تاکسی های شهر

این روزها دیگر همه چیز تغییر کرده و از گذشته به جز در عکس های نه چندان قدیمی چیزی نمی بینیم ! دیگر آن حال و هوای قدیم آن صفایی که در بین مردم وجود داشت نیز جای خود را به لایک پرانی ها و عضویت در جامعه مجازی به در آمده و این خود یک آفت مهم در بین ما ایرانی ها است ! چرا که با وجود رشد فزاینده تکنولوژی در جوامع دیگر به خصوص جوامع غربی هنوز هم آنها پابند به یک سری عادات و رفتار های قدیمی هستند و هنوز هم برای پاسداشت رسم و آیین ها پافشاری می کنند.
تاکسی ! این ماشین هایی که از قدیم در شهر ها مشغول هستند و به جابجایی مسافران می پردازند! به یاد دارید تاکسی های هر شهر در ایران به یک رنگ بودند؟ تاکسی های تهران نارنجی رنگ و تاکسی های مشهد و قم مشکی و تاکسی های شیراز هم ماست خیاری !! آن موقع ها به تاکسی های دورنگ شیراز که سفید و سبز بودند ماست خیاری میگفتند ! کجا هستند آن رنگ ها آن تاکسی های بنز قدیمی آن پیکان های مدل ۱۳۴۶ و آن فورد های قدیمی ؟ دیگر حتی لاشه های آن ها را نیز در پارکینگ های شهرداری ها و راهنمایی رانندگی نمی بینیم !
کاش باز هم به جای این تک رنگی ها به آن همه رنگ می رسیدیم و دلمان شاید باز می شد! تاکسی های شهر شما چه رنگی بودند؟

خیابان های شهرم

مدت ها پیش بود که از نپال نوشتم از کشوری که به بو و رنگ مشهور است بوهایی متفاوت از آن چه تاکنون استشمام کرده اید و یا رنگ های شادی که معمولا در جامعه ما دیده نمیشود! در فقر و بدبختی کامل اما با شادی و رنگ و بو!
بعد از مدت ها بود که پیاده مسیری را در یکی از خیابان های شهرم یکی از خیابان هایی که در شمال شهر و سطح بالا هم به حساب می آمد طی میکردم ! اما از این کار پشیمان گشتم خیابانی شلوغ بیشتر از قبل و با بوهایی منزجر کننده بوهایی که نه تنها در خود خیابان حس میشد بلکه با عبور افراد از کنار دستم هم بوی عرق بدن با آن همراه شده بود و نه تنها این خیابان گردی لذت بخش نشد بلکه بیشتر حالتی متعفن پیدا کرده بود.
نمیدانم شاید مشام بویایی من زیاد از حد قوی است یا شاید فرهنگ ما هم رو به افول است! در فرهنگی که از دیرین نقش حمام و عطر حتی در دین ما نیز توصیه شده است ! برای خوش بو بودن نیازی نیست تا عطر ها و ادوکلن های گران قیمت را خریداری کرد ! نیازی نیست تا از عطر های بد بوی چینی نیز بهره برد ! کافی است بتوانی همت کنی و هر روز یک دوش آب گرم یا سرد را داشته باشی! سخت است؟ گران است؟ تعویض پیراهن و البسه به صورت نه روزانه بلکه هر از چند روز ! سخت است؟ نیازی نیست تا لباس مارک دار داشته باشی ! برای تمیزی میتوان لباس ی آراسته و تمیز داشت و برای خوش بویی استحمام روزانه ! نه؟ نظر شما چیست؟شاید هم همان گونه که حدود ۲۰ سال پیش اتوبوس های شهری را هم کنار گذاشتم باید خیابان گردی خود را کنار بگذارم یا مسیرم را از این گونه خیابان های شهری دور کنم ؟
در فرهنگ دینی و کهن ما توصیه به تمیزی شده و ایرانیان از یکی از نخستین کسانی بودند که از حمام بهره میبردند ! شاید همان گونه که همه ارزش ها در حال عوض شدن است این ارزش نیز رو به فراموشی و برعکس شدن باشد؟

شهر ما …

نکات ریز و مهمی را میتوانیم در هنگام رانندگی یا پیاده روی و یا هنگام سوار شدن به مترو و تاکسی و اتوبوس در این کلان شهر های خودمان ببینیم و حتی میتوانیم از این ساده تر زندگی را بگذرانیم و اینها را هم حتی نبینیم چرا که الان هم در حال همین کار هستیم و نه میبینیم و نه می خواهیم ببینیم .
در حال حاضر همه فقط به فکر گذران زندگی خود هستند و برای این کار از هیچ عملی دریغ نمیکنند فقط این زندگی بگذرد آن هم به هر قیمتی …. وقتی در آن سوی کشور کودکانی زیر دست و پای کودکان دیگر و در اثر ازدحام به معنی واقعی له میشوند و یا وقتی نوجوانی از بالای ترن بازی شهر بازی فلان شهر به پایین می افتد و دردم ضربه مغزی میشود تنها و اولین فکری که به سر همه ما خطور میکند این است … خدا را شکر که نه ما بوده ایم و نه از دورو بری های ما … ! !
در این کلان شهر ها حتما باید معلول باشی و نشسته بر روی ویلچر تا بتوانی بفهمی چقدر سخت است در پیاده رو های شهر تردد کردن حال از خیابان رد شدن و یا سوار اتوبوس شدن و یا داخل مغازه ها رفتن که هیچ …. باید حتما کودکی داشته باشی سوار بر کالسکه تا متوجه شوی چقدر این کالسکه بر روی این موزاییک های از همه رنگ و جورواجور تکان دارد و بر روی آسفالت هم که با چاله و چوله های زیاد خود …. باید حتما دوچرخه سوار باشی تا خطرات مرگ بار سوار شدن بر روی آن را لمس کنی و باید ….
وقتی برای ایده گرفتن از کشورهای دیگر و با گرفتن ماموریت خارجی با ارز دولتی و مجانی پا به همین کشورهای قبلا سوسمار خور میزنند فقط آن خیابانی را میبینند که در طول خود ۳ سرعت گیر گذاشته اند اما این را در تمامی خیابان های شهر اجرا میکنند بدون آنکه متوجه شده باشند آن ۳ سرعت گیر فقط ۳ تا بوده و فقط در ۱ خیابان … ولی آن را نمیبینند که دوربرگردانی در طول خیابان نبوده و ترافیک هم روان .. این را میبینند که در سر چهار راه ها خطوطی بر روی آسفالت نصب شده آن هم به رنگ زرد و با خود فکر می کنند به چه زیباست اما نمیفهمند که هر خط آن برای عبور دادن مستقیم ماشین ها در سر چهار راه ها است تا بدون کوچکترین برخوردی به هر طرف که مسیرشان بود بپیچند و آن ایده را با نفهمی تمام به روی آسفالت های ما نقاشی … آری فقط نقاشی میکنند تا شهر ما و کشور ما هم خارجی شود . چرا که در آن جا فقط بعضی چیز ها را دیده آن هم ۳۰ درصد هر کدام را و بیشتر حواسش به خرید ها با دلار های مجانی و خانم های از ما بهتران و زرق و برق ماشین ها بوده و شاید هم کجا را برای خوردن ناهار انتخاب کند ….