسر ی از ثانیه بدون هر گونه بهانه ای میشود برای هر کس ی روی دهد ! حال دیگر بهانه های زیاد را هم به آن اضافه کنید تا در این فرآیند کاتالیزور ی نیز برای سریع تر شدن و ناگهانی بودن شدید تر شود !
می شود سوار بر ناوگان حمل و نقلی شد فرقی نمیکند هواپیما باشد یا قطار شاید هم اتوبوس و یا ماشین های سواری ! در کل نتیجه یکی است آن هم ناگهان و سریع از بین رفتن است ! چیزی که در جایی که من زندگی میکنم ارزشی ندارد جان است ! و برای دادنش تنها کافی است هوا سرد شود ! برف بیاید ! بارانی بزند و سیلی رخ دهد یا شاید هم زلزله و صاعقه ! حتی میتوان با آلودگی هوا سلفی دونفری با حضرت عزراییل گرفت ! شاید هم سوزن بان یک کار بسیار راحت و عبور و مرور دو قطار از دو مسیر را اشتباه کند ! حرف من از فرودگاه جی اف کندی نیویورک و یا فرودگاه هامبورگ یا حتی همین فرودگاه دبی هم نیست ! تعداد تنها دو قطار ! شاخ به شاخ ! یا نه نیازی به این هم نیست ! کافی است تا سرما باشد و برودت هوا و یخ زدگی معابر و …. این ها همه بهانه است برای نبودن ! کاش ….
به جای این نقطه چین ها میتوان تا دلت خواست چیز نوشت ! آن را به شما واگذار میکنم و قوه تخیل اتان چرا که این کاش ها و بلکه ها تنها در رویای ما جا دارد و گرما و سرما و برف و باران و رانندگی و قطار و هواپیما و … همه سر جای خود در حال ایفای وظیفه هستند!