اسنپ و مکافات هایش

مدتی است، شاید از همان ابتدای راه اندازی سیستم اسنپ که با خشنودی مثل بقیه مردم از امکانات تکنولوژی تاکسی های اینترنتی استفاده میکنم و سعی دارم علاوه بر تطبیق خود بر این حس مفهومی با شرایط فرهنگی و اجتماعی بتوانم بدون پیش داوری های معمول ما ایرانی ها به آن رضایت و تعلق خاطر برسم.
امروز به دلیل بعد زمانی و مکانی و کاری که داشتم از دو سرویس اسنپ استفاده کردم یکی برای رفت و دیگری در زمان برگشت. نمیدانم در کل چرا حس میکنم تاکسی های اینترنتی از همه شرکت ها در تهران مرتب تر و به قانون آشنایی بیشتری را دارند، تا در شهرستان ها! اما این برایم به صورت عادی در آمده و سعی در آن دارم تا خیلی موارد را که میبینم، نادیده تلقی کنم و در امتیاز دهی هم با رعایت انصاف بیشتر کمک در نحوه امتیاز رانندگان و ماشین ها باشم.
در مسیر رفت با وجودی که انتخابم دو مسیر و توقف هم مشخصا ذکر شده بود بین ۵ تا ۱۰ دقیقه اما راننده اظهار میکرد بر روی گوشی ندیده و نمیدانسته ! اما هر کجا که بخواهم مرا خواهد برد ! و علاوه بر آن چیزی که مرا آزار داد این بود که از بدو ورود به ماشین بوی سیر بسیاری فضای کوچک ماشین را پر کرده بود به نحوی که برای من قابل تحمل نبود و شیشه را در سرما تا نصفه به پایین آوردم تا بتوانم از شر بوی نامطبوع سیر خلاصی پیدا کنم! انتظاری از تمیزی ماشین نداشتم که همیشه و اکثرا ماشین ها در شهرستان ها کثیف است اما این بوی سیر ! در موقع پیاده شدن هم راننده محترم درخواست امتیاز داشت! مطابق همیشه برای امتیاز دهی وارد شدم و تنها توانستم آیتم نامناسب بودن فضای داخلی خودرو را علامت بزنم که ای کاش برای این موارد هم آیتمی در نظر میگرفتند! به هر صورت به مقصد رسیدم و پیاده شدم و در مسیر برگشت اوضاع بشدت خراب تر هم شد. با سوار شدن به ماشین بوی بسیار بد سیگار با وجودی که راننده سیگاری در دست نداشت مشامم را پر کرد. من که هیچ وقت نگرانی از مواردی چون بهم خوردن وضعیت معده در مقابل این گونه بوها نداشتم به مقصد نرسیده از ماشین پیاده شدم! حالت تهوع شدید حتی با بازکردن شیشه ماشین هم از بین نرفت! شاید امشب به اندازه طول عمر یک فرد سیگاری از نیکوتین اشباع شدم و هنوز که هنوز است حال مساعدی را پیدا نکردم. در صفحه امتیازات هم ذکر شده سیگار کشیدن راننده ! درست است که راننده سیگار در دست نداشت اما بوی نامطبوع سیگار تمام بدنم را فراگرفت. شاید این آخرین بار برای استفاده من از سیستمی خوب باشد.

آمار ورود گردشگران خارجی به ایران

امروز در خبرها آمده بود در گفتگویی که با آقای دکتر مونسان رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری انجام شده + ایشان گفته اند که در ۷ ماهه سال جاری، ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار گردشگر خارجی وارد کشور شده‌اند که نسبت به مدت مشابه سال گذشته رشد چشمگیری را نشان می‌دهد!
درست است که این آمار وجود دارد اما جناب مونسان هم بنا به دلیل شغلی خویش این را اذعان نداشته اند که علت این افزایش تنها بالارفتن قیمت دلار در برابر ریال است نه ساز و کارهای سازمان ایشان یا دیگر ادوات دولت و راه کارهای آنان! درست است که این آمار درست است اما چرا باید برای تبلیغات کاری و شغلی خود از حقیقت گریزان باشیم و اینگونه برداشت ها را از آمارها برای پیش بردن مقاصد خود و همین طور بالا نشان دادن کار کرد سازمانی خویش داشته باشیم؟
سوال اینجاست که آقای دکتر مونسان شما به عنوان رییس این سازمان که از عنوان خود بر محتوای کاری هویداست چه دستورالعملی برای این افزایش آمار داشته اید؟
چه تسهیلاتی نسبت به سال قبل برای ورود گردشگران خارجی بوجود آمده است؟
آیا با این وضعیت نابسامان دلار در قبال ریال فکری هم برای رونق و افزایش گردشگران ایرانی داشته ایم؟
آیا به این فکر افتاده ایم تا آماری را برای همین مدت از گردشگران ایرانی ارایه دهیم؟
آیا اینجور به نظر نمی آید که نه تنها افت قابل ملاحظه ای در سفرهای خارجی ایرانیان بوجود آمده، بلکه گردشگران ایرانی سبد گردشگری خود را از خارج از مرزهای ایران به داخل مرزهای ایران و استان های ایران تبدیل کرده اند؟
آیا این تغییر رفتار و الگو ناشی از امکاناتی بوده که آن سازمان برای میراث فرهنگی کشور و توسعه پایدار گردشگری در ایران داشته اند یا ناچاری که تحمیل به گردشگران ایرانی شده منجر به این تغییر رفتار گشته؟

بلاهای طبیعی!

طبیعت را نادرست اشغال کرده ایم و از تمامی منابع آن با تمامی ظرفیت استفاده میکنیم و روز به روز دریغ و افسوس برای گذشته داریم و هنوز هم متوجه نشدیم که گذشته و آینده را ما خود ساخته و میسازیم ! هرگاه طبیعت بنا به ظرفیت خود نشان خوبی را برای داشته های ما و منفعت ما به همراه داشت آن را از تلاش خود و نه چیز دیگر و هر گاه طبیعت بنا به ماهیت خود آن چه را ما نمی پسندیم از خود بر جا گذاشت به نام بلا آن هم نه از داشته های خود بلکه طبیعت می دانیم !
سیل – رانش زمین – خشکسالی – قحطی – کولاک – بی آبی و خیلی صفت های منفی که خود ساخته ذهن بشر بوده را به بلای طبیعت نسبت میدهیم و انتظار داریم این ها که اکثرا به نوعی برگشتی از عمل ماست رفع شود و برای آن دعا میکنیم !
در کلان شهر ها بدون رعایت استاندارد خاص همه معیار های جامعه را به زیر پا میگذاریم و در چپاول داشته های مادر طبیعت که بی چشم داشتی از دیر باز برایمان در سفره پهن کرده روز به روز وحشی تر شده ایم و بعد در مشکلات ساخته شده از همین عدم رعایت ها و برداشت های بی رویه شکایتمان به طبیعت است !
این روز ها دیگر حتی به آموزه های خود از گذشتگانمان هم بی پروا شده ایم و آنچه در گذشته نیاکان ما به خوبی آن را تجربه کرده اند و به سهم خود به خوبی نیز از آن بهره برده و یا راهی برای عبور از آن پیدا کرده اند پشت کرده و فقط به منافع خود فکر میکنیم !
همه این ها و خیلی موارد دیگر از این دست نتیجه ای جز از بین بردن طبیعت و محیط زیست و تنگناها و فشار بر اقشار جامعه ندارد و آن وقت است که به جای راه چاره که باید از قبل برای مشکلات و موارد غیر طبیعی فکر شده باشد و بعد از ایجاد یک بحران به فکر تشکیل ستادی برای آن هستیم ! کمی زود نیست؟ چرا باید برای سیل بعد از وقوع آن و ویرانی ها و از دست دادن جان انسان ها به فکر راه کار باشیم یا چرا برای لرزش زمین که میدانیم قطعا در پیش خواهیم داشت به جای فکر کردن و آمادگی برای این سیر و روش طبیعی زمین بلند مرتبه سازی ها و عدم مقاوم سازی ساختمان ها را در دستور داریم؟ از این دست بسیار است و همه میبینیم و مینشینیم تا بحرانی که خود بوجود آورده ایم تمام شود و بعد تا بحران بعدی !
ستاد بحران وقتی ایجاد می شود که از بحران رد شده ایم و در زمان پس از بحران هستیم ! چیزی که باید قبل از بحران بوجود می آمد! ستادی که جمع می شوند تا فکر کنند چه باید کرد!
برف و باران به همان دلایل ذکر شده کم شده و قهر طبیعت از داشته های ما خیلی وقت است که شروع شده اما چون در سال گذشته برف سنگین باران سنگین لرزش زمین را نداشته ایم دیگر باید آنها را فراموش کنیم و مسیل ها را پر کنیم و بر روی گسل ها بلند مرتبه سازی انجام دهیم و خیابان و کوچه ها را تنگ تر سازیم تا در آمد خیلی ها افزایش پیدا کند و جیب ها پر شود؟ و از آن طرف هم مشکلات مردم زیاد شده و خیلی ها جان خود را از دست دهند چون از قبل به هیچ چیز فکر نشده !
برداشت بی رویه از طبیعت از یک سو که خلاصه بر آن گذر کردم و از طرف دیگر بی اهمیت دانستن نکات مهم ی که با رعایت آن ها نه تنها از مشکلات کاسته می شود بلکه خود به صورت فرهنگ سازی برای آیندگان به جا می ماند. نکاتی که هم من هم شما هم اطرافیان ما و هم آن هایی که به دلایلی بر سر کاری برای رفع مشکلات جامعه قرار گرفته اند می بایست رعایت کنیم . هر کدام به فراخور احوالات خود. در این دنیای به روز و پر از تکنولوژی دیگر نیازی به نگاه به آسمان و پیدا کردن رد گسل ها و چین و چروک های زمین و یافتن ابر نیست و با این تنوع ابزاری که در دست داریم به راحتی میتوان رصد و پیش بینی هایی را انجام داد و یک شبه غافل گیر نشد. میتوان ستاد بحران را همیشه در حالت آماده باش قرار داد و کاسه چه کنم در بعد از بروز اتفاقات طبیعی و غیر طبیعی به دست نگرفت. وقتی همه می دانیم برای هفته آینده جبهه هوایی سرد و باران زا به کشور وارد می شود وقتی میدانیم سرما و برودت هوا در خیلی از نقاط این باران را به برف تبدیل می کند و یقین پیدا میکنیم که هشدار ها نشان از وضعیت بحرانی دارد من و شما به جای بیرون زدن از خانه و به قول خودمان تفریح می توانیم در خانه مانده و از سفرهایی که شاید غیر ضروری است پرهیز کنیم و همین طور کسانی که در ستاد های بحران منتظر بلا و رفع بلا دست به آسمان نهاده اند نیز میتوانند با رعایت کارهایی شاید ایتدایی از بروز فاجعه در ساعات بحران خود داری کنند . کار ها و مواردی که من میدانم شما میدانید و آنها هم می دانند . کاش بحران را در نطفه عقیم میکردیم تا به تماشای رشد آن باشیم. کاش ایران ما در خور نامش ایران بود.

این بار لرزش در شهر مقدس ! مشهد

بلایای طبیعی دست از سر کشور ما بر نمیدارد ! بلایایی که به همراه حوادث بی شماری که سببش خود ما در این کشور هستیم دست به دست هم داده و آرامش را از گوشه کنار ایران به دور ساخته ! هنوز از حادثه پلاسکو دور نشده بودیم که تصادفات جاده ای با آمار زیاد ضربه ای به جامعه ایران وارد کرد ضربه ای که خود ساخته خودمان با فرهنگ رانندگی و ماشین های غیر استاندارد و فرهنگ گردش در نوروز به هر بهایی بود! این بار از نوروز و حوادث اش زیاد دور نشدیم که باز دو گسل در سنگ سفید فریمان آزاد شد و زمین لرزه ای به شدت ۶ ریشتر را به همراه داشت ! درست است که شاید خسارت مالی این زمین لرزه بیش زا خسارت جانی آن بود اما با آزاد سازی انرژی بزرگی از زمین در این منطقه و نزدیکی محل آزاد سازی آن به سطح زمین شدت و احساس آن بیش از آن بود که بتواند در آستانه تحمل و ترس مردم قرار گیرد و باز حس ترس و وحشت همه را در اطراف مرکز زلزله لرزاند. چیزی که باید میشد و حس ترس هم به مانند دیگر احساسات بشری از روی آگاهی و هشدار به درجه بالا رسیده و مردم پریشان و نگران !
سوال های زیادی پیش می آید هم به صورت تخصصی و هم عامیانه از هر جهت ! به قولی دیگر خوب بود که از برگزاری کنسرت ها در مشهد جلوگیری به عمل آمد که شاید اگر این اتفاق افتاده بود الان تمامی بلایا بر سر برگزار کننده و مردم شرکت کننده میرفت و می شد از فکر انرژی و تخلیه آن بیرون شد ! آن موقع بود که علم زمین شناسی هم جای خود را با افکار و شایعه ها عوض میکرد و دیگر کسی به فکر گسل های منظقه سنگ سفید هم نبود ! بگذریم از آن و این و فقط بدانیم که لرزش زمین به این شدت و از طریق این گسل ها نشان از جمع شدن تدریجی سالیان سال انرژی زمین بوده و بی گمان با سستی پیش آمده در اثر بارندگی های اخیر در سازه های زمین شناسی منظقه سنگ سفید فریمان و گسل های آن منطقه به ناگاه انرژی زمین از این طریق راه به پوسته بیرونی یافته و خود را نشان داده است . چیزی که مهم است علاوه بر شدت و پس لرزه ها که از نظر علم زمین شناسی پدیده ای عادی به شمار میرود و باید تا هفته های اخیر هم شاهد این گونه پس لرزه ها باشیم این است که این آزاد سازی در نزدیکی پوسته بیرونی زمین بوده و به همین علت هم شدت زیادی را همراه داشته و هم زمین لرزه با صدای فراوان رخ داده که بر ترس و وحشت مردم افزوده است.
علاوه بر نکات ذکر شده لازم به ذکر است که در این گونه موارد هرچه در ارتفاع بالاتری از سطح زمین و ساختمان ها باشیم شدت بیشتری از لرزش ساختمان را میتوانیم حس کنیم و همین باعث وحشت بیشتر ما خواهد شد و کار پسندیده میتواند ترک نقاط بلند و به سطح آمدن باشد البته در زمانی که پس لرزه ها حس نمیشود!
حالا چرا پس لرزه و نه دوباره زلزله؟ در اینگونه فرایند زمین شناختی وقتی پس از زلزله اصلی لرزش های زمین رخ میدهد که شدت آن در مقیاس ریشتر از زمین لرزه اول کمتر است به آن دیگر زلزله نمی گویند و آن را پس لرزه های لرزش اصلی قلمداد میکنند.
همین طور با توجه به شایعاتی در خصوص مقایسه این زمین لرزه با زمین لرزه بم باید دانست که در بم نیز همانند این زمین لرزه شهر جدید آسیب بسیار کمی دید و بیشتر تخریب ها در شهر قدیم بم که فاقد ساختمان های جدید و مهندسی ساز بود و همین ارگ که از جنس خشت بود و قدمت فراوان داشت تخریب صورت گرفت … همان طور که در این زمین لرزه اخیر ۴ روستای قدیمی به همراه حمام بسیار قدیمی نیشابور تخریب شده و ساختمان های شهری مشهد دچار آوار و خرابی عمده ای نخواهد شد و نباید جای نگرانی از این دست و این گونه قیاس ها باشد.
به هر حال انسان دارای احساس گونانگون بوده که یکی از آن ها برای حفظ بشر بکار میرود و آن هم حس ترس می باشد و نباید از این حس مثل دیگر حس های بشری نگرانی یا پنهان کاری وجود داشته باشد. امید که هم وطنانم در آن خطه از میهن ام بتوانند به مرور به زندگی عادی خود بازگشته و این پدیده زمین شناسی نیز به زودی با آزاد شدن انرژی کامل خود از لرزش زمین رهایی یابد.

هرمز جزیره ای نزدیک و دور

حال زمین خیلی وقت است که خوب نیست و این خوب نبودن بیش از آنچه فکرش را میکنیم بر روی زندگی همه ما تاثیر گذار شده و ما را هم سو با این بدی با خود میبرد و ما هم روز به روز به جای فکری برای بهینه کردن اوضاع به سمت بد بودن میرویم و با دست بر روی دست گذاشتن نشسته ایم تا شاید کسی دیگر فکری برای ما بکند! کاری که از دست ما بر می آید از تک نک ما به عنوان کسانی که بر روی این زمین در حال زندگی هستیم را برای دیگران وانهاده ایم !

جزیزه هرمز که علاوه بر کوچکی دارای اهمیت فوق العاده ای در سیانت و حفاظت از ایران را دارد دچار این بحران بد بودن همانند دیگر مکان های ایران شده است ! دیگر هر کس را که میبینی با یک کوله کوچک و یا بززگ و با فکرهایی در جهت تخریب یا حفظ آن به این جزیزه کوچک سفر میکند و متاسفانه انباشت زباله خیلی زود اثر خود را در سواحل آن و خاک های رنگین تپه ها و کوه های آن گذاشته است و مردمان بی نهایت مهربان این جزیره را نیز توریست زده کرده و دیگر از آن هرمزی که شاید سالیانی نه چندان دور از آن در یادم است خبری نیست! دیگر هر زمان که پا به جزیره میگذارید افراد مختلفی را میبینید که با خود توشه بسیار برای اقامت ی یک تا چند روزه به همراه دارند و متاسفانه انباشت زباله های باز مانده را در حزیره رها می سازند و روز به روز این جزیره رو به فاجعه زیست محیطی میرود!

شاید ۱۰ سال پیش بود که به جزیره رفتم و معنی هرمز را یافتم ! آن زمان حتی اسکله ای هم برای کناره گرفتن قایق های کوچک به این شکل امروزی نبود و مردمان ه بس مهربان آن جا نیز با دیدنت بسیار شگفت زده می شدند و مهربانی آنها تا روزها انرژی خوبی را به همراهت راهی میکرد. آن روزها از برپایی تور های مختلف برای این جزیره بکر و زیبا خبری نبود و از هر کس ی اسم هرمز را نمی شنیدی ! درست برعکس حال حاضر که اسمش هم به کلاس گردش گری تبدیل شده و شاید این روزها همه در حال سفر به این جزیره کوچک هستند. همه بدون داشتن اطلاعات لازم و کافی خود را از طریق قشم یا بندرعباس به جزیره میرسانند تا دور از چشم دیگران ! چادری برپا کرده و بساط عیشی و … منظور از همه همان توریست نما ها و گردش گر نماهایی هستند که گردش گری و توریست بودن خود را به معنی تخریب محیط زیست و از بین بردن فرهنگ بومی منظقه و یا خیلی نکات دیگر می پندارند و باید در سفری چند روزه به قول خود تفریح داشته و به خوبی از تمامی امکانات استفاده کرده و از خود همه چیز برجا گذارند!

کاش حداقل در راستای همین گردش های نادرست از خود در این طبیعت بکر و زیبا چیزی برجا نگذاریم ! در این راستا کمپین خوبی برپا شده و همین جمعه یعنی ۱۸ فروردین ماه ۱۳۹۶ علاقمندان به هرمز و محیط زیست بر آن شده اند تا دست به دست هم داده و جزیره را از شر زباله های بشری خلاص کنند … اگر ما را همراه هستید به ما در همین جمعه بپیوندید … وعده ما جزیره هرمز برای اهمیت به خود و محیط زندگی خود.

حال ما خوب است ! اما تو باور نکن !

این روزها مشکل آب و نبود آن بیش از همیشه موجب نگرانی شده ! نگرانی که به بحران به در خواهد آمد و گریبان گیر همگان خواهد شد !  بی آبی و بحران آن در تمامی عرصه ها نه تنها فقط در کشاورزی یک مشکل خواهد بود و باید آگاه بود که این دشواری که اکنون به دلیل تغییرات اقلیمی همراه با عدم مدیریت صحیح آب است به زودی عوارض خود را در همه جا نمایان خواهد کرد و به طور مستقیم بر روی همه چیز اثر بخشی خواهد داشت !
درست است که تغییرات اقلیم در کره خاکی ما زمین به مرور در حال انجام است اما میتوان به جرات این را گفت که این تغییرات به دلایل بسیاری در کشور ما رشدی صد چندان پیدا کرده و تغییرات ی که در دنیا به مرور در حال انجام است در ایران به سرعت و آنی شده و مشکلات آن از قبیل کمبود آب – حشکسالی – بی آبی – رانش زمین – خشکی تالاب ها و مرداب ها – خشکی رودخانه ها و دریاچه ها – فرونشست زمین – آلایندگی زیستی و مجیطی – انتشار گرد و خاک به وسعت زیاد و خیلی مشکلات دیگر را میبینیم !
نیازی نیست تا برای درک بهتر موضوع به خوزستان یا آذرباییجان سفر کنیم ! کافی است تا در اطراف محل زندگی خود کمی دقیق تر شویم و دید خود را بازتر کنیم تا به راحتی تمام این موارد ناشی از بحران بوجود آمده را درک کنیم ! درست است که از چند سال پیش شعاری نمادین به عنوان جنگ بعدی بر سر آب است را شنیده بودیم اما هم اکنون مدت ها است که این جنگ در شهر ها و روستاهای ما بوقوع پیوسته و هر از گاهی این نزاع های قومی و جمعیتی را از جای جای میهن می شنویم و می بینیم. جنگی که در ایران بین مردم در حال عمل است یعنی بحران بی آبی و مشکلات آن !
چرا باید تالاب های پریشان و بختگان خشک شود ؟
چرا زاینده رود را اینچنین بی رحمانه رها کرده ایم ؟
چرا دریاچه ارومیه باید اینچنین حالی را داشته باشد ؟
چرا باید دریاچه مهارلو به نمک زاری بزرگ تبدیل شده باشد ؟
چرا هوای خوزستان قابل تنفس نیست ؟
چرا …. چرا … و چرا؟

درب بطری و ظرف های پلاستیکی

#طبیعت #محیط زیست

با تفکیک #زباله میانه ای دارید؟ یا شما هم از آن دسته آدم هایی هستید که فکری به حال محیط زیست خود و کودکانتان نیستید؟ شاید شما هم از آن دسته آدم هایی باشید که شانه ای تکان داده و از زیر هر بار مسیولیتی شانه خالی میکنید که به من چه !؟ امید دارم از دوستان و دنبال کنندگان این کانال این چنین افرادی را نداشته باشم .
به هر حال اگر تاکنون به دنبال این کار نیکو بوده اید و زباله ها را #تفکیک و به مامور های #شهرداری تحویل میداده اید لطفا این یکی را هم جدی بگیرید و #سر_بطری ها و شیشه های پلاستیکی را جدا کنید! حتما پیش خود میگویید چرا ؟ خوب است بدانید که محل هایی که به تفکیک زباله و احیا مواد پلاستیکی از قبیل بطری های پلاستیکی مشغول هستند به دلیل ناهمخوانی در های پلاستیکی و سفت این بطری ها آن ها را جدا کرده و به دور میریزند در صورتی که ما میتوانیم خودمان آن ها را نیز همچون دیگر مواد بازیافتی جدا کنیم و به دست جایی برسانیم که بیشتر از آن مکان های بازیافت برای ما ارزش داشته باشد. میگویید کجا؟
مدتی است در ایران کمپینی برای جمع آوری سر بطری ها و تحویل آن به مکان های خاص ایجاد شده که شما با جمع آوری و دادن آن ها به این محل ها آن ها را برای فروش این سر بطری ها به کارخانه های بازیافت کمک کرده اید و از محل در آمد این فروش این کمپین برای افراد معلول ویلچر خریداری میکند و بدست آن ها میرساند . پس چه چیز بهتر از این و اگر تا کنون این کار را نکرده اید از امروز سر بطری ها را ترجیحا به تفکیک رنگ جدا کرده و وقتی به مقدار زیاد رسید به محل هایی که به راحتی میتوانید آدرس آنها را از روی اینترنت پیدا کنید تحویل دهید.
برای کسب اطلاعات بیشتر از نحوه کار و شروع این کمپین به این لینک http://jamejamonline.ir/sara/1923684324051681328 مراجعه کنید
و همین طور به سایت http://hastamet.com برای اطلاعات مفید تر
و برای دانستن آدرس تحویل این سر بطری ها در هر شهر به این لینک http://hastamet.com/places مراجعه کنید
و دست به دست هم دهیم
ما انسان ها هیچ کدام تنها نیستیم و زندگی هر کداممان به دیگری گره خورده و زندگی ما نیز به طبیعت پس همراه هم شویم .

https://telegram.me/nafissi

کوچه بی نام

اول از هر چیز من نه منتقد سینما و فیلم هستم و نه تحلیل گر سینمایی ! من فقط یک بیننده فیلم هستم تا بتوانم با درستی و شیوه صحیح با یک فیلم ه خوب و در زمان های آزاد وقتم را پر کنم !
مدتی بود که تبلیغ و تیزر های فیلم کوچه بی نام را میدیدم و همیشه تا چند روز پیش در حسرت نداشتن وقتی برای دیدن این فیلم در سینما بودم و چند روز پیش متوجه شدم این فیلم پس از اکران در سینما به روی سینماهای خانگی هم آمده و توانستم فیلم را بر روی سی دی خریداری کنم. تا دیشب که با شوق ه فراوان برای دیدن فیلم دست بکار شدم و یک ساعت و نیم وقت خودم را در اختیار کارگردان و عوامل فیلم دادم و در آخر نیز به این پرسش رسیدم ! خوب که چی؟فیلمی با ضرب آهنگی تند ولی بی محتوا ! نشان گر جامعه و قشری از جامعه کشور ایران و کاملا بی هدف ! شاید اگر بازی خوب باران کوثری نبود فیلم از همین فراز و نشیب های بی سر و ته خود نیز می افتاد ! فیلمی که در تمامی صحنه ها و سکانس های آن از بازی خوب باران کوثری بهره میبرد و دیگر هیچ چیز را نداشت ! دختری از قشر پایین و پر جمعیت و همین طور مذهبی ایران که بر خلاف مسیر رودخانه شنا میکرد و بدون ترس جلوی پدر و مادر خود ایستاد و به راحتی میگفت خوب من هم این جور زاده شده ام ! پسری که مشخص شد به صورتی بسیار مبتذل تر از فیلم های کشور همسایه به مانند فیلم های ترکی شبکه های ماهواره ای از ارتباطی صیغه ای بوجود آمده و باز هم با عشق و عاشقی خواهر و برادری به نافرجام و بعد هم به سقوطی بی حاصل از سانحه هواپیما تن در داده و به نوعی از سناریو فیلم کنار گذاشته می شود و پدری که تا آن روز با سرپوشی داشتن همسری صیغه ای پسر خود را نیز منکر بوده است !
همه و همه داستان ه بی سر و ته فیلم را تشکیل داده و نه تنها آموزه ای در داستان مشخص نبوده بلکه پس از پایان این ساعت به هیچ جوابی هم نرسیدم ! فیلم را به هیچ عنوان برای هیچ قشری حتی قشر بیکاران جامعه توصیه نمیکنم !

شهید گمنام

امروز صبح به دیار مردگان سر زدم صبح زود و خلوت قبل از هیاهوی هر آدینه روز ! و به صورت اتفاقی نگاهم به سرایی افتاد که بر سر در آن عنوان شهدای گمنام حک شده بود.
دو واژه شهید و گمنام دو کلمه ای با قداست و معنی خاص ! که وقتی در کنار هم قرار میگیرد یک رشته غم را باخود به افکارت نزدیک میکند !
نا خود آگاه به همان طرف کشیده شدم و داخل شدم . خالی بود از مردمان زنده اگر زنده را این گونه تعبیر باشیم وگرنه آنان هنوز زنده اند و ما ادای زنده ها را در می آوریم! در ۴ ردیف با نظمی خاص با تاریخ پیدا شدن و تاریخ دفن و شماره ای به نام مجهولیت ! دلم به درد آمد ! از همان ابتدای ورود و دو چندان با دیدن این شماره ! کاش به جایش کلمه ای دیگر را گذاشته بودند !
دلم گرفت و دل را آنجا جا گذاشتم و دیگر متوجه نشدم کجا هستم و برای چه آمده ام ! هنوز هم در فکر این فرزندان ه کشور هستم اینهایی که تعدادشان بسیار است و هر روز هم بعد از مدت ها به آمارشان افزوده میشود. این هایی که هنوز هم چشم براه دارند و سینه هایی هنوز هم برایشان می سوزد. هنوز هم نگاه هایی بر در است که شاید روزی از آن در گم شده ای داخل شود !