موال و دیگر هیچ

موال … دست شویی … توالت …. WC … کدامش رو می پسندید؟ وای این حرفا چیه … زشته نگم؟ اما خیلی از اوقات رو در این جا سپری میکنیم و بعضی وقتا نبودش حسابی شما رو به خود می پیچونه و در بدر دنبالش میگردید …
ظریفی تعریف میکرد از شاید ۶۰ سال پیش که هر وقت ما توانستیم در معابر شهری خود نسبت به احداث توالت عمومی اقدام کنیم اونوقت هست که شاید بگیم متمدن شدیم و به نظر من هم سخنی به جا است.
بنا به موقعیتی که دارم به خیلی از کشور ها سر زدم و ایران رو هم به خیلی از شهر ها و همیشه در حیرت همین احتیاج اولیه بوده ام و با وجودی که ما مسلمانان و به خصوص ما ایرانی ها که ظاهرا از دماغ فیل هم محکم به زمین افتاده ایم بر این باوریم که تمیزی و پاکیزگی منحصر به ما است , ولی تاسف می خورم که در تمامی مکان های عمومی که از تکنولوژی توالت عمومی بهره میبریم بوی گندی ما را احاطه میکند که دیگر به تمیزی یا امکانات دیگر آن فکر نکرده و فقط می خواهیم هر چه سریع تر قضای حاجت را به جا آورده و بزنیم به چاک .
بله شاید در زمان های خیلی خیلی دور ما مهد تمدن در دنیا بودیم و اروپاییان در کثیفی غوطه می خوردند … بله شاید دیر زمانی ما از تکنولوژی حمام استفاده میکردیم … شاید دیر زمانی ما مهد تمدن بودیم …. بله تمامی همین غرور های کاذبی که ما را در بر گرفته … اما به خود بیاییم و ببینیم الان چه کاره هستیم و چه چیزها را داریم؟ و آیا آن چیزهایی که داشته ایم را هم هنوز داریم یا همان ها را هم از دست داده ایم؟ بگذریم که اگر بخواهم این مطلب را دنبال کنم از بحث اصلی و شیرین موال دور میشویم ….
داشتم این را برای شما می گفتم که در تمامی کشورها میتوانید از دست شویی های مدرن و یا معمولی اما بسیار تمیز استفاده کنیم حال این تمیزی را اگر از آن نظافت چی بهره برده اند خوب است و یا اگر خودشان کلا تمیز هستند که بهتر اما در کل دست شویی های تمیز و بدون بوی چاه فاضلاب … در ایران حتی در پایتخت بزرگ آن و حتی وقتی در فرودگاه بین المللی هم برای دفع این حاجت رجوع به دست شویی میکنید نه تنها از کثیفی بلکه همان بوی تعفن فاضلاب شما را به تاسف میکشاند و نمیدانم آیا درست کردن یک دست شویی عمومی تمیز این قدر باید سخت به نظر بیاید و آیا دوستانی که مدیریتی را بر این گونه مکان ها مثل فرودگاه ها و پایانه های مسافرتی دارند …. بخصوص در مکان هایی که در بدو ورود به کشور از طرف اتباع بیگانه مورد هجوم واقع میشوند نباید فکری اساسی را به عمل بیاورند ؟ آیا این گونه مکان ها به مانند ویترین مملکت ما به نظر نمی آید و نباید حداقل حفظ ظاهر را به عمل آوریم؟
در فرودگاه ها چه از نوع بین المللی و یا داخلی و همین طور بین راه ها و پایانه های مسافری اتوبوسی و یا قطار و یا تاکسی آیا نباید یک چشمه موال برای استفاده عموم و تمیز و بدون بو وجود داشته باشد؟ هیچ فکر خودمان را کرده ایم؟ حالا اون خارجی ها هم گور پدرشان …. شما اگر بعد از خروج از منزل گرفتار این قضای حاجت شدید …. آن هم از نوع دوم چکار میکنید و اصلا چکار میتوانید بکنید؟ فکرش را کرده اید که شاید روزی در این مخمصه گیر بیافتید؟ اگر نه پس از همین الان در مورد مسیر و نقاطی که مورد نظر شما در این مورد میتواند باشد بکنید … تا دیر نشده …. حتما که نباید با مسیر یاب به دنبال مغازه و فروشگاه خاصی باشید …. نقاط مهم در وضعیت قرمز را در نظر داشته باشید ….

2 دیدگاه برای “موال و دیگر هیچ”

  1. دوست عزیز

    توجه و حساسیت شما نسبت به اطراف ستودنی است ولی با توجه به سیستمی که فعلا در آن زندگی میکنیم طرح و درگیری با اینگونه مسائل صرفا ذهن شما را خسته و فرسوده میکند و چون پتک بر سندان کوبیدن است

    خصوصیت یک عکاس متعهد همین کنجکاویها و توجه به ظرائف اطراف است
    ولی حساسیت بیش از حد سرانجام آن عکاسی را دارد که پس از گرفتن تصویر کودک آفریقایی در حال مرگ و لاشخور منتظر تاب و توان از دست داد و دست به خودکشی زد

    1. یعنی میفرمایید که بی خیال همه چیز بشویم؟ و متاسفانه این است درد جامعه ما … همه بی خیال و همه میگویند به ما چه …. حالا از کجا می خواهیم جامعه را اصلاح کنیم …؟ بهتر نیست فرد فرد ما در راستای آن چه از توانمان بر می آید کوشا باشیم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.