دریاچه جوان در بیابان لوت

این روزها شاهد تشکیل دریاچه ای جوان در لوت میانی هستیم . دریاچه ای که از طغیان رود شور در فصل بارندگی ایجاد شده و تا کنون خشک نیز نشده است. مطلب خوبی را در این مورد میتوانید از اینجا + بخوانید.

فم تریپ

این روزها با پروژه جذاب و جالبی که #هدی_رستمی به خوبی هدایت گر آن بوده است تعدادی از فعالان شبکه های مجازی به خصوص اینستاگرام وارد ایران شده اند و با هدایت تیم خانم #رستمی و هماهنگی های صورت گرفته در حال بازدید و متعاقب آن نشان دادن جاذبه ها و مکان های شهر های ایران هستند.
متاسفانه در داخل ایران و حتی خارج از آن شاهد هستم که با این پروژه مخالفت شده و کاری که باید مدت ها قبل انجام میشد را کوچک شمرده و یا آن را به جریان هایی ربط میدهند که اگر این چنین هم باشد نقدی را بر این کار ارزنده نمیتوان داشت.
#فم_تریپ پروژه هایی هستند که در کشورها و شهرهای کل دنیا به نوع های مختلف اجرا می شوند و در جهت نشان دادن کشورها و شهرهایی که به نوعی در لیست مکان های دیدنی قرار نگرفته اند و یا کم قرار دارند به نحو موثری اجرا میشود که در این پروژه با هزینه کم و یا در کل رایگان فرد یا افرادی بنا به تصمیم شرکت ها و یا کشور های اجرا کننده دعوت شده و بدین ترتیب در شبکه های اجتماعی نکات مثبت و قوی مکان های بازدید شده نمود و نشان داده میشوند.
باید توجه کنیم که در این پروژه ها قرار نیست تا نداشته ها و یا دردهای اجتماع چه از بابت فرهنگی و چه سیاسی نمایش داده شود! این پروژه ها بر روی نقاط قوت تمرکز کرده و صرفا برای جذب بیشتر توریست ها اجرا میشود.
پس بیایید نگاه جهانی تری را از این داستان فم تریپ اجرا شده در ایران داشته باشیم نه نکات منفی جامعه و آنچه شاید واقعی تر است را عنوان کنیم. ایران زیبای ما قابلیت های زیادی را برای جذب صنعت توریست دارد که تا کنون اجزای هیچ دولتی کامل به آن نپرداخته است.

هجوم سیل یا حماقت؟

برای بار دیگر فاجعه ای رخ داد و این بار هم باز درون شهر و خسارت های مالی و جانی فراوان برای بی تدبیری دست اندرکاران قبل و فعلی کسانی که خود را صالح و مدبر می دانند. شیراز و نوروز بی مثالی که همیشه زبان زد همه بوده است و مسافران زیادی برای دیدن این شهر زیبا در مقصد نهایی خود و یا به صورت عبوری از آن دیدن می کنند. شهری که از ابتدای تنگه الله اکبر ورودی خود همیشه برای همه رهروان جاده ای و با دیدن دروازه قرآن لبخند را به چهره می آورد و امسال با همه بی تدبیری ها توانست لبخند ها را به اشک و فریاد تبدیل سازد!
سال ها است برای رسیدن به تنگه الله اکبر از سمت مرودشت به سوی شیراز دیگر در تک خط جاده و پشت سر کامیون ها دقیقه ها سپری نمیشود و با کشیدن جاده جدید و تعریض جاده قدیم توانسته اند مشکل ترافیک ورودی شهر را به خوبی حل نمایند و از آن جا بالاتر به تدبیر آن رسیدند که باید دروازه قرآن شهر را هم برای حفاظت بیشتر از روی جاده حذف کرده و ماشین ها به مانند سالیان قبل از زیر آن گذر نکنند. اما همه و همه این ها با چه تدبیر و روشی؟ اینها به چه قیمتی؟ اگر بخواهم در مورد سازه دروازه ای شهر سخن گویم خود نیاز به ساعت ها بحث و نظریه است تا آن چه هم اکنون به عنوان نمایی بسیار زشت و جلوه ای امروزی را به عنوان دروازه ای قدیمی جا بزنیم و ثابت کنیم این کار و این شیوه مرمت از تخریب کلی بنای دروازه قرآن نیز بدتر بوده است.
جاده حال حاضر در ورودی شهر شیراز که در کنار دروازه قرآن است درست بعد از پر کردن مسیل رودخانه فصلی حدود سی سال پیش کشیده شده و دست اندرکاران آن زمان به خیال خود با کشیدن لوله ای در مسیل رودخانه فصلی تنگ الله اکبر خطر بروز اتفاق سیل را ازمیان برده اند. امروز پنجم فروردین ماه ۱۳۹۸ مصیبت بزرگی برای مهمانان نوروزی با حماقت مدبران و دست اندرکاران اتفاق افتاد و هموطنان بیگناه ما دچار گرفتاری های زیادی شدند.
کاش وقتی خودمان تدبیری نداریم از گذشتگان یاد میگرفتیم و میدانستیم بر عکس این زمان، اسلاف ما دقیق بر رفتار طبیعت اشراف داشته و حق طبیعت را به جای می آوردند. ای کاش میتوانستیم عبرتی برای سال های بعد داشته باشیم که میدانم باز هم دچار اینگونه مشکلات خواهیم شد.

اسنپ و مکافات هایش

مدتی است، شاید از همان ابتدای راه اندازی سیستم اسنپ که با خشنودی مثل بقیه مردم از امکانات تکنولوژی تاکسی های اینترنتی استفاده میکنم و سعی دارم علاوه بر تطبیق خود بر این حس مفهومی با شرایط فرهنگی و اجتماعی بتوانم بدون پیش داوری های معمول ما ایرانی ها به آن رضایت و تعلق خاطر برسم.
امروز به دلیل بعد زمانی و مکانی و کاری که داشتم از دو سرویس اسنپ استفاده کردم یکی برای رفت و دیگری در زمان برگشت. نمیدانم در کل چرا حس میکنم تاکسی های اینترنتی از همه شرکت ها در تهران مرتب تر و به قانون آشنایی بیشتری را دارند، تا در شهرستان ها! اما این برایم به صورت عادی در آمده و سعی در آن دارم تا خیلی موارد را که میبینم، نادیده تلقی کنم و در امتیاز دهی هم با رعایت انصاف بیشتر کمک در نحوه امتیاز رانندگان و ماشین ها باشم.
در مسیر رفت با وجودی که انتخابم دو مسیر و توقف هم مشخصا ذکر شده بود بین ۵ تا ۱۰ دقیقه اما راننده اظهار میکرد بر روی گوشی ندیده و نمیدانسته ! اما هر کجا که بخواهم مرا خواهد برد ! و علاوه بر آن چیزی که مرا آزار داد این بود که از بدو ورود به ماشین بوی سیر بسیاری فضای کوچک ماشین را پر کرده بود به نحوی که برای من قابل تحمل نبود و شیشه را در سرما تا نصفه به پایین آوردم تا بتوانم از شر بوی نامطبوع سیر خلاصی پیدا کنم! انتظاری از تمیزی ماشین نداشتم که همیشه و اکثرا ماشین ها در شهرستان ها کثیف است اما این بوی سیر ! در موقع پیاده شدن هم راننده محترم درخواست امتیاز داشت! مطابق همیشه برای امتیاز دهی وارد شدم و تنها توانستم آیتم نامناسب بودن فضای داخلی خودرو را علامت بزنم که ای کاش برای این موارد هم آیتمی در نظر میگرفتند! به هر صورت به مقصد رسیدم و پیاده شدم و در مسیر برگشت اوضاع بشدت خراب تر هم شد. با سوار شدن به ماشین بوی بسیار بد سیگار با وجودی که راننده سیگاری در دست نداشت مشامم را پر کرد. من که هیچ وقت نگرانی از مواردی چون بهم خوردن وضعیت معده در مقابل این گونه بوها نداشتم به مقصد نرسیده از ماشین پیاده شدم! حالت تهوع شدید حتی با بازکردن شیشه ماشین هم از بین نرفت! شاید امشب به اندازه طول عمر یک فرد سیگاری از نیکوتین اشباع شدم و هنوز که هنوز است حال مساعدی را پیدا نکردم. در صفحه امتیازات هم ذکر شده سیگار کشیدن راننده ! درست است که راننده سیگار در دست نداشت اما بوی نامطبوع سیگار تمام بدنم را فراگرفت. شاید این آخرین بار برای استفاده من از سیستمی خوب باشد.

آمار ورود گردشگران خارجی به ایران

امروز در خبرها آمده بود در گفتگویی که با آقای دکتر مونسان رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری انجام شده + ایشان گفته اند که در ۷ ماهه سال جاری، ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار گردشگر خارجی وارد کشور شده‌اند که نسبت به مدت مشابه سال گذشته رشد چشمگیری را نشان می‌دهد!
درست است که این آمار وجود دارد اما جناب مونسان هم بنا به دلیل شغلی خویش این را اذعان نداشته اند که علت این افزایش تنها بالارفتن قیمت دلار در برابر ریال است نه ساز و کارهای سازمان ایشان یا دیگر ادوات دولت و راه کارهای آنان! درست است که این آمار درست است اما چرا باید برای تبلیغات کاری و شغلی خود از حقیقت گریزان باشیم و اینگونه برداشت ها را از آمارها برای پیش بردن مقاصد خود و همین طور بالا نشان دادن کار کرد سازمانی خویش داشته باشیم؟
سوال اینجاست که آقای دکتر مونسان شما به عنوان رییس این سازمان که از عنوان خود بر محتوای کاری هویداست چه دستورالعملی برای این افزایش آمار داشته اید؟
چه تسهیلاتی نسبت به سال قبل برای ورود گردشگران خارجی بوجود آمده است؟
آیا با این وضعیت نابسامان دلار در قبال ریال فکری هم برای رونق و افزایش گردشگران ایرانی داشته ایم؟
آیا به این فکر افتاده ایم تا آماری را برای همین مدت از گردشگران ایرانی ارایه دهیم؟
آیا اینجور به نظر نمی آید که نه تنها افت قابل ملاحظه ای در سفرهای خارجی ایرانیان بوجود آمده، بلکه گردشگران ایرانی سبد گردشگری خود را از خارج از مرزهای ایران به داخل مرزهای ایران و استان های ایران تبدیل کرده اند؟
آیا این تغییر رفتار و الگو ناشی از امکاناتی بوده که آن سازمان برای میراث فرهنگی کشور و توسعه پایدار گردشگری در ایران داشته اند یا ناچاری که تحمیل به گردشگران ایرانی شده منجر به این تغییر رفتار گشته؟

بلاهای طبیعی!

طبیعت را نادرست اشغال کرده ایم و از تمامی منابع آن با تمامی ظرفیت استفاده میکنیم و روز به روز دریغ و افسوس برای گذشته داریم و هنوز هم متوجه نشدیم که گذشته و آینده را ما خود ساخته و میسازیم ! هرگاه طبیعت بنا به ظرفیت خود نشان خوبی را برای داشته های ما و منفعت ما به همراه داشت آن را از تلاش خود و نه چیز دیگر و هر گاه طبیعت بنا به ماهیت خود آن چه را ما نمی پسندیم از خود بر جا گذاشت به نام بلا آن هم نه از داشته های خود بلکه طبیعت می دانیم !
سیل – رانش زمین – خشکسالی – قحطی – کولاک – بی آبی و خیلی صفت های منفی که خود ساخته ذهن بشر بوده را به بلای طبیعت نسبت میدهیم و انتظار داریم این ها که اکثرا به نوعی برگشتی از عمل ماست رفع شود و برای آن دعا میکنیم !
در کلان شهر ها بدون رعایت استاندارد خاص همه معیار های جامعه را به زیر پا میگذاریم و در چپاول داشته های مادر طبیعت که بی چشم داشتی از دیر باز برایمان در سفره پهن کرده روز به روز وحشی تر شده ایم و بعد در مشکلات ساخته شده از همین عدم رعایت ها و برداشت های بی رویه شکایتمان به طبیعت است !
این روز ها دیگر حتی به آموزه های خود از گذشتگانمان هم بی پروا شده ایم و آنچه در گذشته نیاکان ما به خوبی آن را تجربه کرده اند و به سهم خود به خوبی نیز از آن بهره برده و یا راهی برای عبور از آن پیدا کرده اند پشت کرده و فقط به منافع خود فکر میکنیم !
همه این ها و خیلی موارد دیگر از این دست نتیجه ای جز از بین بردن طبیعت و محیط زیست و تنگناها و فشار بر اقشار جامعه ندارد و آن وقت است که به جای راه چاره که باید از قبل برای مشکلات و موارد غیر طبیعی فکر شده باشد و بعد از ایجاد یک بحران به فکر تشکیل ستادی برای آن هستیم ! کمی زود نیست؟ چرا باید برای سیل بعد از وقوع آن و ویرانی ها و از دست دادن جان انسان ها به فکر راه کار باشیم یا چرا برای لرزش زمین که میدانیم قطعا در پیش خواهیم داشت به جای فکر کردن و آمادگی برای این سیر و روش طبیعی زمین بلند مرتبه سازی ها و عدم مقاوم سازی ساختمان ها را در دستور داریم؟ از این دست بسیار است و همه میبینیم و مینشینیم تا بحرانی که خود بوجود آورده ایم تمام شود و بعد تا بحران بعدی !
ستاد بحران وقتی ایجاد می شود که از بحران رد شده ایم و در زمان پس از بحران هستیم ! چیزی که باید قبل از بحران بوجود می آمد! ستادی که جمع می شوند تا فکر کنند چه باید کرد!
برف و باران به همان دلایل ذکر شده کم شده و قهر طبیعت از داشته های ما خیلی وقت است که شروع شده اما چون در سال گذشته برف سنگین باران سنگین لرزش زمین را نداشته ایم دیگر باید آنها را فراموش کنیم و مسیل ها را پر کنیم و بر روی گسل ها بلند مرتبه سازی انجام دهیم و خیابان و کوچه ها را تنگ تر سازیم تا در آمد خیلی ها افزایش پیدا کند و جیب ها پر شود؟ و از آن طرف هم مشکلات مردم زیاد شده و خیلی ها جان خود را از دست دهند چون از قبل به هیچ چیز فکر نشده !
برداشت بی رویه از طبیعت از یک سو که خلاصه بر آن گذر کردم و از طرف دیگر بی اهمیت دانستن نکات مهم ی که با رعایت آن ها نه تنها از مشکلات کاسته می شود بلکه خود به صورت فرهنگ سازی برای آیندگان به جا می ماند. نکاتی که هم من هم شما هم اطرافیان ما و هم آن هایی که به دلایلی بر سر کاری برای رفع مشکلات جامعه قرار گرفته اند می بایست رعایت کنیم . هر کدام به فراخور احوالات خود. در این دنیای به روز و پر از تکنولوژی دیگر نیازی به نگاه به آسمان و پیدا کردن رد گسل ها و چین و چروک های زمین و یافتن ابر نیست و با این تنوع ابزاری که در دست داریم به راحتی میتوان رصد و پیش بینی هایی را انجام داد و یک شبه غافل گیر نشد. میتوان ستاد بحران را همیشه در حالت آماده باش قرار داد و کاسه چه کنم در بعد از بروز اتفاقات طبیعی و غیر طبیعی به دست نگرفت. وقتی همه می دانیم برای هفته آینده جبهه هوایی سرد و باران زا به کشور وارد می شود وقتی میدانیم سرما و برودت هوا در خیلی از نقاط این باران را به برف تبدیل می کند و یقین پیدا میکنیم که هشدار ها نشان از وضعیت بحرانی دارد من و شما به جای بیرون زدن از خانه و به قول خودمان تفریح می توانیم در خانه مانده و از سفرهایی که شاید غیر ضروری است پرهیز کنیم و همین طور کسانی که در ستاد های بحران منتظر بلا و رفع بلا دست به آسمان نهاده اند نیز میتوانند با رعایت کارهایی شاید ایتدایی از بروز فاجعه در ساعات بحران خود داری کنند . کار ها و مواردی که من میدانم شما میدانید و آنها هم می دانند . کاش بحران را در نطفه عقیم میکردیم تا به تماشای رشد آن باشیم. کاش ایران ما در خور نامش ایران بود.

پارکینگی به اسم ایران

بنا به مقتضیات روحیه و علاقمندی ام به کشورهای زیادی سفر کرده ام چه از نوع پیشرفته و چه عقب افتاده و یا در حال توسعه و نمیدانم که آیا قابل مقایسه است ایران ما با کشورهای در حال توسعه و یا باید کشورمان را با کشورهای عقب افتاده مقایسه کنیم و یا شاید هم پیشرفته؟ نظر شما چیست؟
در بیشتر جوامع در حال توسعه و پیشرفته مشکل ترافیک و پر بودن خیابان ها از ماشین های تک سرنشین را به نوعی حل کرده اند اما ما هنوز دچار این مشکل هستیم و به نظر هم نمی آید که راه حلی برای مشکل ترافیک و ازدیاد ماشین ها داشته باشیم ! بسیار در این زمینه فکر کردم و راه هایی را در ذهن خودم مرور ! چرا باید ایران ما در جای جای خود و نه تنها در کلان شهرها بلکه در شهرستان های کوچک خود نیز دچار ترافیک باشد و مشکل تعداد ماشین ها به علتی برای آلودگی های مختلف به در آید؟
آلودگی های صوتی آلودگی های زیست محیطی و آلودگی های تنفسی ! همه و همه گریبان گیر نسل ما و نسل های فردای ما هستند و همگی به دلیل بحران ماشین زدگی جامعه ما بوجود آمده است. در کشوری که با وجود گران بودن قیمت ماشین و پایین بودن مبلغ دستمزد های کار هنوز هم همه باید برای خود یک ماشین داشته باشند و هیچ نهاد و سازمانی هم به طور قاطع برای ارایه راه کار و تسهیلات به جلو نیامده تا این مشکل را به طور قطعی حل کند.
درست برعکس ما در کشورهای دیگر با وجود پایین بودن قیمت ماشین ها فرهنگ خرید و استفاده صحیح رعایت می شود و ترافیک به آن معنایی که در کشور ما وجود دارد دیده نمی شود!
درست است که در جوامع پیشرفته خرید راحت خودرو برای همگان امکان پذیر است اما نگهداری آن به جهت های مختلف دچار این ایست برای داشتن ماشین شده چرا که هر فرد با وجود تمکن مالی و امکان خرید خودرو خود را وارد این مقوله نکرده و از بستر بسیار خوب حمل و نقل عمومی بهره میبرد و همین است که در صنعت حمل و نقل عمومی بودجه های کلان صرف می شود و مردم جامعه نیز از خدمت رسانی این بستر رضایت کامل را دارند و این هم باز درست برعکس کشور ما و فرهنگ استفاده از این بستر ! و در مقوله دیگر شما با داشتن ماشین برای پارک در سطح شهر و حتی پارکینگ آپارتمان مسکونی خود نیز دچار مشکل خواهید شد چرا که باید برای این پارک ها نیز هزینه های مربوطه را پرداخت کنید و اینجاست که همه این دلایل که شاید کوچک به شمار آیند دست به دست هم داده و فرهنگ درست مصرف کردن و استفاده کردن خودرو را برای جوامع غربی رقم میزند. چیزی که در کشور ما وجود ندارد ! جای پارک بسیار و مجانی … حمل و نقل عمومی بسیار بد و نابسامان که همه و همه این مشکل ترافیک و آلودگی ها را در پی خواهد داشت ! آیا روزی میرسد که فرزندان ما به آسایشی نسبی در شهر ها برسند؟

آزادی هنوز هم زنده است!

اولین مناظره انتخاباتی هم برگزار شد و این بار جای خوشحالی دارد که میبینیم نماد تهران و برج شهیاد یا آزادی نیز در این مناظره جا گرفته و برخلاف دوره قبل که به عنوان نماد کوه دماوند و قله آن عکسی از قله فوجی ژاپن را پشت سر کاندیداها قرار داده بودند این بار نماد تهران جایی در این مناظره و این استدیو داشت. برجی که حال و روز خوبی را ندارد و با چکه کردن های مداوم در باران و خراب شدن سنگ های بیرون و داخل آن رو به پوسیدگی و از میان رفتن است هنوز هم با قوت ایستاده و میبینیم که عوامل صحنه آرا نیز به خوبی آن را در این استودیو قرار داده اند و در استودیو حداقل حالش خوب است و رنگ و لعاب خوبی را به خود گرفته ! کاش کمی مهلت بدهند و این آقایان نظری هم به زیر پای خود کرده و فکری برای از بین نرفتن این نماد زیبای تهران بکنند.

این بار لرزش در شهر مقدس ! مشهد

بلایای طبیعی دست از سر کشور ما بر نمیدارد ! بلایایی که به همراه حوادث بی شماری که سببش خود ما در این کشور هستیم دست به دست هم داده و آرامش را از گوشه کنار ایران به دور ساخته ! هنوز از حادثه پلاسکو دور نشده بودیم که تصادفات جاده ای با آمار زیاد ضربه ای به جامعه ایران وارد کرد ضربه ای که خود ساخته خودمان با فرهنگ رانندگی و ماشین های غیر استاندارد و فرهنگ گردش در نوروز به هر بهایی بود! این بار از نوروز و حوادث اش زیاد دور نشدیم که باز دو گسل در سنگ سفید فریمان آزاد شد و زمین لرزه ای به شدت ۶ ریشتر را به همراه داشت ! درست است که شاید خسارت مالی این زمین لرزه بیش زا خسارت جانی آن بود اما با آزاد سازی انرژی بزرگی از زمین در این منطقه و نزدیکی محل آزاد سازی آن به سطح زمین شدت و احساس آن بیش از آن بود که بتواند در آستانه تحمل و ترس مردم قرار گیرد و باز حس ترس و وحشت همه را در اطراف مرکز زلزله لرزاند. چیزی که باید میشد و حس ترس هم به مانند دیگر احساسات بشری از روی آگاهی و هشدار به درجه بالا رسیده و مردم پریشان و نگران !
سوال های زیادی پیش می آید هم به صورت تخصصی و هم عامیانه از هر جهت ! به قولی دیگر خوب بود که از برگزاری کنسرت ها در مشهد جلوگیری به عمل آمد که شاید اگر این اتفاق افتاده بود الان تمامی بلایا بر سر برگزار کننده و مردم شرکت کننده میرفت و می شد از فکر انرژی و تخلیه آن بیرون شد ! آن موقع بود که علم زمین شناسی هم جای خود را با افکار و شایعه ها عوض میکرد و دیگر کسی به فکر گسل های منظقه سنگ سفید هم نبود ! بگذریم از آن و این و فقط بدانیم که لرزش زمین به این شدت و از طریق این گسل ها نشان از جمع شدن تدریجی سالیان سال انرژی زمین بوده و بی گمان با سستی پیش آمده در اثر بارندگی های اخیر در سازه های زمین شناسی منظقه سنگ سفید فریمان و گسل های آن منطقه به ناگاه انرژی زمین از این طریق راه به پوسته بیرونی یافته و خود را نشان داده است . چیزی که مهم است علاوه بر شدت و پس لرزه ها که از نظر علم زمین شناسی پدیده ای عادی به شمار میرود و باید تا هفته های اخیر هم شاهد این گونه پس لرزه ها باشیم این است که این آزاد سازی در نزدیکی پوسته بیرونی زمین بوده و به همین علت هم شدت زیادی را همراه داشته و هم زمین لرزه با صدای فراوان رخ داده که بر ترس و وحشت مردم افزوده است.
علاوه بر نکات ذکر شده لازم به ذکر است که در این گونه موارد هرچه در ارتفاع بالاتری از سطح زمین و ساختمان ها باشیم شدت بیشتری از لرزش ساختمان را میتوانیم حس کنیم و همین باعث وحشت بیشتر ما خواهد شد و کار پسندیده میتواند ترک نقاط بلند و به سطح آمدن باشد البته در زمانی که پس لرزه ها حس نمیشود!
حالا چرا پس لرزه و نه دوباره زلزله؟ در اینگونه فرایند زمین شناختی وقتی پس از زلزله اصلی لرزش های زمین رخ میدهد که شدت آن در مقیاس ریشتر از زمین لرزه اول کمتر است به آن دیگر زلزله نمی گویند و آن را پس لرزه های لرزش اصلی قلمداد میکنند.
همین طور با توجه به شایعاتی در خصوص مقایسه این زمین لرزه با زمین لرزه بم باید دانست که در بم نیز همانند این زمین لرزه شهر جدید آسیب بسیار کمی دید و بیشتر تخریب ها در شهر قدیم بم که فاقد ساختمان های جدید و مهندسی ساز بود و همین ارگ که از جنس خشت بود و قدمت فراوان داشت تخریب صورت گرفت … همان طور که در این زمین لرزه اخیر ۴ روستای قدیمی به همراه حمام بسیار قدیمی نیشابور تخریب شده و ساختمان های شهری مشهد دچار آوار و خرابی عمده ای نخواهد شد و نباید جای نگرانی از این دست و این گونه قیاس ها باشد.
به هر حال انسان دارای احساس گونانگون بوده که یکی از آن ها برای حفظ بشر بکار میرود و آن هم حس ترس می باشد و نباید از این حس مثل دیگر حس های بشری نگرانی یا پنهان کاری وجود داشته باشد. امید که هم وطنانم در آن خطه از میهن ام بتوانند به مرور به زندگی عادی خود بازگشته و این پدیده زمین شناسی نیز به زودی با آزاد شدن انرژی کامل خود از لرزش زمین رهایی یابد.

هرمز جزیره ای نزدیک و دور

حال زمین خیلی وقت است که خوب نیست و این خوب نبودن بیش از آنچه فکرش را میکنیم بر روی زندگی همه ما تاثیر گذار شده و ما را هم سو با این بدی با خود میبرد و ما هم روز به روز به جای فکری برای بهینه کردن اوضاع به سمت بد بودن میرویم و با دست بر روی دست گذاشتن نشسته ایم تا شاید کسی دیگر فکری برای ما بکند! کاری که از دست ما بر می آید از تک نک ما به عنوان کسانی که بر روی این زمین در حال زندگی هستیم را برای دیگران وانهاده ایم !

جزیزه هرمز که علاوه بر کوچکی دارای اهمیت فوق العاده ای در سیانت و حفاظت از ایران را دارد دچار این بحران بد بودن همانند دیگر مکان های ایران شده است ! دیگر هر کس را که میبینی با یک کوله کوچک و یا بززگ و با فکرهایی در جهت تخریب یا حفظ آن به این جزیزه کوچک سفر میکند و متاسفانه انباشت زباله خیلی زود اثر خود را در سواحل آن و خاک های رنگین تپه ها و کوه های آن گذاشته است و مردمان بی نهایت مهربان این جزیره را نیز توریست زده کرده و دیگر از آن هرمزی که شاید سالیانی نه چندان دور از آن در یادم است خبری نیست! دیگر هر زمان که پا به جزیره میگذارید افراد مختلفی را میبینید که با خود توشه بسیار برای اقامت ی یک تا چند روزه به همراه دارند و متاسفانه انباشت زباله های باز مانده را در حزیره رها می سازند و روز به روز این جزیره رو به فاجعه زیست محیطی میرود!

شاید ۱۰ سال پیش بود که به جزیره رفتم و معنی هرمز را یافتم ! آن زمان حتی اسکله ای هم برای کناره گرفتن قایق های کوچک به این شکل امروزی نبود و مردمان ه بس مهربان آن جا نیز با دیدنت بسیار شگفت زده می شدند و مهربانی آنها تا روزها انرژی خوبی را به همراهت راهی میکرد. آن روزها از برپایی تور های مختلف برای این جزیره بکر و زیبا خبری نبود و از هر کس ی اسم هرمز را نمی شنیدی ! درست برعکس حال حاضر که اسمش هم به کلاس گردش گری تبدیل شده و شاید این روزها همه در حال سفر به این جزیره کوچک هستند. همه بدون داشتن اطلاعات لازم و کافی خود را از طریق قشم یا بندرعباس به جزیره میرسانند تا دور از چشم دیگران ! چادری برپا کرده و بساط عیشی و … منظور از همه همان توریست نما ها و گردش گر نماهایی هستند که گردش گری و توریست بودن خود را به معنی تخریب محیط زیست و از بین بردن فرهنگ بومی منظقه و یا خیلی نکات دیگر می پندارند و باید در سفری چند روزه به قول خود تفریح داشته و به خوبی از تمامی امکانات استفاده کرده و از خود همه چیز برجا گذارند!

کاش حداقل در راستای همین گردش های نادرست از خود در این طبیعت بکر و زیبا چیزی برجا نگذاریم ! در این راستا کمپین خوبی برپا شده و همین جمعه یعنی ۱۸ فروردین ماه ۱۳۹۶ علاقمندان به هرمز و محیط زیست بر آن شده اند تا دست به دست هم داده و جزیره را از شر زباله های بشری خلاص کنند … اگر ما را همراه هستید به ما در همین جمعه بپیوندید … وعده ما جزیره هرمز برای اهمیت به خود و محیط زندگی خود.