برج میلاد ! نماد تهران و یا برج مخابراتی؟

در سال ۱۳۸۷ برج میلاد با عنوان برج مخابراتی افتتاح شد آن هم پس از ۱۱ سال ساخت و آماده سازی! و از همان ابتدا نیز با حاشیه هایی همراه بود تا جایی که شایعه ای مبنی بر دروغ سیزده در چند سال قبل مبنی بر کج شدن ۶ متری آن بر سر زبان ها افتاد! شایعه ای که به دور از واقعیت نیز بود. و اکنون پس از آن سال ها هنوز هم در بین سازندگان برج و حتی مردم در استفاده واقع آن بحث و حدیث هایی است و هنوز هم مشخص نیست این برج به عنوان برجی مخابراتی بنا نهاده شده و یا نمادی برای تهران و یا هر دوی آن !
هنوز هم سازندگان آن را در رده ششمین برج مخابراتی جهان عنوان میکنند و به تازگی هم بر آمار آنها یک آمار نیز افزوده شده! اولین برج مخابراتی دنیا از نظر بزرگی و مساحت راس برج در ارتفاع !
نمیدانم این آمار ها به چه کاری می آید ؟ و این اولین ها چه دردی را دوا میکند! برجی که حتی سازندگان آن نیز خود می دانند در زمان طراحی و ساخت آن تکنولوژی ساخت و حتی بتن ریزی شناور فونداسیون آن را ما در ایران نداشتیم و نباید به بلندی و ششمین بودن نیز ببالیم ! برجی که اگر به عنوان برج مخابراتی بنا شده ساختی بی ملاحظه و ریخت و پاشی در امور مالی و مالیت شهروندان است ! آن چه که در دنیا مرسوم است این بوده که برج های مخابراتی در شهرهایی برپا می شوند که ارتفاعی در نزدیکی محل بر پایی آن ها وجود ندارد و برای پوشش قرار دادن آنتن های مخابراتی نیاز است تا ارتفاعی این چنین بنا نهاده شود اما در تهران با ارتفاعات بسیار نزدیک و مجاور آن آیا این بنا باید بنا نهاده می شد؟ و یا می توانستند تمامی این ابزار و آنتن ها را بر روی این ارتفاعات بنا نهاد و کل تهران را نیز در پوشش قرار داد. اگر هم برجی به عنوان نماد تهران به جای نماد فعلی یعنی برج آزادی قرار بر بنا بود آیا این ارتفاع معقول به نظر میرسد؟ و یا میتوانستیم با حتی نصف این هزینه برجی زیبا را بنا نهاد تا تمامی اهداف گردش گری و توریستی را هم داشت و اجرایی کرد؟
برج آزادی نیز این روزها وضعیت خوبی را نداشته و علاوه بر فرسودگی حاصل از عمرش و عدم مرمت سالیانه و تخصیص بودجه ای برای آن از آب گرفتگی در سقف برج و همین طور زیر زمین آن رنج میبرد. آیا با از بین رفتن آن میتوان برج میلاد را جایگزینی مناسب برای نماد تهران دانست؟ برج مخابراتی که تقریبا از تمامی نقاط تهران دیده میشود!

قلعه جنی (۲)

سال ۱۳۹۱ بود که مطلبی در مورد کیش و دیدنی غیر معمول آن نوشتم مطلبی در خصوص قلعه جنی کیش که شاید آن موقع هم زیاد برای کسی آشنایی نداشت که میتوانید آن را از این جا + بخوانید ! و خودم هم نمیدانستم که از اقبال خوبی در بازدید برخوردار خواهد بود و میتوان گفت این نوشته در بین همه نوشته هایی که در این وبلاگ داشتم پر بیننده تر بوده ! پس شاید مرور دوباره آن خالی از لطف نباشد و برای همین این باز هم که در سال ۱۳۹۳ شاید در آذر ماه سری به آن جا زدم تا علاوه بر عکس بتوانم مطلب بهتر و کامل تری را داشته باشم با چیزی به جز آن چه باید مواجه شدم! دیگر از آن قلعه و جن هایش خبری نیست ! این هم شامل تخریب های همیشگی شده ! درست است که قلعه جنی جزو آثاری به حساب نمی آید درست است که تا کنون شاهد تخریب و فرسودگی آثار باستانی حتی تاریخی و فرهنگی خود بوده ایم و این قلعه را حتی به عنوان یک اثر هم نمیتوانیم حساب کنیم و باید دل سوختگی هایمان را برای تخت جمشید که روز به روز در حال تخریب بیشتری است بگذاریم ! اما …. اما این قلعه هم می توانست جایی برای خرج کردن آدرنالین به حساب بیاید! بدون هرگونه خرج و بلیط و نگهداری !
شهر پدیده کیش در نزدیکی آن در حال برپایی است در وسعت بسیار و خاک برداری های آن کاملا قلعه را در بر گرفته و جاده ای که از جاده جهان شما را به قلعه میرساند نیز متروکه شده و در بعضی جاها آسفالت آن ازبین رفته و از دور هم دیگر آن قلعه را نمیتوان دید و وقتی در کنارش هم میرسی هیچ ابهتی از آن حتی در شب حس نمیکنی ! چراغ های کارگاه پدیده کیش به نوعی همه جا را روشن کرده و دیگر نه حس ترس داری و نه کنجکاوی ! دیگر از آن صدای پیچیده شدن باد هم خبری نیست ! چه رسد به صدای آن پره های بادی چاه در باغ مجاورش ! چرا که باغ هم از بین رفته و دیگر محلی حتی برای دیدن هم به حساب نمی آید!
پس دیگر کیش را فقط با کیش گردی در بازارهای رنگارنگش ادامه دهید !

ماهنامه سفر شماره ۴۴

با وجودی که ماهنامه این بار از عرف ماهنامه ای به در آمد و به نظرم ۴ ماهی در انتظار آن بودیم ولی با مطالب جالبی این ایراد را از ما پنهان ساخت! این بار علاوه بر تاخیر در چاپ این شماره به صورت نمونه اداره پست هم همکاری لازم را نکرده و یک هفته اقلام سفارشی را در مبدا نگه داشته و بعد شروع به ارسال نمود که خود مزید علت شد! امید داریم دست اندرکاران ماهنامه که خود به آن ها عقیده دارم راه کارهایی را آماده سازند تا دچار این خلا نشده و به راحتی مطالب ه حوزه گردش گری را دریافت کنیم.
در این شماره دو مطلب از بنده به چاپ رسیده که با عکس هایی زیبا از کارهایم همراه است. یکی در خصوص نپال و باید ها و نباید هایی تازه که از سفر اخیر داشته ام و دیگری هم از شهر ه خاکی یزد از پرسه در کوچه های باریک و خشتی آن که خالی از لطف نیست . پس با من و ماهنامه سفر شماره ۴۴ همراه باشید تا بتوانیم صنعت گردش گری را با همین پشتیبانی های کم خود رونق ببخشیم. برای اشتراک و یا خرید آنلاین ماهنامه حتی به صورت تک جلدی میتوانید از این لینک + بهره لازم را ببرید.

راستی …. اگر گشتید و پیدا نکردید این شماره را و یا اقدام به خرید کرید و موجود نبود و بازهم علاقه به خواندن مطلب های آن داشتید ! به من اطلاع دهید تا برایتان تهیه کنم