طبل تو خالی

توی این چندین سالی که دست چپ و راست خودم را شناختم هیچ وقت نبوده که برای کسی بخواهم یادآوری کنم که چیزی را بلد هستم , حتی اگر بلد هم بوده باشم . خیلی قبل تر هم از این تاریخ بیاد ندارم که هم چون چیزی را بازگو کرده باشم و همیشه سعی کردم فراگیر خوبی باشم و همین طور قدر دان فرا دهنده …. همیشه در سمینار ها یا کارگاه ها و یا مقالات هم به دنبال یادگیری بوده ام حتی برای چند کلمه یا چند خط و این را از افتخارات خود میدانم که این چنین پیگیر مسایل مورد علاقه خود هستم .
اما در تعجب مانده ام که چگونه بعضی از دوستان با علم بر ندانستن فخر دانستن خود را به رخ همه میکشند و حتی بر نادانی خود نیز پافشاری میکنند …. حال چه چیزی در این پافشاری و ندانستن بدست می آوردند را نمیدانم ….
ای کاش همه سعی بر یاد گیری داشتیم و از ندانستن موضوع شرمنده و ناراحت نبودیم … آیا من همه چیز را میدانم ؟ آیا شما بر همه چیز آگاه هستید؟ از این جا است که کلمه مکمل معنی پیدا میکند …. پس بیایید بدون هیچ گونه چشم داشتی مکمل یکدیگر باشیم و از ندانسته هایمان نهراسیم …. آن وقت است که شاید … شاید بتوانیم امید به پیشرفت جامعه داشته باشیم

یک دیدگاه برای “طبل تو خالی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.