فم تریپ

این روزها با پروژه جذاب و جالبی که #هدی_رستمی به خوبی هدایت گر آن بوده است تعدادی از فعالان شبکه های مجازی به خصوص اینستاگرام وارد ایران شده اند و با هدایت تیم خانم #رستمی و هماهنگی های صورت گرفته در حال بازدید و متعاقب آن نشان دادن جاذبه ها و مکان های شهر های ایران هستند.
متاسفانه در داخل ایران و حتی خارج از آن شاهد هستم که با این پروژه مخالفت شده و کاری که باید مدت ها قبل انجام میشد را کوچک شمرده و یا آن را به جریان هایی ربط میدهند که اگر این چنین هم باشد نقدی را بر این کار ارزنده نمیتوان داشت.
#فم_تریپ پروژه هایی هستند که در کشورها و شهرهای کل دنیا به نوع های مختلف اجرا می شوند و در جهت نشان دادن کشورها و شهرهایی که به نوعی در لیست مکان های دیدنی قرار نگرفته اند و یا کم قرار دارند به نحو موثری اجرا میشود که در این پروژه با هزینه کم و یا در کل رایگان فرد یا افرادی بنا به تصمیم شرکت ها و یا کشور های اجرا کننده دعوت شده و بدین ترتیب در شبکه های اجتماعی نکات مثبت و قوی مکان های بازدید شده نمود و نشان داده میشوند.
باید توجه کنیم که در این پروژه ها قرار نیست تا نداشته ها و یا دردهای اجتماع چه از بابت فرهنگی و چه سیاسی نمایش داده شود! این پروژه ها بر روی نقاط قوت تمرکز کرده و صرفا برای جذب بیشتر توریست ها اجرا میشود.
پس بیایید نگاه جهانی تری را از این داستان فم تریپ اجرا شده در ایران داشته باشیم نه نکات منفی جامعه و آنچه شاید واقعی تر است را عنوان کنیم. ایران زیبای ما قابلیت های زیادی را برای جذب صنعت توریست دارد که تا کنون اجزای هیچ دولتی کامل به آن نپرداخته است.

دل نوشت

در جایی که من زندگی میکنم مردن به هیچ بهانه ای نیاز ندارد و در کسر ی از ثانیه بدون هر گونه بهانه ای میشود برای هر کس ی روی دهد ! حال دیگر بهانه های زیاد را هم به آن اضافه کنید تا در این فرآیند کاتالیزور ی نیز برای سریع تر شدن و ناگهانی بودن شدید تر شود !
می شود سوار بر ناوگان حمل و نقلی شد فرقی نمیکند هواپیما باشد یا قطار شاید هم اتوبوس و یا ماشین های سواری ! در کل نتیجه یکی است آن هم ناگهان و سریع از بین رفتن است ! چیزی که در جایی که من زندگی میکنم ارزشی ندارد جان است ! و برای دادنش تنها کافی است هوا سرد شود ! برف بیاید ! بارانی بزند و سیلی رخ دهد یا شاید هم زلزله و صاعقه ! حتی میتوان با آلودگی هوا سلفی دونفری با حضرت عزراییل گرفت ! شاید هم سوزن بان یک کار بسیار راحت و عبور و مرور دو قطار از دو مسیر را اشتباه کند ! حرف من از فرودگاه جی اف کندی نیویورک و یا فرودگاه هامبورگ یا حتی همین فرودگاه دبی هم نیست ! تعداد تنها دو قطار ! شاخ به شاخ ! یا نه نیازی به این هم نیست ! کافی است تا سرما باشد و برودت هوا و یخ زدگی معابر و …. این ها همه بهانه است برای نبودن ! کاش ….
به جای این نقطه چین ها میتوان تا دلت خواست چیز نوشت ! آن را به شما واگذار میکنم و قوه تخیل اتان چرا که این کاش ها و بلکه ها تنها در رویای ما جا دارد و گرما و سرما و برف و باران و رانندگی و قطار و هواپیما و … همه سر جای خود در حال ایفای وظیفه هستند!

برج میلاد ! نماد تهران و یا برج مخابراتی؟

در سال ۱۳۸۷ برج میلاد با عنوان برج مخابراتی افتتاح شد آن هم پس از ۱۱ سال ساخت و آماده سازی! و از همان ابتدا نیز با حاشیه هایی همراه بود تا جایی که شایعه ای مبنی بر دروغ سیزده در چند سال قبل مبنی بر کج شدن ۶ متری آن بر سر زبان ها افتاد! شایعه ای که به دور از واقعیت نیز بود. و اکنون پس از آن سال ها هنوز هم در بین سازندگان برج و حتی مردم در استفاده واقع آن بحث و حدیث هایی است و هنوز هم مشخص نیست این برج به عنوان برجی مخابراتی بنا نهاده شده و یا نمادی برای تهران و یا هر دوی آن !
هنوز هم سازندگان آن را در رده ششمین برج مخابراتی جهان عنوان میکنند و به تازگی هم بر آمار آنها یک آمار نیز افزوده شده! اولین برج مخابراتی دنیا از نظر بزرگی و مساحت راس برج در ارتفاع !
نمیدانم این آمار ها به چه کاری می آید ؟ و این اولین ها چه دردی را دوا میکند! برجی که حتی سازندگان آن نیز خود می دانند در زمان طراحی و ساخت آن تکنولوژی ساخت و حتی بتن ریزی شناور فونداسیون آن را ما در ایران نداشتیم و نباید به بلندی و ششمین بودن نیز ببالیم ! برجی که اگر به عنوان برج مخابراتی بنا شده ساختی بی ملاحظه و ریخت و پاشی در امور مالی و مالیت شهروندان است ! آن چه که در دنیا مرسوم است این بوده که برج های مخابراتی در شهرهایی برپا می شوند که ارتفاعی در نزدیکی محل بر پایی آن ها وجود ندارد و برای پوشش قرار دادن آنتن های مخابراتی نیاز است تا ارتفاعی این چنین بنا نهاده شود اما در تهران با ارتفاعات بسیار نزدیک و مجاور آن آیا این بنا باید بنا نهاده می شد؟ و یا می توانستند تمامی این ابزار و آنتن ها را بر روی این ارتفاعات بنا نهاد و کل تهران را نیز در پوشش قرار داد. اگر هم برجی به عنوان نماد تهران به جای نماد فعلی یعنی برج آزادی قرار بر بنا بود آیا این ارتفاع معقول به نظر میرسد؟ و یا میتوانستیم با حتی نصف این هزینه برجی زیبا را بنا نهاد تا تمامی اهداف گردش گری و توریستی را هم داشت و اجرایی کرد؟
برج آزادی نیز این روزها وضعیت خوبی را نداشته و علاوه بر فرسودگی حاصل از عمرش و عدم مرمت سالیانه و تخصیص بودجه ای برای آن از آب گرفتگی در سقف برج و همین طور زیر زمین آن رنج میبرد. آیا با از بین رفتن آن میتوان برج میلاد را جایگزینی مناسب برای نماد تهران دانست؟ برج مخابراتی که تقریبا از تمامی نقاط تهران دیده میشود!

پایان شکوه پادشاهان در پارسه

امسال بازهم به قرار هر سال به تخت جمشید رفتم ! آخرین بار زمستان سال قبل بود که در صبحی سرد بازدید ی از پارسه داشتم و تاسف برای شکسته شدن شیشه های حفاظ پس از سرما و طلوع خورشید به دلیل انبساط و انقباظ آنها و بازهم انتشار وسیع گل سنگ بر روی اکثر سنگ های ورودی مجموعه !
چندین سال بود که با برپایی کارگاه چوب بری و حمل الوار های مخصوص در محوطه این اثر باستانی شاهد ایجاد راه هایی در بین سنگ ها و آثار بجا مانده بودیم که ارزنده به نظر میرسید و در نهایت بازدید کننده را به سادگی ترغیب به راه رفتن بر روی آنها کرده و شاید نتیجه به حفظ همین اندک باقی مانده هم میرسید ! دیگر چیزی برای دزدی از این مجموعه باقی نمانده و تمامی آثار باقی مانده به حدی بزرگ و حجیم است که برای جابجایی نیاز به جرثقیل محسوس است و حصار کشی صورت گرفته که با شیشه ترکیب شده بود به همراه این الوارهای مخصوص و Out Door میتوانست چاره گشا باشد ! اما از زمستان سال پیش تخریب شروع شد تخریب نه در آثار بلکه در حفاظ ها و مسیر های تردد بود و به جای زنجیر کشی زیبا با طناب های پوسیده و رنگی که بر زشتی غالب بود ارزش های هنری و تاریخی این مجموعه نفیس را زیر سوال برده بود !
امسال به نظر میرسد ضربه در حد نهایی شدن است دیگر از افرادی که مشغول به کار بودند چه از برای ترمیم آثار و چه ایجاد حفاظ ها و الوارهای مخصوص خبری نبود. الوارها اکثرا پوسیده شد و پیچ های محکم کننده آنها به دلیل تاب برداشتن الوارها از جا خارج شده و در قسمت هایی که با این الوارها راه پله هایی ایجاد شده خطر افتادن بازدید کننده محتمل است . معلوم نیست که با بودجه تخصیص داده شده یونسکو چه میکنند که برای ترمیم و حفظ این آثار و حفاظ ها دیگر کاری صورت نمیگیرد. کارهای ساده چون زدن روغن کوسه بر روی این الوارها برای نپوسیدن و تبله نکردن آنها و همین طور ترمیم آثار به جا مانده.
تخت جمشیدی که هر سال با دیدن آن به وجد می آمدم و شور و شادی برای چند روز با بازدید آن به همراه من بود این بار جز ناراحتی و غم چیزی نداشت! این بار با وجودی که هجوم توریست های خارجی بسیار نمایان بود علاوه بر نبودن هر گونه امکانات رفاهی تخریب آثار نیز به وضوح دیده میشد. به نظرم اگر تا کنون موفق به دیدن این بنای زیبا و ارزشمند نشده اید بشتابید چرا که از بین رفتن تدریجی آن در دستور کار است !

ماهنامه سفر

آیا به سفر رفتن علاقه دارید؟ شناختی از مقصد های گردش گری در ایران و خارج از ایران دارید؟ ماهنامه سفر که به صورت تخصصی در زمینه گردش گری و توریست و جاذبه های سفر و همین طور مقاصد گردش گری منتشر میشود میتواند به خوبی نیازهای شما را به عنوان یک طبیعت گرد و ایران گرد و جهان گرد برآورده کند. شاید به جرات بگویم تا کنون ماهنامه ای چاپی در ایران به این سبک و سیاق منتشر نشده است! به تازگی نمایندگی آن در جنوب کشور فعال شده و به صورت سرپرستی اقدام به دریافت اشتراک فروش تک نسخه و همین طور درج آگهی میکند. شما میتوانید با شماره ۳۶۳۸۱۲۲۳ – ۰۷۱ تماس بگیرید و اطالاعات بیشتری را در این زمینه بدست بیاورید .

Safar copy

سربازان ه وطنم

پیش از شروع سال نو بود که خبر دستگیری مرزبانان ایران شنیده شد و به سرعت خبر پخش شد و در صفحه های شخصی و عمومی همه در شبکه های اجتماعی مطرح شد. از مطلب هایی که مینوشتند تا کاریکاتور ها تا عکس هایی که گروه تروریستی جیش العدل منتشر کرده بود و حالا همگان میدانستند چه اتفاقی افتاده!
همه فهمیدند که ۵ سرباز وظیفه نه ۵ سردار یا درجه دار به اسارت گرفته شده اند و این خود داستان مفصل داشت با چراهایی بسیار؟ و طولی نکشید که یکی از این فرزندان ما توسط این گروه کوچک کشته شد! رایزنی هایی که برپا بود با پاکستان و یا با سرقوم های مذهبی ایران برای بازپس گیری آنان راه به جایی نبرد و یکی از این بچه ها ی وطن که شاید برادر … فرزند … فامیل یکی از ما میتوانست باشد از میان ما رفت! آن هم چه دردناک ….
حال هم این گروه تروریستی که خود را زیر پرچم ناب اسلام می پندارد تهدید به کشتن یکی دیگر از این فرزندان کشور کرده و این تهدید را هم به مانند تهدید قبل عملی میکند!
گروهی که با شستشوی مغزی کامل ه افراد آن  پایه ریز ه جنگ سنی و شیعه در زیر پرچم اسلام محمدی هستند و به راحتی دست به هر کاری میزنند.
به صورت اتفاقی ویدیویی را امروز دیدم که توسط همین گروه گرفته شده بود از مراحل این عملیاتی که انجام داده بودند! در آن از اول حرکتشان تا آخر اسیر گرفتن سربازان نشان داده شده و بر روی آن نوحه ای عربی و شاید اصواتی با متن قرآنی پخش میشود و در هنگام اسارت گرفتن این ۵ تن فریاد الله اکبر این افراد بلند میشود! به راحتی با ۵ موتور معمولی دوترکه و تک ترک از میان نی زارهایی عبور میکنند و پس از رسیدن به محل تقریبی عملیات با پای پیاده از کوهی بالا میروند! برایم نکاتی غیر قابل هضم بود! این افراد با لباسهای بلوچی بودند نه لباس چریک ها یا نظامی ها ! چادر مرزبانان این فرزندان این خاک در بلندای کوهی نصب شده بود درست در خط الراس که تقریبا اکثرا میدانیم و همه جا برایمان گفته شده که هیچ کاه از روی خط الراس عبور نکنیم به خصوص برای نظامیان چرا که در نقطه دید قرار میگیریم! فیلم توسط دوربینی شاید مثل GoPro گرفته شده بر روی موتور و بعد هم بر روی دست ! و دوربین دوم هم از فاصله دور در کوه مقابل که ظاهرا کوهی در خاک پاکستان است در حال فیلم برداری است و به درستی افراد حمله کننده و همین طور چادر این سربازان را نشان میدهد! چرا که در خط الراس کوه قرار دارند! از این تعداد که در عملیات هستند تنها ۳ نفر به چادر حمله میبرند و فرد حمله کننده نهایی هم تنها یک نفر است نه بیشتر و دونفر دیگر حالتی پشتیبانی اورا دارند و بعد وارد عمل میشوند. چرا چادر بر روی خط الراس نصب شده؟ چرا فقط سربازان ه بی دفاعی که از آموزش های اولیه هم برخوردار نبوده اند و در چادر به استراحت مشغولند برای این نقطه در نزدیکی مرز استفاده شده؟ چرا آموزش لازم داده نشده؟ نباید میدانستند که باید پستی نگهبانی هم داشته باشند؟ چادر و افراد داخل آن و جهت مسلسل قرار داده شده روبروی چادر دشت روبرو را نظاره گر بوده و ظاهرا این سربازان از پشت سر خود خیالی راحت داشته اند و دشمن را در جلو فرض میکرده اند و دوربین دوم هم از همین جلوی آنها در حال فیلم برداری است! پس این تروریست ها و آدم ربایان از خاک خودمان حمله ور شده اند! و خیلی چراهای دیگر که فکر مرا تا کنون مشغول به خود کرده است !
به راحتی یورش بردند و این سربازان بی دفاع و آموزش ندیده را دستگیر کردند ! دست هایشان را چفیه از پشت بستند! با دستان ه کثیفشان به پای این پسرهای بی دفاع پوتین پوشاندند و راهیشان کردند …. به راهی که به مرگ ختم میشد!
کجاست آن نیروهای آموزش دیده و تکاور؟ کجاست آن نیروهایی که خبر از هرگونه تحرک دشمن را میدهند؟

کارتن خالی

این جا ایران است ….
به یک واقعیت طنز مانند جالب برخورده ام که شاید هیچ کداممان فکر آن را هم نمیکردیم …
مواظب باشید … اگر تلفن همراه می خرید یا دوربین یا لنز …. هیچ گاه تصمیم به دور انداختن کارتن آن را به سر خود راه ندهید و اگر به هر دلیلی خواستید این کار را بکنید آن را تکه تکه کنید ….
می دانید چرا؟ در ایران اگر کسی این کارتن خالی را پیدا کند به راحتی میتواند به اولین ایستگاه پلیس مراجعه کند و درخواست پیگیری دزدی کالای مربوطه را بکند و با صدور دستور قضایی به سراغ شما بیاید و ادعای مالک بودن و دزدی شما را داشته باشد. به همین راحتی. در مورد تلفن همراه هم که قضیه جالب تر است چون با صدور دستور قضایی تلفن همراه رد گیری شده و افراد پلیس با دستبند به راحتی شما را دست گیر میکنند ….
این جا ایران است ….