پاییز

دوباره فصل پاییز فصل باران فصل خنکی هوا فصل شعر و ترانه و فصل سفر …. این روزها که همه درگیر مدرسه و دانشگاه و کار هستند فصلی را شروع کرده ایم که اگر برای سفر نتوانیم از آن استفاده کنیم باید دوباره یک سال دیگر را صبر کنیم تا این هوا و حس به وجود آید و آن موقع شاید دیگر نتوانیم …
برای سفر فقط به فکر تابستان یا روزهای تعطیلات عید نباشید … برای هر فصلی چند برنامه بریزید چرا که اگر فقط به دنبال یک برنامه سفر در یک فصل باشید اطمینان داشته باشید که آن برنامه اجرا نمیشود . چه کسی گفته که شمال را فقط باید در تابستان تجربه کرد؟ آیا شمال را فقط برای استفاده از دریا می پسندید که آن هم به نوعی دیگر آن قدر آلوده شده که تن را به دریا زدن خود دل و جرات می خواهد …؟ پس بیایید یک بار هم که شده بر خلاف افکار عمومی عمل کنید … شمال یک سفر رویایی را برایتان در پاییز رقم میزند … دیگر از آن هیاهوی مسافران خبری نیست دیگر آن شرجی و گرمایی که تن را به لباستان می چسباند خبری نیست … روح لطیف شمال را در پاییز تجربه کنید و رنگهایی را روی درختان ببینید که تاکنون در هیچ مداد رنگی ندیده اید … و اطمینان داشته باشید که آن جا عاشق میشوید …
آیا سواحل زیبای خلیج فارس را در پاییز و ادامه آن در زمستان دیده اید؟ کیش … قشم … بوشهر …. بندر عباس …. گناوه …. بندر عسلویه …. آن طرف تر هم در سواحل دریای عمان چاه بهار …. بازهم بگویم ؟ یکی از آنها را انتخاب کنید و حرکت …. اطمینان داشته باشید خاطرات خوبی را در کنار مردم خون گرم جنوب کشورمان با خود به یادگار خواهید آورد….
کویر …. آری آن کویر وهم انگیز را در این فصل تجربه کنید … دیگر در آن از گرمای طاقت فرسا و سوزان خبری نیست و جانواران موذی هم کاری به کار شما ندارند . به کویر سفر کنید و دل به سکوت کر کننده آن بسپارید ….
جنگل های هیرکانی را از یاد نبرید …. در این جنگل هاست که به راحتی میتوانی خود را در آغوش طبیعت حس کنی و از خنکای آن بهره برده و شش ها را پر از عطر جنگل کنی ….
بی هیچ بهانه اگر تا کنون به این سفر پاییزی فکر نکرده ای وقت را تلف نکن و ….. منتظر سفر جدید من با عکس های تازه باشید …. اطمینان داشته باش اگر سفر نکنی مرده ای بیش نیستی که خود را زنده می پنداری …..

کیش – قلعه جنی

ایران ما دارای جاذبه های توریستی بسیار زیادی است که متاسفانه به جز اندکی که مشهور و شناخته شده برای اکثر مردم هستند بقیه یا رو به تخریب است یا فراموشی …
به نظر من مکان های دیدنی نباید به مکان هایی که جزو آثار ملی یا تاریخی کشور میباشند محدود بشود و میتوان در تمامی کشور ها مکان هایی را یافت که از نظر هایی دیدنی و توریستی به شمار میروند , به عنوان نمونه جزیره کیش خود دارای مکان های دیدنی فراوانی است که به صورت معمول در تمامی تورهای گردشگری از آنها نام برده و توریست ها هم برای دیدن آن مکان ها از سر و کول هم بالا میروند … یکی از این نقاط و مکان ها کشتی یونانی است که میتوان در غروب آفتاب جمعیت زیادی را که برای دیدن و عکس گرفتن به آن جا هجوم می آورند را دید ولی آیا تا به حال شنیده بودید که دیدن کشتی یونانی در زیر نور مهتاب هم زیبایی خاصی دارد که شاید از غروب آن کمتر نباشد؟ برای دیدن عکس های از این کشتی در ساعت های غیر متعارف میتوانید به این پیوند هم سری بزنید و آن چه را من نوشته ام به صورت تصویری ببینید. این عکس در ساعت ۲ بامداد گرفته شده در زیر نور مهتاب + و این ها هم که در موقع غروب آفتاب گرفته شده + و + و + .
یکی از مکان هایی که در حال حاضر به گشت شهری آژانس ها تبدیل شده که قبلا در لیست آنها نبوده روستای کوچک باغو است که گفته میشود ساکنین آن که بیش از ۴-۵ نفر هم نیستند از ساکنان اولیه و بومی های کیش هستند و به دلیل نزدیکی این روستا به کشتی یونانی قبل از غروب آفتاب و یا در گشت صبح گاهی توریست ها را برای دیدن چند پیرمرد و پیرزن ساکن در کلبه هایی ویرانه میبرند و همه از دور به مانند اینکه به باغ وحش آمده اند و حتی جرات پیاده شدن از ماشین ها را هم ندارند نظارگر آن بومی هایی میشوند که در سایه ای در فکر فرو رفته اند و چه بسا که در تعجب نگاه های این چنین مردمان هم باشند.
در مسیر رسیدن به کشتی یونانی در همان جاده جهان و قبل از رسیدن به آخرین میدان در نزدیکی کشتی یونانی قلعه ای کوچک و مخروبه واقع شده که شاید کمتر کسی نگاه خود را به آن هم می اندازند و همه در عجله برای رسیدن به کشتی یونانی و در بازگشت از آن جا برای رسیدن به پاساژها و خرید … این قلعه که اگر بخواهید در شب هنگام به آن جا سر بزنید در بین مردم ساکن منطقه به قلعه جنی مشهور است و شاید در طلب درخواست شما برای رفتن به آن جا پس از غروب آفتاب کسی یاری کننده نباشد و همان افسانه های محلی که شاید حتی ساخته ذهن ساکنان برای تفریح دلیل آن شده که اکثر ساکنان هم در باور این داستان و داشتن جن در آن قلعه از رفتن به آن جا سر باز زنند.
همان نام قلعه و ذهنیتی که نا خواسته در مسیر به رسیدن آن جا به شما و افکار شما روی کرده کافی است که کمی با احتیاط وارد منطقه و نزدیکی آن جا شوید.
قلعه جنی را در حدود ساعت ۳ بامداد دیدم آن هم با برنامه ای از پیش تعیین شده و با همراهی یکی از دوستان خوبم و راننده ای با مرام که در این سفر ما را همراهی میکرد. در طول مسیر به گفتمانی در خصوص جن و اجنه و تاریخچه قلعه پرداختیم که بازهم ذهنیت خوف آوری را به ما داد چه بسا که داستان هایی که راننده مهربانمان هم برای ما از اتفاقات رخ داده در قلعه بازگو میکرد بی دلیل نبود , اتفاقاتی که شاید فقط داستان هایی زاییده خیال می بود. بعد از رسیدن به آن جا ابتدا مشغول با دور زدن در اطراف آن قلعه شدم . به دلیل این داستان ها و اتفاقات زایده خیال درهای آن را با بلوک هایی مسدود کرده بودند ولی با شیطنت دیگران بلوک ها از یک سمت به اندازه رفت و آمد یک نفر به درون قلعه سوراخ شده بود و میشد از آن طریق وارد قلعه شد. قلعه به شکل مستطیل بوده و دارای دو بارو است و در این دو بارو برای نشانه روی تک تیر اندازها برای محافظت از قلعه و ساکنین آن سوراخ هایی مربع شکل تعبیه شده و در دورتادور قلعه نیز بر بالای دیوارهای هم مکان هایی برای نگهبانی و نشانه روی دیده میشود . قلعه دو طبقه بوده و در وسط آن حیاط کوچکی با باغچه ای کوچک دیده میشود.
ظاهرا قلعه در قدیم در تصرف ژاندارمری کیش بوده و با توجه به دید نسبتا خوبی که به سمت دریا دارد از جزیره محافظت میکرده و بنا به دلایل نامعلومی قلعه متروکه شده و در باور مردم به تصرف جن ها در آمده است. به دلیل سنگینی داستان ها و ذهینت شما خود قلعه آن هم در ساعاتی که خورشید از جزیره دور میشود و تاریکی حکم فرماست محیطی وهم انگیز برای بازدید کننده جلوه گر میشود و صداهای چاه آبی باغ نزدیکی قلعه هم که هر از گاهی با وزش باد به گوش میرسد بر ترسناکی محیط می افزاید.
به هر حال چه داستان را باور داشته باشید و چه نه میتوانید با بالا بردن آدرنالین خون خود با احتیاط نه به خاطر جن ها بلکه آوار ساختمان قدیمی قلعه وارد آن شوید و ساعتی را به دیدن , ترسیدن , عکس گرفتن بپردازید … آن را به شما پیشنهاد میکنم … شاید هیجان آن بالاتر از پرسه زدن در بازارهای جزیره باشد.