صابر

صابر را خیلی وقته که میشناسم ! شاید بهتر باشه بگم مراحل رشدش رو از کودکی تا نوجوانی پاییده ام …. ! کودکی … مدرسه رفتن و الان هم که دانشگاه رشته رایانه شاید …! مدتی بود که کارهای عکاسی منو دنبال میکرد و بعد از آن که دیدم به این هنر علاقه داره با کمی تشویق دوربین کوچکی را بدست گرفت از اون دوربین های کمی از قوطی سیگار بزرگ تر …. و کانن
همین هم دلیلی شد برای تشویق به همراهی من در سفری به مرنجاب … کویری دوست داشتنی و پر از سوژه آنهم برای همه سن و سلیقه … میدیدم که از دور شیوه عکاسی من را نگاه میکند و بیش از بقیه دوربین بدست ها علاقه و سوال در ذهن دارد … و این شد برای تشویق بیشتر و صحبت هایی با رییس خزانه داری منزلشان یعنی پدر محترمشان که پس از قبولی در دانشگاه دوربین خوبی را خریداری کردند …
شاید به نظرم نمیرسید که بتواند به این سرعت در هنر عکاسی پیشرفتی داشته باشه ولی واقعا بدون کلاسی و فقط راهنمایی های کمی از من و بیشتر خواندن کتاب و مطالب منتشر شده بر روی اینترنت توانسته راه خود را به خوبی در این هنر پیدا کنه و عکس های قابل قبولی را بگیره …. هنوز هم در حال تلاش برای برای گرفتن عکس های بهتری هست و این را در عکس هایش به خوبی میتوان لمس کرد . هنوز لنز با کیفیتی را برای دوربین نیکون خود نخریده و امید وارم به زودی با خرید آن شاهد دیدن عکس های بهتری از او باشم . شما هم میتوانید عکس های او را در این جا ببینید +

2 دیدگاه برای “صابر”

  1. آفرین بر شما که مشوق ایشون بودید و هزار افرین به ایشون که تونسته شاگرد خوبی باشه و درساشو خوب پس بده…. واقعا سخته ….
    چقدر زیبا تونسته سفرشو به تصویر بکشه، و مطمئنا شما هم ازین توانایی لذت می برید. به امید موفقیت هردوی شما استاد و شاگرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.