خیابان های شهرم

مدت ها پیش بود که از نپال نوشتم از کشوری که به بو و رنگ مشهور است بوهایی متفاوت از آن چه تاکنون استشمام کرده اید و یا رنگ های شادی که معمولا در جامعه ما دیده نمیشود! در فقر و بدبختی کامل اما با شادی و رنگ و بو!
بعد از مدت ها بود که پیاده مسیری را در یکی از خیابان های شهرم یکی از خیابان هایی که در شمال شهر و سطح بالا هم به حساب می آمد طی میکردم ! اما از این کار پشیمان گشتم خیابانی شلوغ بیشتر از قبل و با بوهایی منزجر کننده بوهایی که نه تنها در خود خیابان حس میشد بلکه با عبور افراد از کنار دستم هم بوی عرق بدن با آن همراه شده بود و نه تنها این خیابان گردی لذت بخش نشد بلکه بیشتر حالتی متعفن پیدا کرده بود.
نمیدانم شاید مشام بویایی من زیاد از حد قوی است یا شاید فرهنگ ما هم رو به افول است! در فرهنگی که از دیرین نقش حمام و عطر حتی در دین ما نیز توصیه شده است ! برای خوش بو بودن نیازی نیست تا عطر ها و ادوکلن های گران قیمت را خریداری کرد ! نیازی نیست تا از عطر های بد بوی چینی نیز بهره برد ! کافی است بتوانی همت کنی و هر روز یک دوش آب گرم یا سرد را داشته باشی! سخت است؟ گران است؟ تعویض پیراهن و البسه به صورت نه روزانه بلکه هر از چند روز ! سخت است؟ نیازی نیست تا لباس مارک دار داشته باشی ! برای تمیزی میتوان لباس ی آراسته و تمیز داشت و برای خوش بویی استحمام روزانه ! نه؟ نظر شما چیست؟شاید هم همان گونه که حدود ۲۰ سال پیش اتوبوس های شهری را هم کنار گذاشتم باید خیابان گردی خود را کنار بگذارم یا مسیرم را از این گونه خیابان های شهری دور کنم ؟
در فرهنگ دینی و کهن ما توصیه به تمیزی شده و ایرانیان از یکی از نخستین کسانی بودند که از حمام بهره میبردند ! شاید همان گونه که همه ارزش ها در حال عوض شدن است این ارزش نیز رو به فراموشی و برعکس شدن باشد؟

فکر های مسموم

حتما شما هم مثل بقیه مردم دوست و آشنایی دارید ! مگر میشود که در این دنیای پهناور زندگی کرد و کسی را نشناخت و شناخته هم نشد؟ حتی جاسوسان بین المللی هم که در خفا زندگی میکنند دارای زندگی روشنی برای دیگر مردم عادی هستند که در آن به اطرافیان خود به نحوی مرتبط هستند . این اصل وجودی یک جامعه است و نه تنها دارای ضرری نیست بلکه نکته های بسیار محکم پسندیده و خوبی است و سازنده ! اما کار از آن جا شروع میشود که همین اطرافیان ما شروع میکنند به دقت در رفتار های شما و این تازه اول کار است … اگر به همین جا هم ختم میشد که بد نبود ! شروع میکنند به دقت آن هم در کمال بی کاری چرا که اگر کار مفیدی را در حال انجام بودند دیگر وقت این گونه افکار برای آنها پیدا نمیشد و با در اولویت قرار گرفتن سوژه که شما هستید این مهم پیش می آید که مجبور به طرح یک سری سوال در ذهن خود شده که جوابی به روشنی از شما برای آن ها پیدا نمیکنند پس خود را وادار به دادن جواب آن هم از سوی شما میکنند …. به کجا میرویم؟ ای کاش تازه این سوال ها و جواب های داده شده از سوال کننده از ذهن سالمی تراووش شده بود … نه  ….. آنها برای شما در حال دوختن پاپوش هستند به جای شما فکر میکنند به جای شما صحبت و به جای شما نتیجه گیری !
چرا هنوز نتوانسته ایم به خود عادت دهیم که کاری به دیگری نداشته باشیم و بقیه برایمان محترم باشند؟ چرا باید به دیگران دقت نظری از نوع منفی داشته باشیم؟ چرا حتی پاسخ های دیگران را آن طور که خودمان می خواهیم ترجمه میکنیم و …. این میشود که هر چه بیشتر این جامعه به سقوط نزدیک میشود … سقوطی از لبه پرتگاهی بلند و تا به خود بیاییم در ته دره هستیم و جوامع دیگر در بالای آن در حال دست تکان دادن برای ما ….
بیایید دست در دست هم دهیم … کینه های را دور کنیم …. به خوبی ها نگاه کنیم … به جای دیگران فکر نکنیم و برایشان قضاوت نکنیم …. بیایید باهم و در کنار هم جامعه زیبایی را سازنده باشیم.

پیشرفت … تکنولوژی …

فکر نکنم هیچ کس با پیشرفت و تکنولوژی موافق نباشه و از دست آوردهای آن ناراضی … ! اما برای به دست آوردن این گونه توسعه ها و پیشرفت باید هم از نظر فرهنگی و هم از نظر بستر سازی مناسب آن پیشرفت هایی را داشت که هر کدام چهارچوب های خاص خود را دارد و هیچ کدام بدون داشتن دیگری امکان پذیر نیست . متاسفانه در خیلی از موارد دست برداشتن از کاغذ و کاغذ بازی ها و رو آوردن به سیستم های جدید و رایانه ای نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه مشکلات دیگری هم به مشکلات قبلی اضافه میکند و یا مشکل قبلی را حل اما مشکلی بزرگ تر را بوجود می آورد.
کشور ما هم به مانند دیگر کشورهای در حال توسعه از حدود ۱۰ سال پیش شروع به برداشتن گام هایی کرده که نکته بسیار خوب و مثبتی است اما متاسفانه به مانند دیگر کارها بسیار عجولانه و نسنجیده …. نه تنها از لحاظ فرهنگی آمادگی مردم را نداشته بلکه کاری هم آن چنان در این زمینه انجام نداده و علاوه بر آن بستر مناسب نیز در خیلی از موارد فراهم نساخته . میبینیم که با واریز شدن یارانه ها و یا در ایام نزدیکی به سال جدید و یا اول هر ماه که حقوق ها به حساب های الکترونیکی واریز میشود علاوه بر شلوغی عابر بانکها کلا تمامی موارد الکترونیکی مربوط به حساب ها نیز با مشکل روبرو شده و پرداخت های غیر نقدی و از طریق کارت ها دچار مشکل میشود . یا با شروع به ثبت نام کنکور سایت سازمان سنجش با مواجه شدن ترافیک بالای ثبت نامی دچار وقفه و کندی میشود و شاید ۲ سال باشد که کمی به رفع این مشکل پرداخته اند ….
متاسفانه هنوز خیلی از افراد جامعه آشنایی چندانی با سیستم های رایانه ای و الکترونیکی نداشته و شاید درصدی از افراد بالای ۵۰ سال هم از آن واهمه دارند و در کارکرد دچار مشکل . دیده ام هنوز کسانی را که با داشتن مدارک بالای تحصیلی فرق بین ایمیل و سایت را ندانسته و در دادن یا گرفتن چنین آدرس هایی دچار مشکل هستند.
نمیتوان همه مشکل را به گردن دولت و یا نظام راه انداز این گونه سیستم ها انداخت و اگر موشکافانه به اینگونه موارد که کم هم نیست دقت کنیم رد پایی از عدم داشتن فرهنگ استفاده را به همراه نادانی استفاده از آن میبینیم و چه بسا درصد بالایی از مردم ما که هنوز عقیده ای بر استفاده از این گونه خدمات نداشته و یا اگر استفاده هم میکنند نادرست و غیر اصولی …
در کشورهای پیشرفته به جرات میتوان گفت که تمامی کارها از طریق اینترنت صورت گرفته و مردم هم با وجود فرهنگ سازی که سالها قبل انجام شده به راحتی تمامی کارها را از داخل محل کار یا منزل انجام میدهند. در آن جا همه مردم دارای یک شماره چند رقمی هستند که با کد ملی ما زیاد تفاوتی نمیکند و به راحتی تمامی کارها را با ارایه آن انجام میدهند ولی درست است که ما هم دارای این چنین امکاناتی شده ایم اما آیا واقعا در استفاده از آن به خوبی و راحتی و همین طور سادگی و بدون مشکل هم چون مردم دیگر کشورها هستیم؟ آیا خود این کد ملی و شاید دقیق تر فرهنگ عدم استفاده و یا اسفاده از آن برای ما ایجاد شده است؟
این ها همه موارد کوچکی بود که همه ما در جامعه به آن برخورده ایم . بیایید تا باهم دست به دست هم دهیم و این فرهنگ را ایجاد کرده و در ایجاد آن کوشا باشیم . باید از خودمان شروع کنیم و به نزدیکانمان تسری داده و به محیط بزرگ تری برسیم … تا در آینده نه چندان دور همه ما کشوری پیشرفته را به مانند دیگر کشورها داشته باشیم و تا آن زمان هم بستر تکنولوژی فراهم شده باشد. به امید آن روز و داشتن فردایی بهتر