یک فنجان قهوه

با یک فنجان قهوه میتوانم به اوج برسم میتوانم خودم را با فنجانی قهوه و پک های روی پیپم به آسمان ها برسانم . ولی نه همه جور قهوه و قهوه چی ای و نه همه نوع توتون و پیپی … جایی را سراغ دارم که میتوانم با سفارش یک فنجان قهوه و یک لیوان آب سرد خودم را مشغول کنم و بدون دردسر های معمول کافه چی ها در همان حین به پر کردن پیپ خودم را مشغول کنم و آن را هم وارد بازی سازم …
این ها را همه در تنهایی خود می پسندم و به هیچ عنوان راضی به اشتراک آن با هیچ کس نیستم … از من نخواه تا کنج تنهایی خود را به تو تقدیم کنم چرا که این یک رازی است بین من و فنجان و پیپ … این راز منحصر به من بوده و این خود خواهی را عاشقم و با فکر به همه چیز ساعتی را از این دنیای فریب دهنده دور می شوم و به خود می اندیشم ….

2 دیدگاه برای “یک فنجان قهوه”

  1. وای این نوشته هاتون یه عالمه سوال تو ذهن ایجاد میکنه………ولی دیدگاه تون رو دوست دارم هر کسی تنهایش مخصوص خودش وهر جور که میخواد و دوست داره میتونه از اون لذت ببره ، منم این تنهایی رو دوست دارم.به بستن چشمام و فکر کردن به چیزهای که دوست دارم و و تنها چیزی که کسی نمیتون اونو تصاحب کنه همون فکر……معتقدم این تنهای برای همه لازم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.