ما ملت توریست زده !

ما بد مردمانی هستیم ! نمیدانم از کی بد شدیم فقط این را میدانم که دیگر شاید امیدی به ما نباید داشت ! در تمامی موضوعات از ساخت یک پیچ ساده تا نظریه پردازی در خصوص نظریات انشتین خود صاحب نظریم و دارای فخر و فیوضات اما برای مردم خودمان و تا چند روزی را از ایران دور میشویم یا نه در همان ایران خودمان به چند توریست هم برمیخوریم بنده آن بنده ترینیم ! بد مردمانی شده ایم !
ماجرا از آن جا شروع شد که بنا به موقعیت شخصی و علاقه خودم برای دیدن نادیده ها و ناشناخته ها پاشنه کفش را مدت هاست بالا کشیده ام و نه تنها به جهان گردی بلکه ایران گردی را نیز در حال کامل کردنم ! برای ثبت تمامی زیبایی های دنیا دوربین را به دوش میکشم و از جای جای وطن تا دورترین نقاط دور از کشورم را در هدف خود قرار داده ام تا چه شود و چه بینم ! مدت ی قبل بود که به شهری تاریخی عزم سفر کردم شهر کاشان که بیش از حد میشود گفت در دسترس همگان است ! و این دسترسی را هنوز خیلی ها بدستش نیاورده اند ! میدانستم شهری است با غنای تاریخی و فرهنگی بالا که خود با قرار گرفتن در حاشیه کویر از جاذبه ای فراوان برایم برخوردار خواهد بود پس مهیا شدم برای سفری چند روزه برای دیدن کاشان و اطراف آن !
با ورود به شهر و محله های قدیمی نیازی حتی به پرس و جو هم نبود و با تابلوهای آگاهی دهنده هم میتوانستم به خانه های تاریخی و باغ های آن دست یابم ! و خود را در آن محله های قدیمی رها کنم و برداشتی داشته باشم از دوران قدیم ه کشورم و به ترین هایی دست یابم که بر روی عنوان خانه های تاریخی آن نام نهاده شده بود ! مثل قدیمی ترین خانه تاریخی مثل بی نظیر ترین عمارت کاشی کاری شده خاورمیانه مثل زیباترین آینه کاری و ….
به محله سلطان امیر احمد در بافت قدیمی شهر وارد شدم جایی که این خانه های قدیمی در آن محله واقع شده خانه عامری ها خانه بروجردی ها خانه طباطبایی ها و فضای کاملا توریستی را به خود اختصاص داده و تقریبا در تمامی روزها به خصوص آخر هفته ها میزبان توریست هایی از همه کشورها و همین طور از داخل ایران می باشد و میتوان در چهره توریست های غیر وطنی رضایتی زیاد تر از آنچه را که باید دید ! رضایتی که شاید توریست های وطنی نه به آن دست یافته اند و نه تصورش را در سر می پرورانند !
نمیدانم از کجا این را در سر مردم جای داده اند که هر کس دوربین بزرگ تری دارد عکاس تر است و همین طور پول دار تر؟ نمیدانم چرا کسی در این فکر نیست که دوربین هم یک ابزار است شاید به نوعی مثل ابزار هایی برای کارهایی نه کمتر و نه بیشتر و این ابزار برای هر کس تعریف خاص خود را دارد از دوربین های قوطی کبریتی تا دوربین های قطع بزرگ که بسیار در چشم بیننده خود را فرو میکند ! راهی اولین خانه شدم ! خانه بروجردی ها ! در پاگرد و در قسمت اطاق شیشه ای آن آقایی محترم نشسته بود که در پشت سرش به بزرگی نوشته شده بود عکس گرفتن با دوربین های حرفه ای ممنوع ! برایم جای تعجب داشت و همیشه در قدیم برای عکس گرفتن از نقاشی های قدیمی در کشورها ممانعتی برای عکس برداری با فلش دوربین دیده بودم که آن هم این روزها در حال منسوخ شدن است به طوری که از نقاشی مونالیزا در موزه لوور هم روزانه هزاران عکس آن هم با فلش گرفته میشود و چهره مونالیزا در پشت صفحه ای شیشه ای به راحتی در حال لبخندی است که اثرش تا به امروز هم کم نشده اما در اینجا در این خانه تاریخی عکس برداری با دوربین حرفه ای ممنوع؟ خود نوشته در حال بو دادن بود ! چه کسی دوربین را تفکیک میکند به حرفه ای بودن یا غیر حرفه ای بودن ؟ یعنی این دوربین های بدون آینه حرفه ای کوچک هم حرفه ای هستند ؟ یا شاید هم نیستند ؟ سنگینی کارت های عکاسی من در جیبم از یک طرف کارت هایی که از انجمن های مختلف ایرانی و خارجی برایم صادر شده بود و در تمامی قوانین آنها به صراحت از عکس گرفتن در تمامی جاها خبر میداد که هیچ منعی ندارد و میتوان با نشان دادن آن در همه جا اقدام به عکس برداری کرد و از طرفی در خیلی از موزه های خارج از ایران هم با نشان دادن آن ها میشد از خرید بلیط نیز خود داری کرد و به عنوان عکاس بازدیدی مجانی داشت ! آقای محترم پشت گیشه با دیدن من و همکارم که هر کدام دوربین های بزرگی را بر روی دوش داشتیم دو به چند بود که چه باید بگوید ؟ اصلا حرفی باید بزند یا مثل خیلی از جاها شتر دیدی ندیدی ! اما زبان ه دراز من و سوال در مورد مبلغ ناچیز ورودی به خانه که آیا من با داشتن این کارت ها معاف از پرداختش هستم یا خیر مهلتی نه به او داد و نه به من ! با سوال از مقام بالاتر مشخص شد که باید مبلغ پرداخت شود ! وارد شدیم و باز در همه جا درج کرده بودند عکس برداری و فیلم برداری با دوربین های حرفه ای ممنوع ! هنوز به عمارت اول خانه خوب نگاه نکرده بودم که توریست های خارجی را دیدم که با دوربین های خود چه بزرگ و چه کوچک در حال عکس گرفتن هستند چرا که نوشته های فارسی عکس برداری ممنوع آن هم با دوربین های حرفه ای را نمیتوانند بخوانند ! جالب شد ! ظاهرا این نوشته برای توریست های خارجی نیست و تنها برای ایران گردان وطنی صادق است ! خودم را به میان توریست های خارجی زدم و با تیپ و قیافه کاملا ایرانیم سعی کردم خود را قاطی آنها جا زده و به عکس برداری مشغول شوم ! ظاهرا بسیار ناشیانه به این کار مبادرت ورزیدم چرا که نگهبان اطاق رو به من کرد و گفت نگران نباش حراست برای وقت ناهار پست خود را ترک کرده تا نیامده میتوانی عکس بگیری ! در خود فرو رفتم ! آن سوی دیوار عمارت اصلی عکاسان ژاپنی با سه پایه و نورهای استودیویی مشغول عکس از دخترکی هم مسلک خود بودند شاید برای پروژه ای از ایران ! من بودم و زیبایی خانه و همکارم و دوربین های بزرگمان ! آنقدر در خود فرو رفتم که با بی حوصلگی تمام از آن خانه بیرون زدم بدون فشردن دکمه شاتر ! به خانه بعدی رفتیم خانه طباطبایی ها خانه ای که تعریف آن را در همه جا دیده و خوانده بودم و مشتاق برای دیدنش و گرفتن چند عکس ه ناشیانه !
هنوز پای خود را وارد اطاق نگهبانی خانه طباطبایی ها نکرده بودم که نگاه های سنگین آقای پشت میز نشین با ظاهری بسیار مدیر روی من سنگینی کرد ! هنوز شروع به سخن نکرده بودم که دقیقا این جمله را شنیدم ! شما نمیتوانید وارد خانه شوید ! دور و بر خودم را نگاه کردم ! آقا با من بودید؟ من؟ چرا؟ در پیشانی من چه نوشته شده ؟ آقای مدیر من عضو انجمن های …. شما عضو هر جا دلت میخواهد باش ! آقای عزیز من عضو انجمن عکاسان میراث فرهنگی هستم ! آقای مدیر دقیقا این را تفهیم کرد ! شما خود وزیر گردشگری هم باش من به تو اجازه نمیدهم وارد این خانه شوی ! صدای آقای مدیر پتکی بود که بر روی من آوار شد ! چگونه میتوانم به ایشان بقبولانم که این کارت ها هر کدام بنا به علتی در جیب من قرار گرفته ؟ چگونه میتوانم ببینم که در این بین توریست های خارجی وارد شدند با همه دوربین های بزرگ و کوچک خود و آن اقای مدیر چیزی به آنها نگفت ! شاید علت این بود که انگلیسی یا فرانسه را بلد نبود نه؟ چه قانونی وجود دارد که تفکیک میکند من را با توریست هایی که مال این مملکت هم نیستند! اینجا هم بزرگ نوشته شده بود عکس برداری و فیلم برداری با دوربین های حرفه ای ممنوع آن هم به زبان شیرین فارسی !
چگونه میتوانستم برای آن آقای محترم که انگار این خانه از میراث پدری ایشان است خواست تا به من گوش دهند فقط متوجه شوند که من چه میگویم؟ شاید ظاهر من با دوربین های بزرگ خیلی غلط انداز است و بی جهت در چشم ایشان ! نمیدانم ! میدانستم در هر دو صورت چه بمانم و توضیح دهم و چه برگردم روزم را خراب کرده اند ! توضیح برای چه کسی ؟ فردی که حاضر به شنیدن هم نیست و حتما در شهر خود محل کار خود خانه قدیمی طباطبایی ها که ظاهرا آن هم از آن ایشان است من محکوم و ایشان حاکم ؟ برگشتم !
سفر من به کاشان تمام شد ! کاشان که دیگر حتی اسمش هم جز یک خاطره مبهم و دردناک چیزی برایم ندارد ! چرا باید ما در مملکت خود با هم فرهنگ خود با هم زبان خود اینگونه برخورد را داشته باشیم ؟ چرا باید قانون ها را نه از روی کتاب قانون بلکه از روی کوتاه فکری خود بنویسم و تشریح کنیم ؟ مامور قانون تنها وظیفه اجرای قانون را دارد نه تفسیر آن ! با گرفتن عکس از در و دیوار و آینه کاری و کاشی چه صدمه ای به مجموعه ها وارد خواهد شد؟ و هزاران سوال دیگر که اصل آن به این برمیگردد که این خانه ها این موزه ها نباید در زیر اجرای قوانین دستگاه مربوطه باشد؟ نه آنگونه که در کاشان زیر نظر شهرداری کاشان و یا افراد خاص؟
باشد که بتوانیم ایران را برای همه ایرانیان در معرض دید قرار دهیم نه آنکه ایرانی با این غنای بالای فرهنگی و تاریخی به کشورهای همسایه برای دیدن تاریخی نه به اندازه مملکت خود روی آورد !
کاشان شهری برای دیدن توریست های خارجی و از ما بهتران !

2 دیدگاه برای “ما ملت توریست زده !”

  1. با درود فراوان:
    واقعا متاسفم از تمامی برخوردهایی که در این سفر با شما شده و من به جای تمام آنها از شما عذرخواهی میکنم. اما ایکاش به جای گذاشتن خاطره مبهم و دردناک در کوله بار خود، از خدمت آن مرد به ظاهر فهمیده!! در اومده بودید. و دیگه اینکه روز خودتون رو تلخ نمی کردید و با گوشی همراه خود عکس های زیبای خود را خلق می کردید. چون در هر حالی دید شما برای عکاسی بسیار ظریف و زیباست، چه با دوربین حرفه ای، چه با گوشی همراه.
    به هر حال امیدوارم دیگه شاهد این برخوردها نباشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.