زلزله

زلزله رودبار رو خیلی خوب بیاد دارم ؛ اون موقع سرباز بودم و دوره آجودانی رو میگذروندم توی شهر تبریز خیابان ارتش ؛ یادمه شب هایی بود که مسابقات جام جهانی فوتبال برگزار میشد و همه پای تلوزیون قراضه ای بودند توی یکی از اطاق های گروهان ؛ من هم که خدا رو شکر به هیچ ورزشی علاقه ندارم توی تخت خواب بودم ؛ نمیدونم این روزها وضعیت پادگان ها چه جوریه اما زمان ما تخت ها همه دو طبقه بود توی آسایشگاه ها ؛ من هم مطابق معمول توی طبقه بالا و خواب ؛ هم تختیم میرفت فوتبال میدید و وقتی میومد تخت حسابی تکون میخورد و من هم یک سری فحش نثارش میکردم که منو بیدار کرده ….
اون شب هم وقتی تکون اول رو خورد اون هم حسابی گفتم دوباره این بی پدر و مادر اومد و منو بد خواب کرد …. خلاصه صبح فهمیدم که چه فاجعه ای بوده و … زلزله بعدی هم که در بم رخ داد من شیراز بودم و اون هم منو حسابی دگرگون کرد …
کاری به این ها ندارم اما تا حدودی با این درد آشنا هستم و با دیدن این عکس های دل خراش حسابی پکر میشم و به گریه می افتم … فقط کافی بیاییم خودمون رو بذاریم جای اونها …
یک جای کارها همیشه میلنگه …. یادمه بعد از اون دوتا زلزله توی خیابان های اصلی شهر همه چیز از صلیب سرخ که با وضوح بر روی آنها نوشته شده بود برای اهدا به زلزله زدگان پیدا میشد …. از شکلات های مقوی و جور واجور مثل توشه سرباز ها گرفته تا کیسه خواب و چادر های چندین نفره ؛ آنهم با قیمت های نازل … فکرشو بکنید این ها کمک های صلیب سرخ جهانی بود که توی شهر های بزرگ ما به فروش میرفت با مارک اون ها و نوشته غیر قابل فروش !!!
باید این ها به دست اون ها میرسید باید …. اما نشد و نرسید ؛ شاید من برای ترویج ندادن این عمل هیچ گاه کالا های این چنین را نخریدم و برای همه هم آن را روشن کردم اما شما فکر میکنید این تجارت پر سود متوقف شد؟
اون موقع اون ها جنس بود اونهم نه دست دوم بلکه شیک و تمیز و مرتب … اما صبح توی رادیو شنیدم اعلام کرده اند کمک های غیر نقدی نفرستید فقط کمک های نقدی خودتون رو به شماره حساب فلان بفرستید …! نمیدونم آیا با پول چیزی خریداری نمیشه؟ آیا این پول ها رو به مردم بیچاره اون منطقه میدهند؟
شاید من عینک بدبینیم شماره اش زیاد شده …. نمیدانم …. شما چطور؟

9 دیدگاه برای “زلزله”

  1. فکر نمیکنید رسالت یک عکاس متعهد ثبت تصاویر مربوط به زلزله و انتشار غم و درد ناشی ازین مصیبت باشه و نه گوش دادن به موزیک ملایم و نوشیدن قهوه و لمیدن بر روی کاناپه اختصاصی و دود توتون مورد علاقه رو به هوا فرستادن؟؟؟؟؟

    1. دوستان عزیز و خبری من زحمت این کار را میکشند … چنانچه در جریان باشید چند سالی است در ایران دوربین به دست گرفتن به مشابه سلاح بدست گرفتن است و نیاز به مجوز دارد …. پس دوستان خبر گذاری ها محبت میکنند و …
      فعلا از آن کار بهتر و مفید تر پیدا نکرده ام … شما سراغ دارید؟ یا در حسرت آنید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.