زن بودن

زن بودن در جامعه کنونی ما بسیار سخت است . از هر نظر از هر دید که نگاه کنیم ایراد ها و ناگواری های خاص خودش را دارد . زن در این جامعه محکوم است آن هم چه سخت . زن بودن مردی می خواهد . رن بودن تحمل می طلبد . زن بودن شهامت می خواهد . شاید نه در این زمان حال بلکه از سالیان قبل از آن موقع که زن آفرید شده این سختی هم برایش و با خودش عجین گشته . زن باشی و بخواهی در این جامعه فقط زندگی کنی هم دچار مشکل هستی و نمی گذارند . بی خود نیست که بهشت را زیر پای مادران قرار داده اند و چه لیاقتی بالاتر از این . هیچ فکر کرده ای که چرا وعده بهشت زیر پای مردان قرار ندارد؟
زن باشی از همان آغاز تولد به تو تفهیم میشود که فقط یک زنی نه کمتر و نه بیشتر و باید این عنوان زنیت را تا لب گور با خود ببری که آن جا هم برایت فرق قایل میشوند چرا که فقط یک زنی . شاید در جوامع غربی شعار گونه به برابری و حقوق مساوی پابند باشند اما همان جا هم یک زن فقط یک زن است نه بیشتر و نه کمتر ولی با چهره ای صدالبته بهتر .
این زن چه گناهی را مرتکب شده که زن آفریده شده ؟ و چرا وقتی این همه نیاز به سوی او روانه گشته بازهم فقط یک زن است؟ دلم برای این زن بودن و زن باقی ماندن می سوزد … دلم برای همه مادران و خواهران زن خظاب داده شده ام می گیرد …. چرا یک زن فقط یک زن است ؟ چرا برای این زن بودن خود باید کفاره بدهد و به هر دشنام و حرفی تن در دهد؟ چون فقط یک زن است؟ چرا ….؟

11 دیدگاه برای “زن بودن”

  1. سلام. از وبلاگتون خوشم اومد.از این به بعد مطالبتون رو پیگیری میکنم…
    شما که دیدتون به زن والاتر از چیزی هست که در جامعه وجود دارد چرا از جمله “زن بودن مردی می خواهد ” استفاده کردید.معنی این جمله از نظر شما غیر از این هست که مرد از زن بالاتر هست.شما که مدافع حقوق زنان هستید این دید رو دارید پس از بقبه توقعی دیگر نمی توان داشت.
    ممنون

    1. سلام . متشکرم از شما و به نکته خوبی اشاره کرده اید …. و متاسفانه مجبور بودم این استعاره را در این جا بکار برم تا عمق مطلب را درک کنید و منظورم همان سختی بودن زن است که در این چند خط بیش از آن نتوانستم به آن بپردازم ….

  2. کاملا با دیدگاهتون موافقم اما فکر می کنم امثال شما و بقیه باعث شدن که دیدگاه به زن این طوری باشه یا شاید بشه…………. یک موجود کاملا تابع ……..

  3. اینجا مرد بودن معنی فیزیکی را نداره…
    ببینید یه جاهایی میگیم فلانی “شعر” میگه…
    این “شعر” به معنی حرف بیهوده است.آیا فلانی شاعر است؟
    “زن بودن مردی می خواهد” جمله ای است دقیق همچون مثال فوق.منظور از مرد بودن توانایی تحمل سختی است.

    🙂

  4. سلام
    ممنون از جوابتون.خوب حالا فرض کنیم (فرض کنیم) مرد بودن سخت هست که زن بودن هم مردی بخواهد،چرا سعی کردین موضع ضعف زن رو بررسی کنید.اگه مساوی فکر میکردین اینجوری نمی نوشتین.مشخصا شما با کلمات بازی کردین اما ته فکرتون همون زن بودن مردی می خواهد هست.اصلا مگه کسی انتخاب می کنه زن بشه که بخواد مثل یه مرد زن باقی بمونه؟ اصلا زن بودن چه ربطی به مرد بودن داره؟ که بخواد توی یه قالب بگنجه؟

  5. می دانیم که در دنیا جنس قوی را مرد می دانند. …سختی ها را به مرد ها منسوب کرده اند….زیبایی را به زن نسبت داده اند…ظرافت را به زن نسبت داده اند…..
    دلیلی ندارد چون این نسبت را داده اند همه مرد ها قوی باشند….
    یا همه زن ها ظریف باشند….

    شما می توانید به جای کلمه “مرد” از منسوبه آن یعنی “جرات و قدرت” استفاده کنید…

    آن یکی شیری است اندر بادیه
    وان دگر شیری است اندر بادیه

    می توانید تفاوت این دو جمله را برای من تشریح کنید ؟؟؟
    تفاوت معنایی این دو جمله بسیار زیاد است
    اولی یک حیوان است در بیابان و بادیه
    ولی دومی ظرف شیری است درون سبد

  6. جناب شهاب خان
    بحث در مورد بازی با کلمات نیست بحث در مورد تفکر صاحب نوشته هست که به نظر من با کمی ذکاوت قابل درک هست. پس مطلب رو بیشتر باز می کنم .به نوشته بر میگردیم
    …….”بی خود نیست که بهشت را زیر پای مادران قرار داده اند و چه لیاقتی بالاتر از این . هیچ فکر کرده ای که چرا وعده بهشت زیر پای مردان قرار ندارد؟” این جزای ضعیف بودن زن هست یا پاداش(سر خرمن) ضعیف نگه داشتن او؟بله من فکر کرده ام چرا وعده بهشت زیر پای مردان نیست چون همین جا ان را بی هیچ تلاشی و با لقبی تصاحب کرده اند.چه اشکالی دارد که وعده ان برای دیگران باشد؟نکته مادر بودن هم جالب هست زن بودن به تنهایی!!!! وگرنه بهشت مردان کامل نخواهد شد بی این موهبت…
    به همین دلیل و دلایل دیگر پنهان در همین نوشته من معتقدم خود نویسنده کلا به تساوی معتقد نیست و به تمایز ان هم از نوع حاد معتقد است و به شدت دچار احساسات شده و ترحم انگیز به مساله نگاه میکند. مساله ای که فرشته جان در نظر اولش به ریشه ان به خوبی اشاره کرد
    البته با احترام کامل به نویسنده محترم که اصلا هم نمیشناسمشون

    1. به تساوی اعتقاد دارم شدید اما این مطلب را وقتی نوشتم که در مورد چیزی که مربوط به خانم ها بود بسیار عصبی و ناراحت بودم و این پست نتیجه آن شد … پس لطفا در مورد من یا افکارم قضاوتی این چنین نکنید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.