ماهی قرمز برای شب عید نمیخرم !

آقا … خانم … پسرم … دخترم …. بزرگوار … مادرم … پدرم …. دوست ه من ! خواهش می کنم کمی فکر کنید ! به جای سر تو گوشی کردن و وقت را به بیکاری گذراندن کمی جستجو کنید ! به هر چی که میپرستید ماهی قرمز از آداب و رسوم شب عید و سفره هفت سین ایرانیان نبوده و نیست ! ماهی قرمز مربوط به رسم های چینی ها است و متاسفانه از مدت ها پیش بوسیله سود جویان و دلالان وارد رسم های ایرانی ها شده ! چیزی که بزرگ تر های ما می دانند و باید به همگان یاد آور شویم !
بیایید خود را به این کمپین اضافه کنیم و به خرید ماهی قرمز نه بگوییم ! برای شادی ما این ماهی های کوچولو را به بازی نگیریم و در محیطی بسیار ناسالم و آلوده آن ها را نگهداری نکنیم ! این تجارت ناسالم جز درآمد فراوان برای عده ای سود جو چیز دیگری ندارد ! ماهی های قرمزی که این روزها تا شب عید نوروز در همه خیابان ها و کوچه های شهر هایمان دیده میشود در محیطی آلوده با سرمای زیاد و غیر استاندارد نگهداری می شود و دارای انواع بیماری های پوستی و انگلی هستند. این ماهی ها اکثرا علاوه بر این بیماری ها دچار ضربه و خراش بر روی بدن های خود بوده و به هیچ عنوان به صورت صحیح نگهداری نمی شوند!
علاوه بر این ها هنوز هم طمع کاران دست از سر بازار شب عید برنداشته و علاوه بر ماهی های قرمز به تجارت پر سود خرید و فروش مارهای آبی و لاک پشت و همین طور به تازگی سمندر لرستانی رو آورده اند! باید بدانیم که حیات وحش غیر قابل خرید و فروش است و نباید برای لحظاتی شادی ما این موجودات از بین بروند! سمندر های لرستانی جزو گونه های بسیار کمیاب بوده و شاید در ایران و لرستان کمتر از ۱۰۰۰ عدد از آنها یافت شود ! به علت تغییر اقلیم و خشکسالی های این سال ها محیط زندگی این گونه سمندر در حال نابودی است و در حال حاضر هم به دست انسان این روند بحران و از بین رفتن تدریجی به شدت افزایش یافته و شاید در سالیان پیش رو این گونه زیبا و رنگی از بین برود! بیایید برای حفط این گونه و همین طور پابندی به رسم های ایرانیان از خرید ماهی قرمز و مار آبی و لاک پشت و به خصوص سمندر لرستانی جلوگیری کنیم و برای این کار در صورت دیدن فروش این گونه های حیات وحش به موسسه مطالعات خزندگان و دوزیستان ایرانیان خبر دهیم تا ماموران این موسسه پیگیر شده و نسبت به رها سازی این گونه ها در محیط زیست اصلی خود اقدام نمایند. برای این ارتباط می توانید به ایمیل rescue@arw.ir در ارتباط باشید.

عمو نوروز

به بهانه فرا رسیدن سال جدید ! در نوروز و آداب آن از گذشته تا به الان فراز و نشیب های زیادی داشته ایم و شاید تحریف ! همیشه در این فکر بودم که چرا حاجی فیروز را در جشن های نوروزی و خیابان ها در این ایام شاد می بینیم ! حاجی فیروز که با سیاهی خود و لباس قرمزش ترس مبهمی را در چهره بچه ها رقم میزند! تا به حال در خیابان ها و جاهایی که حاجی فیروز با رقص و پایکوبی خود شادی را برای ما بزرگ ها می آورد به چهره بچه های زیر ۵ سال دقت کرده اید؟ به این فکر کرده اید که ما در این ایام شخصیت مهربان و پیرمرد خوش مزه عمو نوروز را هم داریم؟ چرا عمو نوروز از فهرست شادی های نوروزی ما بیرون رفته است؟ پیرمرد مهربان ی که با کوله ای پر از هدیه میتواند با آن لباس سبز و ریش سفیدش خاطره خوبی را برای عید و نوروز به همراه داشته باشد.
ایام کریسمس بچه های فرنگ از سر و کول هم بالا میروند تا بتوانند سانتا را ببینند و هدیه ای از دست او به ارمغان داشته باشند … همان پیرمرد با شکم فربه خود و زنگوله و احیانا سوار بر سورتمه برای رساندن هدیه ها ! ما نیز بیاییم و برای کودکان ایرانی این هدیه را از دستان عمو نوروز برایشان به ارمغان بگذاریم . بیاییم شادی را در چهره کودکان با دادن هدیه های کوچک اما پر بها از عمو نوروز داشته باشیم . ما خود دارای فرهنگی غنی هستیم اگر بخواهیم و اگر به خوبی فکر کنیم !

photo_2016-03-17_23-31-17

سال جدید

نوروز و عید را از زمان کودکی به خاطر دارم ! شاید آن موقع ها که همه چیز متفاوت بود ! از رفتار مردم با هم تا وسایل و استفاده های آن ها ! آن موقع ها زمان نه چندان دور اینترنت و موبایل و تکنولوژی های امروزی وجود نداشت ولی زندگی ها راحت تر بود و مردم صادق تر و خوش تر ! به یاد دارم از آن ایام که آمدن نوروز را با چهارشنبه سوری به پیشواز میرفتیم ولی نه از این گونه چهارشنبه سوری های کنونی ! از این میدان جنگ و توپ و خمپاره خبری نبود و فقط آتشی کوچک به صورت بوته هایی خار و در هر کوچه و خیابان بود و سرخی من از تو زردی تو از من ! پرشی شادمانه از روی آتشی نمادین و پر سر و صدا ! صدایی نه از جنس خمپاره ۸۰ یا توپ ۱۱۰ ! صداهای خنده بچه ها دور آتش و همراهی بزرگ ترهایمان ! آن زمان ها نوروز را با چادری به سر کردن و مراسمی چون قاشق زنی بیاد دارم که کاسه بدست زنگ خانه ها را میزدیم و آجیل و آبنات بود که در آن کاسه های کوچک پر می شد!
نوروز با خرید های شب عید و فروشگاه ها هم یاد آور رسیدن سال جدید می شد و جامه های نو بر تن همه شادی را بر صورت ها با خنده طنین انداز بود!
چه بر سر آن سال ها آمد ؟ ما عوض شدیم یا نحوه زندگی ما؟ چه شد که این گونه برای خود هم غریب شدیم؟ از هم دور شدیم ! دیگر آن صفا و صمیمیت نیست؟ نوروز را اکنون با چه بیاد می آورم؟ با غرش ترقه ها و ترافیک خیابان ها؟ با بی احترامی های کوچک و بزرگ از همان مردم؟ یا آن مردم هم با تغییر نحوه زندگی و پیدایش تکنولوژی های جدید عوض شده اند؟ به دنبال چه در این دو هفته مانده به سال جدید سردرگم هستیم و در خیابان ها از هم پیشی میگیریم؟ انگار نوروز را باید زود به سرانجام برسانیم! تند و سریع زن و مرد … پیر و جوان در حال دویدن باشیم ! انگار عمرمان در حال تمام شدن است و باید زود کاری را انجام دهیم!
کاش کمی هم به داشته هایمان به اندوخته های سال قبل خود مراجعه میکردیم و پشت سر را میدیدیم ! چه در انبان نهادیم و چه چیز را میخواهیم بدست بیاوریم؟
و زنگ آغاز سال جدید نواخته میشود همان گونه که زمان در انتظار ما باقی نمیماند و به پیش میرود و انگار دیگر همه چیز به پایان رسیده و حال میتوانیم نفس راحتی بکشیم و ریتم تند زندگی را که در این هفته های آخر اسفند داشته ایم آرام کنیم! کاش بیاییم و از امروز آغاز گر باشیم … همان گونه که هر سال می خوانیم : ای برگرداننده دل ها و دیده ها . حال ما را نیکو ترین حال بگردان
به امید آن روز

سال نو …. ماهی قرمز …. سفره هفت سین

و داستان به قوت خود باقی است ! باز هم در شروع سال جدید و مردمی که به دنبال هبوط در پی هم در حال دویدن هستند ! مردمی که شاید خود ندانسته در حال این افت و خیزها هستند آن هم برای هیچ! که اگر از جنس هیچ ه تناولی باشد که هزاران هزار ارزش دارد و اگر نه که ….!
نوروز در حال آمدن است و خانه ها در حال تکیده شدن ! این روزها در خیابان ها چهره های بانوان محترم بسیار دیدنی است ! سرخ و سفید … از همه رنگ و تمیز و سفید …. کاش همیشه عید و نوروز در جریان بود! کاش تمیزی بانوان را آقایان هم به همراه داشتند و هزاران آرزوی دیگر …. هم برای بانوان و هم برای آقایان!
نمیدانم از چه وقت بود که برای این ماهی های زبان بسته قرمز دلم میسوخت … ۵ سال یا بیشتر ولی هرچه به یاد دارم در عجب بودم که این ماهیان نگون بخت با آن وضعیت اسف بار و فلاکت آمیز که در تشت های زرد و آبی … خود را برای نوشیدن قطره حبابی هوا به ما جلوه میدهند تا در نهایت به درون تنگی افتاده و سیزده روز نوروز ما راهمراهی کنند و دیگر هیچ … یکی از جوی آب سر در آورد دیگری به فاضلاب منزل افتاده و دیگری هم خوراک سگی یا گربه ای و شاید هم دست کودکی به فشار بر اندامش رضایت دهد و آخر ….!
شاید از همان ابتدا در نکوهش خرید و فروش این زبان بسته ها مینوشتم و به تمسخر دوستان نیز عادت کرده بودم اما خدا رو شکر میبینم و میخوانم که این روزها خیلی ها در این باره مینویسند و به نوعی همه گیر شده که خود جای امیدواری دارد . اما نمیدانم آیا به تعداد افرادی که تلاش میکنند تا این ماهی ها را نخرند هم افزوده شده؟ماهی های کوچکی که از دنیای بعد از تشت و تنگ خبری ندارند! ماهی هایی که در بدترین شرایط نگهداری میشوند … سردی هوا … گرسنگی و آلودگی زیاد و در آخر هم مرگی ناخواسته! وزارت بهداشت هم امسال اعلامی کرده بود در همین خصوص که ماهی های قرمز آلودگی زیادی را به خانه های ما انتقال میدهند و نباید خریداری شود!
در هر حال دوست عزیز …. لطفا همکاری بفرمایید و به جای این ماهی های بی چاره به دنبال سین باشید ! سفره هفت سین نیازی به این ماهی ها ندارد ! به این ها رحم نمیکنید بیایید به خودتان رحم کنید و از آلودگی و بیماری جلوگیری کنید! دوست من ماهی قرمز در سنت ما ایرانی ها نبوده و نیست …. ماهی قرمز سالیان قبل از چین به ایران راه یافته و سفره هفت سین اما از اجداد ما به ما رسیده و باید به درستی آن را حفظ کنیم ….
دوست من با نخریدن شما ومن و ترویج این نخریدن به یکی از اعضا فامیل خود کم کم صدای دست ها بلند شده و این تجارت کثیف برچیده میشود!
پس : ماهی قرمز از رسم های ما ایرانیان نیست و سر سفره های هفت سین جایی ندارد