پارکینگی به اسم ایران

بنا به مقتضیات روحیه و علاقمندی ام به کشورهای زیادی سفر کرده ام چه از نوع پیشرفته و چه عقب افتاده و یا در حال توسعه و نمیدانم که آیا قابل مقایسه است ایران ما با کشورهای در حال توسعه و یا باید کشورمان را با کشورهای عقب افتاده مقایسه کنیم و یا شاید هم پیشرفته؟ نظر شما چیست؟
در بیشتر جوامع در حال توسعه و پیشرفته مشکل ترافیک و پر بودن خیابان ها از ماشین های تک سرنشین را به نوعی حل کرده اند اما ما هنوز دچار این مشکل هستیم و به نظر هم نمی آید که راه حلی برای مشکل ترافیک و ازدیاد ماشین ها داشته باشیم ! بسیار در این زمینه فکر کردم و راه هایی را در ذهن خودم مرور ! چرا باید ایران ما در جای جای خود و نه تنها در کلان شهرها بلکه در شهرستان های کوچک خود نیز دچار ترافیک باشد و مشکل تعداد ماشین ها به علتی برای آلودگی های مختلف به در آید؟
آلودگی های صوتی آلودگی های زیست محیطی و آلودگی های تنفسی ! همه و همه گریبان گیر نسل ما و نسل های فردای ما هستند و همگی به دلیل بحران ماشین زدگی جامعه ما بوجود آمده است. در کشوری که با وجود گران بودن قیمت ماشین و پایین بودن مبلغ دستمزد های کار هنوز هم همه باید برای خود یک ماشین داشته باشند و هیچ نهاد و سازمانی هم به طور قاطع برای ارایه راه کار و تسهیلات به جلو نیامده تا این مشکل را به طور قطعی حل کند.
درست برعکس ما در کشورهای دیگر با وجود پایین بودن قیمت ماشین ها فرهنگ خرید و استفاده صحیح رعایت می شود و ترافیک به آن معنایی که در کشور ما وجود دارد دیده نمی شود!
درست است که در جوامع پیشرفته خرید راحت خودرو برای همگان امکان پذیر است اما نگهداری آن به جهت های مختلف دچار این ایست برای داشتن ماشین شده چرا که هر فرد با وجود تمکن مالی و امکان خرید خودرو خود را وارد این مقوله نکرده و از بستر بسیار خوب حمل و نقل عمومی بهره میبرد و همین است که در صنعت حمل و نقل عمومی بودجه های کلان صرف می شود و مردم جامعه نیز از خدمت رسانی این بستر رضایت کامل را دارند و این هم باز درست برعکس کشور ما و فرهنگ استفاده از این بستر ! و در مقوله دیگر شما با داشتن ماشین برای پارک در سطح شهر و حتی پارکینگ آپارتمان مسکونی خود نیز دچار مشکل خواهید شد چرا که باید برای این پارک ها نیز هزینه های مربوطه را پرداخت کنید و اینجاست که همه این دلایل که شاید کوچک به شمار آیند دست به دست هم داده و فرهنگ درست مصرف کردن و استفاده کردن خودرو را برای جوامع غربی رقم میزند. چیزی که در کشور ما وجود ندارد ! جای پارک بسیار و مجانی … حمل و نقل عمومی بسیار بد و نابسامان که همه و همه این مشکل ترافیک و آلودگی ها را در پی خواهد داشت ! آیا روزی میرسد که فرزندان ما به آسایشی نسبی در شهر ها برسند؟

دل نوشت

در جایی که من زندگی میکنم مردن به هیچ بهانه ای نیاز ندارد و در کسر ی از ثانیه بدون هر گونه بهانه ای میشود برای هر کس ی روی دهد ! حال دیگر بهانه های زیاد را هم به آن اضافه کنید تا در این فرآیند کاتالیزور ی نیز برای سریع تر شدن و ناگهانی بودن شدید تر شود !
می شود سوار بر ناوگان حمل و نقلی شد فرقی نمیکند هواپیما باشد یا قطار شاید هم اتوبوس و یا ماشین های سواری ! در کل نتیجه یکی است آن هم ناگهان و سریع از بین رفتن است ! چیزی که در جایی که من زندگی میکنم ارزشی ندارد جان است ! و برای دادنش تنها کافی است هوا سرد شود ! برف بیاید ! بارانی بزند و سیلی رخ دهد یا شاید هم زلزله و صاعقه ! حتی میتوان با آلودگی هوا سلفی دونفری با حضرت عزراییل گرفت ! شاید هم سوزن بان یک کار بسیار راحت و عبور و مرور دو قطار از دو مسیر را اشتباه کند ! حرف من از فرودگاه جی اف کندی نیویورک و یا فرودگاه هامبورگ یا حتی همین فرودگاه دبی هم نیست ! تعداد تنها دو قطار ! شاخ به شاخ ! یا نه نیازی به این هم نیست ! کافی است تا سرما باشد و برودت هوا و یخ زدگی معابر و …. این ها همه بهانه است برای نبودن ! کاش ….
به جای این نقطه چین ها میتوان تا دلت خواست چیز نوشت ! آن را به شما واگذار میکنم و قوه تخیل اتان چرا که این کاش ها و بلکه ها تنها در رویای ما جا دارد و گرما و سرما و برف و باران و رانندگی و قطار و هواپیما و … همه سر جای خود در حال ایفای وظیفه هستند!

تاکسی های شهر

این روزها دیگر همه چیز تغییر کرده و از گذشته به جز در عکس های نه چندان قدیمی چیزی نمی بینیم ! دیگر آن حال و هوای قدیم آن صفایی که در بین مردم وجود داشت نیز جای خود را به لایک پرانی ها و عضویت در جامعه مجازی به در آمده و این خود یک آفت مهم در بین ما ایرانی ها است ! چرا که با وجود رشد فزاینده تکنولوژی در جوامع دیگر به خصوص جوامع غربی هنوز هم آنها پابند به یک سری عادات و رفتار های قدیمی هستند و هنوز هم برای پاسداشت رسم و آیین ها پافشاری می کنند.
تاکسی ! این ماشین هایی که از قدیم در شهر ها مشغول هستند و به جابجایی مسافران می پردازند! به یاد دارید تاکسی های هر شهر در ایران به یک رنگ بودند؟ تاکسی های تهران نارنجی رنگ و تاکسی های مشهد و قم مشکی و تاکسی های شیراز هم ماست خیاری !! آن موقع ها به تاکسی های دورنگ شیراز که سفید و سبز بودند ماست خیاری میگفتند ! کجا هستند آن رنگ ها آن تاکسی های بنز قدیمی آن پیکان های مدل ۱۳۴۶ و آن فورد های قدیمی ؟ دیگر حتی لاشه های آن ها را نیز در پارکینگ های شهرداری ها و راهنمایی رانندگی نمی بینیم !
کاش باز هم به جای این تک رنگی ها به آن همه رنگ می رسیدیم و دلمان شاید باز می شد! تاکسی های شهر شما چه رنگی بودند؟