کوچه بی نام

اول از هر چیز من نه منتقد سینما و فیلم هستم و نه تحلیل گر سینمایی ! من فقط یک بیننده فیلم هستم تا بتوانم با درستی و شیوه صحیح با یک فیلم ه خوب و در زمان های آزاد وقتم را پر کنم !
مدتی بود که تبلیغ و تیزر های فیلم کوچه بی نام را میدیدم و همیشه تا چند روز پیش در حسرت نداشتن وقتی برای دیدن این فیلم در سینما بودم و چند روز پیش متوجه شدم این فیلم پس از اکران در سینما به روی سینماهای خانگی هم آمده و توانستم فیلم را بر روی سی دی خریداری کنم. تا دیشب که با شوق ه فراوان برای دیدن فیلم دست بکار شدم و یک ساعت و نیم وقت خودم را در اختیار کارگردان و عوامل فیلم دادم و در آخر نیز به این پرسش رسیدم ! خوب که چی؟فیلمی با ضرب آهنگی تند ولی بی محتوا ! نشان گر جامعه و قشری از جامعه کشور ایران و کاملا بی هدف ! شاید اگر بازی خوب باران کوثری نبود فیلم از همین فراز و نشیب های بی سر و ته خود نیز می افتاد ! فیلمی که در تمامی صحنه ها و سکانس های آن از بازی خوب باران کوثری بهره میبرد و دیگر هیچ چیز را نداشت ! دختری از قشر پایین و پر جمعیت و همین طور مذهبی ایران که بر خلاف مسیر رودخانه شنا میکرد و بدون ترس جلوی پدر و مادر خود ایستاد و به راحتی میگفت خوب من هم این جور زاده شده ام ! پسری که مشخص شد به صورتی بسیار مبتذل تر از فیلم های کشور همسایه به مانند فیلم های ترکی شبکه های ماهواره ای از ارتباطی صیغه ای بوجود آمده و باز هم با عشق و عاشقی خواهر و برادری به نافرجام و بعد هم به سقوطی بی حاصل از سانحه هواپیما تن در داده و به نوعی از سناریو فیلم کنار گذاشته می شود و پدری که تا آن روز با سرپوشی داشتن همسری صیغه ای پسر خود را نیز منکر بوده است !
همه و همه داستان ه بی سر و ته فیلم را تشکیل داده و نه تنها آموزه ای در داستان مشخص نبوده بلکه پس از پایان این ساعت به هیچ جوابی هم نرسیدم ! فیلم را به هیچ عنوان برای هیچ قشری حتی قشر بیکاران جامعه توصیه نمیکنم !

جنگ ستارگان

تا به حال از سری مجموعه جنگ ستارگان هیچ کدومش رو دیدید؟ به نظرتون چطور بودن ؟ آیا این سری جدید رو هم دیدید؟ قسمت هفتم از جنگ ستارگان؟
قبل از هر چیز باید این رو بگم که خیلی از دوستان که سررشته در امور فیلم و سناریو و سینما دارن خیلی با اینجور فیلم ها ارتباطی رو برقرار نکرده اند و شاید به نظرشون دیدن اینگونه فیلم های تخیلی اون هم با این سبک خیلی بچه گانه و بی معنی باشه اما به نظر من قرار نیست که این فیلم و این گونه از فیلم ها رو با شاهکار های سینمایی مقایسه کنیم !
ما میتونیم اون شاهکار ها رو ببینیم اون هم در هر ژانر که دوست داریم و این هم در کنار اون ها ! در ضمن دیدن این گونه فیلم ها راحت هست و کلا نباید هر فیلمی که به سختی مخاطب رو به خودش جذب میکنه و برای فهمیدنش نیاز هست تا فیلم رو دوباره دید از این فیلم بهتر باشه ! نه این که این فیلم ه جنگ ستارگان بچه بازی باشه و نبینیمش و نه اینکه اون فیلم های جنجالی و فیلسوفانه رو فقط ببینیم ! نه این و نه اون …. باید ذایقه فکری خودمون رو جوری تربیت کنیم که بتونیم در هر موقع بسته به روحیات خودمون هر فیلمی رو ببینیم !
جنگ ستارگان رو تا حالا از نسل پیشین من دیده اند و الان هم میتونن نسل بعد من ببیند … این سری های جنگ ستارگان از همون سه گانه اول با روح آدمی بازی کرده و میکنه …. اطمینان داشته باشید که این همه هیاهو و تبلیغ برای هیچ نیست … این روزها همه جا تبلیغ اون رو میبینید و ساخته هایی از اون جنس رو در هر جا میتونید پیدا کنید . یقین داشته باشید که اگر هیچ قسمت از قبل رو هم ندیدید چیزی رو از دست نمیدید و همین الان تصمیم بگیرید برای دیدن این قسمت هفتم !
بهتون اطمینان میدم که نه تنها چیزی رو از دست نمیدید بلکه بهش علاقمند میشید …. و از این به بعد نگاهتون به آسمون و آینده جور دیگه ای هست.
جنگ ستارگان رو بدون پیش داوری ببین از همین سری شروع کن و من بهتون اطمینان میدم که اونجور که فکر میکنی به نتیجه نخواهی رسید و احتمالا گوشه هایی از ذهنت رو روشن میکند.

starwars

عمو نوروز

به بهانه فرا رسیدن سال جدید ! در نوروز و آداب آن از گذشته تا به الان فراز و نشیب های زیادی داشته ایم و شاید تحریف ! همیشه در این فکر بودم که چرا حاجی فیروز را در جشن های نوروزی و خیابان ها در این ایام شاد می بینیم ! حاجی فیروز که با سیاهی خود و لباس قرمزش ترس مبهمی را در چهره بچه ها رقم میزند! تا به حال در خیابان ها و جاهایی که حاجی فیروز با رقص و پایکوبی خود شادی را برای ما بزرگ ها می آورد به چهره بچه های زیر ۵ سال دقت کرده اید؟ به این فکر کرده اید که ما در این ایام شخصیت مهربان و پیرمرد خوش مزه عمو نوروز را هم داریم؟ چرا عمو نوروز از فهرست شادی های نوروزی ما بیرون رفته است؟ پیرمرد مهربان ی که با کوله ای پر از هدیه میتواند با آن لباس سبز و ریش سفیدش خاطره خوبی را برای عید و نوروز به همراه داشته باشد.
ایام کریسمس بچه های فرنگ از سر و کول هم بالا میروند تا بتوانند سانتا را ببینند و هدیه ای از دست او به ارمغان داشته باشند … همان پیرمرد با شکم فربه خود و زنگوله و احیانا سوار بر سورتمه برای رساندن هدیه ها ! ما نیز بیاییم و برای کودکان ایرانی این هدیه را از دستان عمو نوروز برایشان به ارمغان بگذاریم . بیاییم شادی را در چهره کودکان با دادن هدیه های کوچک اما پر بها از عمو نوروز داشته باشیم . ما خود دارای فرهنگی غنی هستیم اگر بخواهیم و اگر به خوبی فکر کنیم !

photo_2016-03-17_23-31-17

فریاد ه سکوت

همیشه برایم سکوت فریاد داشته ! و همیشه برای نزدیکان و دوست و آشنا در مورد سکوت کویر و فریادش گفته ام و همیشه هم با نگاه های متعجب آنها روبرو شده ام ! اما همیشه بر این باور بوده ام و هستم ! باوری در سکوت ! اولین بار فریاد سکوت را در کویر شهداد کرمان شنیدم جایی که در نیمه شب من بودم و کویر و آسمان ه پر ستاره جایی که بر پهنه کویر دراز کشیدم و به آسمان نگاه کردم آسمانی درخشان از ستاره ها و همهمه ای از صداهای ناشنیده ! فریادی از کویر و سکوتش که مرا در آن تنهایی به میان خود کشید و آن لحظه دیگر تنها نبودم !
این روزها است که از طرف ناسا فایل های صوتی کهکشان ارایه شده و من باز غرق آنها شده ام فریادهایی از جنس کهکشان ! مجموعه صدا هایی را که ناسا “خارج از جو زمین” رکورد کرده و تحت عنوان
Symphonies of the Planets
روانه بازار کرده و تا کنون پنج ولوم آن پخش شده و در سایت های معتبر بفروش میرسد .گفته میشود در ضبط و تنظیم این آهنگ ها از هیچ ساز یا افکت خاصی بهره گرفته نشده و تمام این صداها زمزمه سیارات کهکشان راه شیری میباشد که برایم من این زمزمه ها همان تداعی کننده فریاد است فریاد کهکشان ! خوب است شما هم در این فریاد با من شریک باشید

زاینده رود

این روزها خبر های خوبی از دریاچه ارومیه به گوش میرسد ! خبر میرسد که حدود ۵۱ سانتی متر بر آب دریاچه افزوده شده که چنان چه این آب گیری با سرعت بیشتر و تداوم همراه شود امید را دوباره دریاچه بدست خواهد آورد و از یک فاجعه زیست محیطی جلوگیری خواهد شد ! فاجعه ای که جز ابلهان بر آن رقم نزده بودند !
در فکر بودم مثل همیشه از این ور و آن ور ! این سو و آن سو و به ذهنم رسید چرا هنوز مشکل برای رودخانه زاینده رود ادامه دارد؟ چرا باید رودی چنین زاینده به این سرنوشت برسد ؟ شاید بتوان هنوز هم کارهایی را برای آن در سرمنشا انجام داد اما تا آن هنگام آیا باید تنها در بعضی از روزهای سال این آب جاری شود و ماه ها خشکی را در اصفهان زیبا ببینیم ؟ رودی که نه تنها منشا زایش بلکه زیبایی اصفهان است !
شاید به عنوان یک درمان گر درد تنها بتوانیم کارهایی را صورت دهیم و این زیبایی را تنها حفظ کنیم ! اگر در پایین دست رودخانه بتوانیم آب بند هایی را درست کنیم که دبی مشخصی از آب را سر ریز کنند نه تمامی آب را و آب نیز در بالادست با دبی پایین بعد از پر شدن رود در شهر جریان داشته باشد و تمامی خروجی ها را نیز در شهر و در مسیر آن ببندیم میتوانیم برای مدت ها نه تنها چند روز این آب و این زایندگی را حفظ کنیم آبی که شاید به ظاهر کمی راکد شود اما با دبی کم گذرای خود در حال جریان است و هدر نمیرود ! به این صورت علاوه بر بودن این آب این رود به عنوان مظهر زندگی میتوان به راه کارهایی نیز برای بالادست رود و دیگر استفاده کنندگانش پیدا کرد! راهی است که بسیار ساده به نظر میرسد و میتوان حتی در زمستان نیز با بودن آبی با روانی مختصر و پایین رفتن درجه حرارت هوا یخ زدگی را نیز بر روی سطح رود داشته باشیم و با عایق کاری مناسب درست به مانند آنچه قدیم در پای هر پل انجام میشده از تخریب پایه های پل ها نیز اجتناب کنیم . شاید با همین راه ساده بتوانیم به سادگی به مراد خود برسیم ! کاش میشد

پایان شکوه پادشاهان در پارسه

امسال بازهم به قرار هر سال به تخت جمشید رفتم ! آخرین بار زمستان سال قبل بود که در صبحی سرد بازدید ی از پارسه داشتم و تاسف برای شکسته شدن شیشه های حفاظ پس از سرما و طلوع خورشید به دلیل انبساط و انقباظ آنها و بازهم انتشار وسیع گل سنگ بر روی اکثر سنگ های ورودی مجموعه !
چندین سال بود که با برپایی کارگاه چوب بری و حمل الوار های مخصوص در محوطه این اثر باستانی شاهد ایجاد راه هایی در بین سنگ ها و آثار بجا مانده بودیم که ارزنده به نظر میرسید و در نهایت بازدید کننده را به سادگی ترغیب به راه رفتن بر روی آنها کرده و شاید نتیجه به حفظ همین اندک باقی مانده هم میرسید ! دیگر چیزی برای دزدی از این مجموعه باقی نمانده و تمامی آثار باقی مانده به حدی بزرگ و حجیم است که برای جابجایی نیاز به جرثقیل محسوس است و حصار کشی صورت گرفته که با شیشه ترکیب شده بود به همراه این الوارهای مخصوص و Out Door میتوانست چاره گشا باشد ! اما از زمستان سال پیش تخریب شروع شد تخریب نه در آثار بلکه در حفاظ ها و مسیر های تردد بود و به جای زنجیر کشی زیبا با طناب های پوسیده و رنگی که بر زشتی غالب بود ارزش های هنری و تاریخی این مجموعه نفیس را زیر سوال برده بود !
امسال به نظر میرسد ضربه در حد نهایی شدن است دیگر از افرادی که مشغول به کار بودند چه از برای ترمیم آثار و چه ایجاد حفاظ ها و الوارهای مخصوص خبری نبود. الوارها اکثرا پوسیده شد و پیچ های محکم کننده آنها به دلیل تاب برداشتن الوارها از جا خارج شده و در قسمت هایی که با این الوارها راه پله هایی ایجاد شده خطر افتادن بازدید کننده محتمل است . معلوم نیست که با بودجه تخصیص داده شده یونسکو چه میکنند که برای ترمیم و حفظ این آثار و حفاظ ها دیگر کاری صورت نمیگیرد. کارهای ساده چون زدن روغن کوسه بر روی این الوارها برای نپوسیدن و تبله نکردن آنها و همین طور ترمیم آثار به جا مانده.
تخت جمشیدی که هر سال با دیدن آن به وجد می آمدم و شور و شادی برای چند روز با بازدید آن به همراه من بود این بار جز ناراحتی و غم چیزی نداشت! این بار با وجودی که هجوم توریست های خارجی بسیار نمایان بود علاوه بر نبودن هر گونه امکانات رفاهی تخریب آثار نیز به وضوح دیده میشد. به نظرم اگر تا کنون موفق به دیدن این بنای زیبا و ارزشمند نشده اید بشتابید چرا که از بین رفتن تدریجی آن در دستور کار است !

یک توضیح کوچک

در مورد نوشته هایی که به خصوص در مورد سفر ها در این جا بازگو میکنم این نکته وجود دارد که میتوانید عکس های مربوط به آن را نیز از خود فتوبلاگ ببینید و دیگر نیازی ندیدم تا آنها را در این جا هم به نمایش بگذارم.
به راحتی میتوانید با قسمتی که در خود فتوبلاگ وجود دارد جستجویی در زمینه مورد نظر خود داشته و عکس های آن را نیز ببینید. قسمتی با نام Gallery که در زیر صفحه اصلی قرار دارد . به عنوان نمونه برای دیدن عکس هایی مربوط به سفر به نپال میتوانید به این نتیجه در فتوبلاگ دسترسی یابید + و یا برای دیدن عکس هایی در مورد شهرستان یزد نیز این ها را داشته باشید + البته بازهم تلاش خواهم کرد تا این چنین لینکی را در زیر نوشته مربوط به خود قرار دهم تا راحت تر بتوانید با اشاره یک کلیک به عکس ها هم دسترسی داشته باشید.

ماهنامه سفر شماره ۴۴

با وجودی که ماهنامه این بار از عرف ماهنامه ای به در آمد و به نظرم ۴ ماهی در انتظار آن بودیم ولی با مطالب جالبی این ایراد را از ما پنهان ساخت! این بار علاوه بر تاخیر در چاپ این شماره به صورت نمونه اداره پست هم همکاری لازم را نکرده و یک هفته اقلام سفارشی را در مبدا نگه داشته و بعد شروع به ارسال نمود که خود مزید علت شد! امید داریم دست اندرکاران ماهنامه که خود به آن ها عقیده دارم راه کارهایی را آماده سازند تا دچار این خلا نشده و به راحتی مطالب ه حوزه گردش گری را دریافت کنیم.
در این شماره دو مطلب از بنده به چاپ رسیده که با عکس هایی زیبا از کارهایم همراه است. یکی در خصوص نپال و باید ها و نباید هایی تازه که از سفر اخیر داشته ام و دیگری هم از شهر ه خاکی یزد از پرسه در کوچه های باریک و خشتی آن که خالی از لطف نیست . پس با من و ماهنامه سفر شماره ۴۴ همراه باشید تا بتوانیم صنعت گردش گری را با همین پشتیبانی های کم خود رونق ببخشیم. برای اشتراک و یا خرید آنلاین ماهنامه حتی به صورت تک جلدی میتوانید از این لینک + بهره لازم را ببرید.

راستی …. اگر گشتید و پیدا نکردید این شماره را و یا اقدام به خرید کرید و موجود نبود و بازهم علاقه به خواندن مطلب های آن داشتید ! به من اطلاع دهید تا برایتان تهیه کنم

بیوتن ….!!

کتاب بیوتن را امروز تمام کردم آن هم به سختی زیاد! قبلا هم نوشته بودم که کتاب ها را بسیار زود و سریع میخوانم به خصوص اگر موضوعی مرتبط به علاقمندی من داشته باشد اما این یکی را با جان کندن به پایان رساندم!
رضا امیر خانی در این کتاب از همان انتخاب ه اسم هم به نظر خود درگیری ها را به نمایش گذاشته ! نام کتاب بیوتن که برای خواننده به خصوص خط ناآشنای عنوان بسیار بی معنی جلوه میدهد ولی پس از شروع کتاب و در گیر شدن در مکالمات ناآشنا و فرو رفتن در جامعه آمریکایی با دید آرمیا مشخص میکند که نام کتاب همان بی وطن است که در ادبیات امیرخانی به شکل دیگر در آمده!
بعضی از کتاب ها شروع ه آرام و سختی دارند و در همان فصل اول یا نهایت نیمه کتاب به شبوه نگارش و طرز فکر نویسنده آشنا میشویم و ادامه خواندن ساده تر از پیش میشود ولی این کتاب شما و ذهن شما را آن چنان درگیر انشا ی ناآشنا و ماجرای کتاب میکند که نه تنها از سنگینی آن کاسته نمیشود بلکه به سنگینی فضا و نوشتار نیز افزوده میشود!
فرهنگی ایرانی در فرهنگی آمریکایی با زوایایی متفاوت تر از آن چه تا کنون شنیده ایم! توصیه به خواندن ! ؟ خود هم نمیدانم!